English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
Other Matches
assets and liabilities دارائیها و بدهیها
liability reserve ذخیره بدهیها
nephrogenic ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
hotter کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hot کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hottest کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
renounces انکار کردن
repudiates انکار کردن
forswearing انکار کردن
repudiate انکار کردن
renounced انکار کردن
denies انکار کردن
deny انکار کردن
back-pedalled انکار کردن
denied انکار کردن
forswears انکار کردن
renouncing انکار کردن
abnegate انکار کردن
renege انکار کردن
gainsaying انکار کردن
reneged انکار کردن
disaffirm انکار کردن
reneges انکار کردن
reneging انکار کردن
back-pedal انکار کردن
repudiating انکار کردن
forswear انکار کردن
back-pedalling انکار کردن
gainsaid انکار کردن
disclaimed انکار کردن
disclaim انکار کردن
back-pedals انکار کردن
disclaims انکار کردن
renounce انکار کردن
gainsays انکار کردن
recant انکار کردن
gainsay انکار کردن
recanted انکار کردن
recanting انکار کردن
denying انکار کردن
recants انکار کردن
disclaiming انکار کردن
forswear باسوگند انکار کردن
forswearing باسوگند انکار کردن
deny انکار یا حاشا کردن
forswears باسوگند انکار کردن
denies انکار یا حاشا کردن
negative رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives رد یا تکذیب یا انکار کردن
denied انکار یا حاشا کردن
denying انکار یا حاشا کردن
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
owning to his i. to do that نظر به عجزاواز کردن انکار
to make [deny] an allegation تهمتی زدن [ را انکار کردن]
there is no p of doing it کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
forsaking رها کردن انکار کردن
forsake رها کردن انکار کردن
forsakes رها کردن انکار کردن
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
kidneys کلیه
all کلیه
all- کلیه
kidney کلیه
reins کلیه ها
cross examination به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
paranephric مجاور کلیه
floating kidney کلیه متحرک
nephralgia قولنج کلیه
entireforce کلیه قوا
entireforce کلیه نیرو
renal gravel ریک کلیه
nephroptosis کلیه متحرک
renal calculus ریگ کلیه
renal gravel حصات کلیه
reniform شبیه کلیه
all hands کلیه پرسنل
reniform کلیه مانند
all men کلیه مردم
all arms کلیه نیروها
renal وابسته به کلیه ها
ornis کلیه مرغان یک سرزمین
paranephros غده روی کلیه
azoth علاج کلیه دردها
reins محل کلیه در بدن
against all risks در براب کلیه خطرات
tenantary کلیه مستاجرین یک ملک
demesne کلیه زمین مایملک یک شخص
syngraph سندی که به مهر و امضا کلیه
The ship and all its crew were lost . کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
kidney stone [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
the total population تمامی نفوس کلیه جمعیت
all available کلیه توپخانه حاضر به تیر
the t. population کلیه جمعیت همه مردم
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
nephrolith سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
renal calculus [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
retractaion انکار
repudiation انکار
denegation انکار
abnegation انکار رد
gainsay انکار
disavowing انکار
contradiction انکار
disavows انکار
negation انکار
disavowed انکار
recantation انکار
denial انکار
disproval انکار
disclamation انکار
disaffirmation انکار
disavowal انکار
gainsaying انکار
disavow انکار
abjuration انکار
contradictions انکار
denials انکار
gainsays انکار
gainsaid انکار
avifauna کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
flora کلیه گیاهان یک سرزمین گیاه نامه
nephrosis بیماری کلیه که بیشترلولههای کلیوی را مبتلامیکند
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
adrenocortical وابسته به قشر غدهء فوق کلیه
fauna کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
adrenal مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
irrefutable انکار ناپذیر
denier انکار کننده
palinode صنعت انکار
self-denial انکار خویشتن
forswore انکار کرد
unchallenged انکار ناپذیر
deniable قابل انکار
self-denial انکار نفس
undeniably انکار ناپذیر
retractable انکار پذیر
gainsayer انکار کننده
undeniable انکار ناپذیر
irrefutability انکار ناپذیری
self denial انکار نفس
self renunciation انکار نفس
self abnegation انکار نفس
cortin ماده فعاله قشر غده فوق کلیه
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
suet چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند
Cicim جاجیم و یا کلیه بافت های ساده کفپوش
troop test ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
All wages were scaled up to 15 per cent . کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
corporative state حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
All thing considered. باتوجه به کلیه مسایل (تمام جوانب امر )
renunciatory ناشی از انکار نفس
renunciative ناشی از انکار نفس
negatory مبنی بر نفی یا انکار
atheism انکار وجود خدا
peremptory غیر قابل انکار
he has a good mind که انکار را انجام دهد
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
atheistic وابسته به انکار خدا
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
We ought to (should)examineit in all itsaspects. باید کلیه جهات وجوانب آنرا بررسی کنیم
gentelmen's agreement کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
banc جلسهای که با حضور کلیه قضات یک دادگاه تشکیل شود
comprehensive job کاری که کلیه اجزا ان در رشته واحدی مجتمع شود
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
how nicely he did it چقدرخوب انکار را انجام داد
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
irrefragable غیر قابل انکار و تکذیب
rebuttable presumption فرض قانونی قابل انکار
estoppel عدم امکان انکار پس از اقرار
self abnegating انکار کننده نفس خود
farraginous تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
garrison forces قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
This is contray to all moral principles ( codes ) . این کار مخالف کلیه اصول وضوابط اخلاقی است
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
conclusive or irrebuttable presumption فرض قانونی غیر قابل انکار
we underwrite the company ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
pure interest سود ویژه منافعی که پس از کسر کلیه استهلاکات به سرمایه گذارپرداخت میشود
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
grand slams علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
grand slam علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
executed contract قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
legalism اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
historcicism فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
ideologies روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideology روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
adrenaline هورمون قسمت مرکز غده فوق کلیه که بالا برندهء خون و فشارخون است
ejectment باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
member banks در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
cosmopolitanism سیستم " جهان وطنی " اعتقاد به لزوم حسن تفاهم واحترام متقابل بین کلیه ملل واقوام عالم
estoppel اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com