Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
dead carriage
کرایه باربری جهت فرفیت استفاده نشده
Other Matches
unused capacity
فرفیت استفاده نشده
dead freight
هزینه حمل بابت فرفیت استفاده نشده
load carring capacity
فرفیت باربری
load capacity
فرفیت باربری
freight tonne
فرفیت باربری به واحد تن محاسبه نرخ حمل براساس تن
portage
کرایه فرفیت کشتی
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
carriages
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriage
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
frees
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
rate of capacity utilization
نرخ استفاده از فرفیت
virgins
استفاده نشده
virgin
استفاده نشده
third party lease
توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
unused resources
منابع استفاده نشده
loose ends
سر ازاد نخ چیز استفاده نشده
loose end
سر ازاد نخ چیز استفاده نشده
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
capacitor
وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
elimination
بخشی از داده هنوز استفاده نشده است
hire purchase
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
factor
در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
factors
در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
emptier
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
empty
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
emptied
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
emptiest
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
empties
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
defaults
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
default
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
fractional T
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
berthing capacity
فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
backbones
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbone
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
dark fiber
فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
dark fibre
فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
checkerboarding
سازمان حافظه که در صفحات قدیمی یا بخشهایی از حافظه پر شده است ودر بین این فضاها محلهای استفاده نشده قرار دارد
valence
واحد فرفیت فرفیت شیمیایی
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
carload shipment
حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
porterage
باربری
freight
باربری
material handling bridge
پل باربری
cartage
باربری باگاری
carriage costs
هزینه باربری
burthen
باربری برگردان
goods trains
قطار باربری
beast of burden
حیوان باربری
porterage
مخارج باربری
goods train
قطار باربری
slings
حلقه باربری
sling
حلقه باربری
slinging
حلقه باربری
carrying vessel
کشتی باربری
portage
مخارج باربری
handing charge
هزینه باربری
airfreight
باربری هوایی
truckline
سرویس باربری
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
unsought
جستجو نشده کشف نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
attack cargo ship
ناو باربری تهاجمی
trucking
واگن روباز چرخ باربری
california bearing ratio
توان باربری نسبی کالیفرنیا
trucked
واگن روباز چرخ باربری
trucks
واگن روباز چرخ باربری
truck
واگن روباز چرخ باربری
opportune lift
فرفیت حمل اضافی یا فرفیت حمل باقیمانده
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
broad shoulders
نیروی باربری یا طاقت تحمل مسئولیت
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
deck department
قسمت اداره امور باربری و کالای ناوگان
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
limit state of failure
حالت حدی که برای ان حداکثرفرفیت باربری حاصل شده باشد
outside porter
باربری که بنه مسافران را ازایستگاه راه اهن بیرون میبرد
grid anode capacity
فرفیت بین شبکه و اند فرفیت بین شبکه و پلاک
incomplete
انجام نشده پر نشده
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
backfreight
پس کرایه
hiring
کرایه
fares
کرایه
fraught
کرایه
transport charges
کرایه
carriage forward
پس کرایه
fare
کرایه
carrige forward
پس کرایه
fared
کرایه
freight
کرایه
meed
کرایه
back freigt
پس کرایه
balance of freight
پس کرایه
cost of transport
کرایه
back rent
پس کرایه
passage money
کرایه
leases
کرایه
freight forward
پس کرایه
hire
کرایه
lease
کرایه
rent
کرایه
hires
کرایه
freight collect
پس کرایه
faring
کرایه
carfare
کرایه اتوبوس
demurrage
کرایه معطلی
carfare
کرایه ماشین
fare
کرایه مسافر
fares
کرایه مسافر
carrige
کرایه حمل
faring
کرایه مسافر
fared
کرایه مسافر
hach
کرایه دادن
rent
کرایه کردن
passage money
کرایه مسافر
back freigt
پرداخت کرایه
hire
کرایه کردن
hires
کرایه دادن
hires
کرایه کردن
affreight
کرایه کردن
hiring
کرایه کردن
renter
کرایه نشین
passages
دریا کرایه
passage
دریا کرایه
to charter
کرایه کردن
hire
کرایه دادن
let out on hire
کرایه دادن
freight
کرایه کشتی
tenant
کرایه نشین
tenants
کرایه نشین
freight
کرایه کردن
hack
درشکه کرایه
hacked
درشکه کرایه
hacks
درشکه کرایه
hiring
کرایه دادن
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
bitmap
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
How much is the fare to ... ?
کرایه تا ... چقدر است؟
railway freight
کرایه راه اهن
hiring
اجرت کرایه کردن
tenants
کرایه نشین متصرف
hires
اجرت کرایه کردن
tenant
کرایه نشین متصرف
to freight out and home
دوسره کرایه کردن
twon car
اتومبیل کرایه مسافری
hire
اجرت کرایه کردن
charter
دربست کرایه دادن
fare
کرایه حمل و نقل
chartering
دربست کرایه دادن
to let something on a lease
کرایه دادن چیزی
to rent out something
کرایه دادن چیزی
to hire out something
کرایه دادن چیزی
back rent
کرایه عقب افتاده
carriage forward
کرایه در مقصدپرداخت میشود
fared
کرایه حمل و نقل
cartage
کرایه گاری مکاری
chartered
دربست کرایه دادن
to let something
[British E]
[Real Estate]
کرایه دادن چیزی
faring
کرایه حمل و نقل
fares
کرایه حمل و نقل
charters
دربست کرایه دادن
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
band
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
taximeter
نشان دهنده کرایه تاکسی
carrige forward
کرایه به عهده گیرنده کالا
freighter
کرایه کننده کشتی باری
freighters
کرایه کننده کشتی باری
fiacre
کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
rent
کرایه اجاره کردن یا دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com