English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
corporation که دارای شخصیت حقوقی باشند
corporations که دارای شخصیت حقوقی باشند
Other Matches
incorporates شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporating شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporate شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
corporate دارای شخصیت حقوقی
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
juridical personality شخصیت حقوقی
legal personality شخصیت حقوقی
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
incorporation جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
personalize دارای شخصیت کردن
personified دارای شخصیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
sparse array ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
radialized دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
manhood suffrage حق رای یا ا انتخاب که بمردهایی داده میشود که دارای سال قانونی باشند
soft keys کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
apolitical دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
split personality تعدد شخصیت شخصیت دو نیم
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
Turkaman rugs فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
spandrel لچک [در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
judge advocate general رئیس دادرسی ارتش مشاور حقوقی وزارت جنگ یا وزارت دفاع مشاور حقوقی ارتش
class b allotment کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
identity شخصیت
personas شخصیت ها
persona شخصیت ها
peronality شخصیت
identities شخصیت
personae شخصیت ها
personalities شخصیت
presence شخصیت
intrapsychic با شخصیت
persons شخصیت
sympatric هم شخصیت
individuality شخصیت
selfdom شخصیت
person شخصیت
personage شخصیت
personages شخصیت
notability شخصیت
personality شخصیت
personality integration یکپارچگی شخصیت
modal personality شخصیت هنجاری
shut in personality شخصیت بسته
impersonator شخصیت دهنده
impersonators شخصیت دهنده
primary personality شخصیت نخستین
impersonal فاقد شخصیت
ethos شخصیت ملی
multiple personality شخصیت چندگانه
characterization توصیف شخصیت
selfhood شخصیت خودپسندی
anal personality شخصیت مقعدی
personification تجسم شخصیت
schizoid personality شخصیت اسکیزوئید
paranoid personality شخصیت پارانویای
personality type سنخ شخصیت
individuate شخصیت دادن
personality module واحد شخصیت
epileptoid personality شخصیت صرعی
personification شخصیت بخشی
personality assessment ارزیابی شخصیت
personology شخصیت شناسی
personality disintegration تلاشی شخصیت
personality trait ویژگی شخصیت
personality disorder اختلال شخصیت
personality disturbance اختلال شخصیت
dual personality شخصیت دوگانه
depersonalization زوال شخصیت
syntality شخصیت گروهی
depersonalize بی شخصیت کردن
inadequate personality شخصیت نابسنده
personality structure ساخت شخصیت
personify شخصیت دادن به
personality inventory پرسشنامه شخصیت
self شخصیت جنبه
personality test ازمون شخصیت
personifying شخصیت دادن به
hypostatize or size شخصیت دادن به
hysterical personality شخصیت هیستریایی
personified شخصیت دادن به
cosmopolite شخصیت جهانی
superego شخصیت اخلاقی
personifies شخصیت دادن به
impersonality عدم شخصیت
to create an image for oneself as somebody شخصیت دادن
impersonify شخصیت دادن به
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
psychopathic personality شخصیت جامعه ستیز
luminaries پر فروغ شخصیت تابناک
premorbid personality شخصیت پیش مرضی
being موجود زنده شخصیت
luminary پر فروغ شخصیت تابناک
personage شخصیت بازیگران داستان
peronality انتقادات راجع به شخصیت
to have a magnetic personality شخصیت مغناطیسی داشتن
depersonalize فاقد شخصیت کردن
personages شخصیت بازیگران داستان
heart of gold <idiom> شخصیت بخشنده داشتن
amour propre عزت نفس شخصیت
characters مجسم کردن شخصیت
character مجسم کردن شخصیت
heart of stone <idiom> شخصیت با یک سرنوشت وخوی بی رحم
ciothes do not make the man. <proverb> لباس شخصیت نمی آورد .
triune اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
sixteen factor personality questionnaire پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت
prepsychotic personality شخصیت پیش روان پریشی
intrapsychic واقع دردرون شخصیت یا روان
star turn ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
personifier مجسم کننده شخصیت دیگری
de jure حقوقی
jural حقوقی
legal حقوقی
soundex code کد حقوقی
juridical حقوقی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
personal remarks اشارات وسخنانی که به شخصیت کسی برخورد
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
anthropomorphism تصور شخصیت انسانی برای چیزی
personalize شخصیت را مجسم کردن ونشان دادن
masculinize شخصیت مردانه در زنی بوجود اوردن
california tests of personality ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
pay voucher سند حقوقی
jeopardy گرفتاری حقوقی
solicitor مشاور حقوقی
solicitors مشاور حقوقی
pay voucher حواله حقوقی
pay grade ضریب حقوقی
commentaries تفسیر حقوقی
commentary تفسیر حقوقی
artificial persons اشخاص حقوقی
juristically از لحاظ حقوقی
legal advisor مشاور حقوقی
soundex code کد حقوقی پرسنلی
juridical person شخص حقوقی
corporate body شخص حقوقی
legal fiction تصور حقوقی
civil داخلی حقوقی
medicolegal پزشکی- حقوقی
civil proceedings اقدامات حقوقی
legal counsel مشاور حقوقی
legal مشروع حقوقی
law agent نماینده حقوقی
law term اصطلاح حقوقی
legal adviser مشاور حقوقی
legal committee کمیته حقوقی
legal department اداره حقوقی
legal entity شخص حقوقی
juridically از لحاظ حقوقی
legal person شخص حقوقی
Legal Advisor مشاور حقوقی
legal responsibility مسئوولیت حقوقی
jurisprudence علم حقوقی
array می باشند
the like of you باشند
arrays می باشند
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
identified مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
mmpi شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا
identifying مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identify مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identifies مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
penal <adj.> سزاوار مجازات [حقوقی]
actionable <adj.> مستحق کیفر [حقوقی]
chargeable <adj.> مستحق کیفر [حقوقی]
indictable <adj.> سزاوار مجازات [حقوقی]
penal <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
culpable <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
penal <adj.> قابل مجازات [حقوقی]
punishable <adj.> سزاوار مجازات [حقوقی]
actionable <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
chargeable <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
punishable <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
penal <adj.> قابل تعقیب [حقوقی]
punishable <adj.> قابل تعقیب [حقوقی]
indictable <adj.> قابل تعقیب [حقوقی]
indictable <adj.> مستحق مجازات [حقوقی]
culpable <adj.> سزاوار مجازات [حقوقی]
chargeable <adj.> سزاوار مجازات [حقوقی]
actionable <adj.> اتهام پذیر [حقوقی]
chargeable <adj.> اتهام پذیر [حقوقی]
culpable <adj.> اتهام پذیر [حقوقی]
actionable <adj.> سزاوار کیفر [حقوقی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com