English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
Search result with all words
centralized control انجام کنترل به طریقه تمرکزی
centralized control کنترل تمرکزی
centralized items اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
Other Matches
centralized تمرکزی
concentative تمرکزی تغلیظی
concentrated fire تیر تمرکزی
centralized items اقلام اماد تمرکزی
centralised تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralises تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralising تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralized به طور تمرکزی انجام شده
centralize تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralizes تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralizing تمرکز دادن تمرکزی کردن
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
consolidated motor pool خودروگاه تمرکزی خودروگاه عمومی یا مشترک
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
minor control کنترل کم
check-up کنترل
check-ups کنترل
controlling کنترل
line control کنترل خط
control کنترل
control code کد کنترل
rein کنترل
controls کنترل
government control کنترل دولتی
digital control کنترل دیجیتالی
cu واحد کنترل
data control کنترل داده ها
pulpit میز کنترل
error control کنترل خطا
governing mode روش کنترل
frequency control کنترل فرکانس
frequency check کنترل فرکانس
pulpits میز کنترل
fly control برج کنترل
forms control کنترل فرم ها
grid control کنترل شبکه
carriage کنترل چاپگر
controllable قابل کنترل
carriages کنترل چاپگر
hydraulic tracer control کنترل پیستونی
cortical control کنترل مغزی
cpu واحد کنترل
hoo heap کنترل نفس
ctrl کلید کنترل
birth control کنترل موالید
ground control کنترل زمینی
controllability قابلیت کنترل
flow control کنترل جریان
direct control کنترل مستقیم
bridle کنترل کردن
fiscal control کنترل مالی
experimental control کنترل ازمایشی
exchange control کنترل ارزی
fire control کنترل اتش
external control کنترل خارجی
controlling کنترل کردن
controlling کنترل بازبینی
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
controls کنترل کردن
bridled کنترل کردن
bridles کنترل کردن
flight control کنترل پرواز
remote control کنترل از دور
electric control کنترل الکتریکی
electronic control کنترل الکترونیکی
control کنترل کردن
control کنترل بازبینی
full command کنترل کامل
exchange control کنترل ارز
bridling کنترل کردن
damage control کنترل خسارات
controls کنترل بازبینی
camshaft محور کنترل
control desk میز کنترل
control bus گذرگاه کنترل
control block بلوک کنترل
control block کنده کنترل
control area منطقه کنترل
contract control کنترل دینامیکی
contract control کنترل تغایر
relay یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed یچ کنترل الکترومغناطیسی
relays یچ کنترل الکترومغناطیسی
command and control کنترل و فرماندهی
control bus مسیر کنترل
control cable کابل کنترل
control console کنسول کنترل
control console پیشانه کنترل
control computer کامپیوتر کنترل
control code رمز کنترل
control circuits مدارهای کنترل
control circuit مدار کنترل
control character دخشه کنترل
control cards کارتهای کنترل
control card کارت کنترل
coercive control کنترل قهری
close control کنترل نزدیک
bowden control cable کابل کنترل
bank sluice دریچه کنترل
automatic control کنترل خودکار
asynchronous control کنترل ناهمگام
arms control کنترل سلاح
arbitrary control کنترل فرضی
air way station ایستگاه کنترل
air control کنترل هوایی
accuracy control کنترل دقت
access control کنترل دستیابی
budgetary control کنترل بودجهای
budgetary control کنترل بودجه
cintrol mechanism مکانیسم کنترل
checks and balance کنترل و مقابله
check mark علامت کنترل
uncontrolled کنترل نشده
central control panel مرکز کنترل
frame کنترل هایی
carriage control کنترل نورد
cascade control کنترل زنجیرهای
cam control بادامک کنترل
controlled کنترل شده
camshafts محور کنترل
control slide غلتگاه کنترل
control slide کشوی کنترل
control signal علامت کنترل
control markings علایم کنترل
control sheet برگ کنترل
control sequence ترتیب کنترل
takeover اعمال کنترل
takeovers اعمال کنترل
control section قسمت کنترل
control section بخش کنترل
check-ups کنترل کردن
check-up کنترل کردن
control word کلمه کنترل
control wheel صفحه کنترل
control unit واحد کنترل
control system سیستم کنترل
control surface سطح کنترل
control structure ساخت کنترل
control store انباره کنترل
control station ایستگاه کنترل
control rod میله کنترل
control register ثبات کنترل
control lever اهرم کنترل
control language زبان کنترل
control key کلید کنترل
control grid شبکه کنترل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com