English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
parlormaid کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
Other Matches
drawing rooms سالن پذیرایی
drawing room سالن پذیرایی
valhalla سالن پذیرایی خدای اودین
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
reception پذیرایی
receptions پذیرایی
entertainments پذیرایی
entertainment پذیرایی
parlor اطاق پذیرایی
levee مجلس پذیرایی
receptor پذیرایی کننده
drawing room اطاق پذیرایی
receptors پذیرایی کننده
palor اطاق پذیرایی
lodged پذیرایی کردن
lodges پذیرایی کردن
lodge پذیرایی کردن
open house پذیرایی از مهمان
entertains پذیرایی کردن
entertained پذیرایی کردن
entertain پذیرایی کردن
drawing rooms اطاق پذیرایی
receives پذیرایی کردن از
parlors اطاق پذیرایی
parlour اطاق پذیرایی
parlours اطاق پذیرایی
receive پذیرایی کردن از
accessible آماده پذیرایی
reception room اتاق پذیرایی
reception rooms اتاق پذیرایی
red carpet علامت پذیرایی مخصوص
entertainments تفریحات پذیرایی کردن
to serve oneself از خود پذیرایی کردن
entertainment تفریحات پذیرایی کردن
amusements فریب خوردگی پذیرایی
amusement فریب خوردگی پذیرایی
wait on (someone) hand and foot <idiom> به هر نحوی پذیرایی کردن
accessibility امادگی برای پذیرایی
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
to keep open house ازهرکس پذیرایی کردن
roll out the red carpet <idiom> حسابی پذیرایی کردن
at home پذیرایی در ساعت معین
presence chamber اطاق بار یا پذیرایی
amphitheater سالن
coliseum سالن
receptions قدرت پذیرش پذیرایی کردن
reception قدرت پذیرش پذیرایی کردن
do the honors <idiom> مثل یک مهماندا پذیرایی کردن
welcoming خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcome خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomed خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomes خوشامد گفتن پذیرایی کردن
hospitalization پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
one's d. روز پذیرایی شخص درهفته
living room سالن نشیمن
living rooms سالن نشیمن
galleries سرسرا سالن
gallery سرسرا سالن
mess سالن غذاخوری
messes سالن غذاخوری
salon سالن زیبایی
concourse سالن اصلی
arrival hall سالن ورود
beauty salon سالن زیبایی
mass hall سالن نهارخوری
lyceum سالن بحث
colosseum سالن بزرگ
arrival hall سالن ورود
showrooms سالن نمایشگاه
showroom سالن نمایشگاه
music halls سالن موسیقی
music hall سالن موسیقی
mass hall سالن غذاخوری
salons سالن زیبایی
gyms سالن ژیمناستیک
lobbied سالن انتظار
basilicas سالن درازومستطیل
lobbies سالن انتظار
basilica سالن درازومستطیل
gym سالن ژیمناستیک
ballrooms سالن رقص
ballroom سالن رقص
lobby سالن انتظار
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
lobbied سالن هتل و مهمانخانه
saloons سالن زیبایی رستوران
saloon سالن زیبایی رستوران
officer's mess سالن غذاخوری افسران
lobby سالن هتل و مهمانخانه
dojang سالن تمرین تکواندو
refectories سالن ناهار خوری
astrodome سالن رسد خانه
dramshop سالن مشروب فروشی
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
court tennis تنیس داخل سالن
lobbies سالن هتل و مهمانخانه
indoor soccer فوتبال داخل سالن
beauty shop سالن ارایش وزیبایی
refectory سالن ناهار خوری
wardroom سالن بیماران بیمارستان
departure hall سالن ترک کردن
parlor car سالن استراحت قطار
saloon car واگن سالن دار
lyceum سالن سخنرانی عمومی
basilica کلیساهایی که سالن دراز دارند
The hall has three exits. سالن دارای سه خروجی است.
basilicas کلیساهایی که سالن دراز دارند
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Is there a beauty salon in the hotel? آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
mess hall سالن غذا خوری سرباز خانه
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
pullman car واگن سالن دار که جای خواب نیز دارد
gatecrashers کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
gatecrasher کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
blobber کلفت
ladys maid کلفت
femme de chambre کلفت
maidservant کلفت
labrose لب کلفت
handmaid کلفت
hand maid کلفت
chamberer کلفت
chamber maid کلفت
biddy کلفت
bonne کلفت
charwoman کلفت
burly کلفت
housemaid کلفت
housemaids کلفت
squatty کلفت
swabber کلفت
moll کلفت
tirewoman کلفت
trull کلفت
heavy-set کت و کلفت
stocky کلفت
stockiest کلفت
stockier کلفت
servant maid کلفت
molls کلفت
thick کلفت
thicker کلفت
thickest کلفت
charwomen کلفت
chambermaid کلفت
chambermaids کلفت
handmaiden کلفت
handmaidens کلفت
woman کلفت
thick-skinned پوست کلفت
waitresses ندیمه کلفت
muslinet مشمش کلفت
moppy کلفت بلند
incrassate کلفت کردن
thick weft نخ پود کلفت
thickening کلفت سازی
odalisque کلفت یا صیغه
pachydermatous پوست کلفت
roughneck گردن کلفت
doubling کلفت ریسی
thick warp نخ تار کلفت
parlour maid کلفت سرمیز
stiff necked گردن کلفت
pachydrmatous پوست کلفت
thick skinned پوست کلفت
dumpy گردن کلفت
poutingly لب کلفت کنان
waitress ندیمه کلفت
blunting کلفت کردن
girl دوشیزه کلفت
girls دوشیزه کلفت
ruffian گردن کلفت
ruffians گردن کلفت
hawser طناب کلفت
hawsers طناب کلفت
thickset تنگ کلفت
blunter کلفت کردن
impassive پوست کلفت
ancilla پیشخدمت زن کلفت
yaks گاومیش دم کلفت
yak گاومیش دم کلفت
blunts کلفت کردن
thicken کلفت کردن
thicken کلفت ترشدن
thickened کلفت کردن
thickened کلفت ترشدن
thickens کلفت کردن
thickens کلفت ترشدن
blunted کلفت کردن
blunt کلفت کردن
plank تخته کلفت
bluntest کلفت کردن
stodgy گردن کلفت
baryphonia کلفت صدایی
incrassate کلفت شدن
junk board مقوای کلفت
heavyset کلفت زمخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com