English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English Persian
lack کمبود نیازمندی
lacked کمبود نیازمندی
lacks کمبود نیازمندی
Other Matches
short-handed داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
short handed داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
necessitousness نیازمندی
neediness نیازمندی
requirement نیازمندی
crying need نیازمندی مبرم
dependency بستگی نیازمندی
necessity نیاز نیازمندی
necessitously از روی نیازمندی
dependencies بستگی نیازمندی
needfully از روی نیازمندی
needily از روی نیازمندی
need نیازمندی در احتیاج داشتن
needed نیازمندی در احتیاج داشتن
penury تنگدستی نیازمندی زیاد
needing نیازمندی در احتیاج داشتن
need نیازمندی احتیاج لازم داشتن
needed نیازمندی احتیاج لازم داشتن
needing نیازمندی احتیاج لازم داشتن
over production عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
deficits کمبود
deficit کمبود
shortsage کمبود
shortfall کمبود
shortfalls کمبود
shortcomings کمبود
shortage کمبود
deficiencies کمبود
deficiency کمبود
leakage کمبود
shortcoming کمبود
shortages کمبود
leakages کمبود
underpopulation کمبود جمعیت
time trouble کمبود وقت
oxygen deficit کمبود اکسیژن
hard up <idiom> کمبود پول
scurvy کمبود ویتامین C
lacking فقدان کمبود
credit tightness کمبود اعتباری
leakages کمبود و کسری
leakages کمبود کسر
leakage کمبود و کسری
leakage کمبود کسر
anoxia کمبود اکسیژن
deficient دارای کمبود
immune defect کمبود ایمنی [پزشکی]
understaffed دچار کمبود کارمند
lack of confidence کمبود اعتماد به نفس
lack of self-confidence کمبود اعتماد به نفس
immunodeficiency کمبود ایمنی [پزشکی]
leukopenia کمبود گویچههای سفیدخون
labor shortage کمبود نیروی کار
beriberi بیماری کمبود ویتامن B
avitaminosis کمبود ویتامینها در بدن
acholia فقدات یا کمبود صفرا
dearth قحط و غلا کمبود
shortcoming نکته ضعف کمبود
scorbutic ناشی از کمبود ویتامین C
short supply اماد کمبود دار
shortcomings نکته ضعف کمبود
defective دارای کمبود معیوب
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
demand paging در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
deficits کسر موازنه کمبود سرمایه
attenuation کاهش یا کمبود قدرت سیگنال
hypoxia کمبود اکسیژن در بافتهای بدن
deficit کسر موازنه کمبود سرمایه
mulnutrition کمبود مواد غذائی در بدن
degradation کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
deficits کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
deficit کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
xerophthalmia رمد چشم مرضی در اثر کمبود ویتامین A
The room is stuffy. هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
tare and tret وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
nonaligned نوک خواندن که در همان محل رسانه مغناطیسی نیست که نوک نوشتن بود. تولید کمبود کیفیت سیگنال
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com