English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
extenuate کم ارزش قلمداد کردن
Other Matches
to palm off as قلمداد کردن
to describe as قلمداد کردن
incriminating مقصر قلمداد کردن
criminate جانی قلمداد کردن
incriminated مقصر قلمداد کردن
incriminates مقصر قلمداد کردن
pronounce quilty مجرم قلمداد کردن
to set ذیحق قلمداد کردن
incriminate مقصر قلمداد کردن
pass off بخرج دادن قلمداد کردن
plead not guilty خود رابیگناه قلمداد کردن
assigns قلمداد کردن اختصاص دادن
assign قلمداد کردن اختصاص دادن
assigned قلمداد کردن اختصاص دادن
assigning قلمداد کردن اختصاص دادن
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
penalizing کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalised کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
incriminate به جرمی متهم کردن گناهکار قلمداد کردن
incriminates به جرمی متهم کردن گناهکار قلمداد کردن
penalizes کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalises کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalized کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalize کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
incriminating به جرمی متهم کردن گناهکار قلمداد کردن
incriminated به جرمی متهم کردن گناهکار قلمداد کردن
penalising کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
putative قلمداد شده
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
he could p for an englishman بجای یک نفرانگلیسی قلمداد میشود
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
downgrading کم ارزش کردن
downgrades کم ارزش کردن
downgraded کم ارزش کردن
downgrade کم ارزش کردن
belittled کم ارزش کردن
debunks کم ارزش کردن
debunking کم ارزش کردن
debunked کم ارزش کردن
belittling کم ارزش کردن
debunk کم ارزش کردن
belittles کم ارزش کردن
belittle کم ارزش کردن
disvalue بی ارزش کردن
valuate ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
abase تحقیرنمودن کم ارزش کردن
to belittle oneself خود را کم ارزش کردن
void بی ارزش باطل کردن
abasing تحقیرنمودن کم ارزش کردن
abases تحقیرنمودن کم ارزش کردن
pseudoscience مجموعه تئوریها وفرضیه هاوروشهایی که بغلط علمی قلمداد میگردند
actualization تبدیل به ارزش حال کردن
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
blather حرف بی ارزش زدن صحبت بی معنی کردن
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
rewarding پر ارزش
small change کم ارزش
treasure با ارزش
avail ارزش
punk بی ارزش
worth ارزش
worth با ارزش
fustian بی ارزش
good for nothing بی ارزش
junky بی ارزش
values ارزش
valuing ارزش
shotten بی ارزش
value ارزش
market value ارزش
naught بی ارزش
no par بی ارزش
regardant با ارزش
trivalence سه ارزش
valueless بی ارزش
worthiness ارزش
worm eaten بی ارزش
prices ارزش
price ارزش
picayubnish بی ارزش
cost ارزش
low grade کم ارزش
low level کم ارزش
trivalency سه ارزش
unvalued بی ارزش
punks بی ارزش
rubbish بی ارزش
worthless بی ارزش
big ticket با ارزش
raffish بی ارزش
picayune بی ارزش
brummagem کم ارزش
brummagem بی ارزش
meed پاداش ارزش
rental value ارزش اجارهای
indexation ارزش ترازی
depreciation کم ارزش شمردن
cheapest کم ارزش پست
market value ارزش بازاری
cheaper کم ارزش پست
cheap کم ارزش پست
valuations ارزش گذاری
nominal value ارزش اسمی
coupling valve ارزش اتصال
critical value ارزش بحرانی
net worth ارزش خالص
call by value فراخوانی با ارزش
net value ارزش خالص
net price ارزش خالص
net net worth ارزش خالص
declared value ارزش افهارشده
decrease in value کاهش ارزش
monetary value ارزش پولی
valuation ارزش گذاری
manufacture cost ارزش ساخت
man friday کمک با ارزش
axiology ارزش شناسی
axiology علم ارزش ها
average value ارزش میانگین
auxiliary value ارزش کومکی
present value ارزش فعلی
esteem رعایت ارزش
added value ارزش افزوده
end value ارزش انتهایی
book value ارزش دفتری
scale value ارزش مقیاسی
maintenance cost ارزش نگهداری
salavage value ارزش اسقاطی
scrap value ارزش اسقاطی
quantitative value ارزش مقداری
diagnostic value ارزش تشخیصی
salvage value ارزش بازیافتنی
differential cost ارزش نهایی
belittlement کم ارزش سازی
absolute volue ارزش مطلق
use value ارزش استفاده
value in exchange ارزش مبادله
value in use ارزش استفاده
value in use ارزش استعمال
value of assets ارزش دارائی ها
value of money ارزش پول
quantitative value ارزش کمی
production cost ارزش ساخت
prime cost ارزش اولیه
present worth ارزش فعلی
present worth ارزش حال
undervaluation کم ارزش گذاری
value for money ارزش پول
value date تاریخ ارزش
use value ارزش استعمال
use by value استفاده با ارزش
valorization تعیین ارزش
valuably بطور با ارزش
value added ارزش افزوده
code value ارزش رمز
commercial value ارزش تجارتی
value analysis تحلیل ارزش
value as security ارزش تضمین
present value ارزش فعلی
waff نظر بی ارزش
present value ارزش حال
base rates ارزش اولیه
paradox of value تناقض ارزش
par value ارزش اسمی
truth value ارزش درستی
objective value ارزش واقعی
objective value ارزش عینی
calorific value ارزش گرمایی
caloric value ارزش گرمایی
call price ارزش اسمی
base rate ارزش اولیه
capital value ارزش سرمایه
valence توان ارزش
place value ارزش مکانی
cost account ذکر ارزش
cost finding ارزش یابی
real value ارزش واقعی
capitalized value ارزش سرمایهای
capital value ارزش فعلی
capital value ارزش سرمایهای
penny worth ارزش یک پنی
numerical value ارزش عددی
loss of value افت ارزش
heating value ارزش گرمایی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com