English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
English Persian
heave short کوتاه کردن زنجیر
shorten in cable کوتاه کردن زنجیر
Other Matches
catenary شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
sprocket قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
enfetter زنجیر کردن
enchain زنجیر کردن
enfetter گرفتارغل و زنجیر کردن
unchain از زنجیر و بندرها کردن
unshackle از زنجیر ازاد کردن
keckle زنجیر پیچ کردن
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
truncating کوتاه کردن
curtail کوتاه کردن
formulates کوتاه کردن
formulated کوتاه کردن
clipping کوتاه کردن
formulate کوتاه کردن
to cut short کوتاه کردن
curtails کوتاه کردن
truncate کوتاه کردن
formulating کوتاه کردن
truncated کوتاه کردن
curtailed کوتاه کردن
truncates کوتاه کردن
razee کوتاه کردن
to look in کوتاه کردن
abridge کوتاه کردن
curtailing کوتاه کردن
short کوتاه کردن
shortens کوتاه تر کردن
shortens کوتاه کردن
shorter کوتاه کردن
shortened کوتاه تر کردن
shortened کوتاه کردن
shorten کوتاه تر کردن
shorten کوتاه کردن
abbreviating کوتاه کردن
abbreviates کوتاه کردن
abbreviate کوتاه کردن
shortest کوتاه کردن
correption کوتاه کردن
cut off کوتاه کردن
reef کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
shortening in کوتاه کردن
detruncate کوتاه کردن
shear کوتاه کردن
reefs کوتاه کردن
stags کوتاه کردن
syncopate از میان کوتاه کردن
to make a long story short <idiom> قصه را کوتاه کردن
clipping عمل کوتاه کردن
poodles پشم کوتاه کردن
poodle پشم کوتاه کردن
truncation error خطای کوتاه کردن
to rub through or along سخت کوتاه کردن
dock بریدن کوتاه کردن
docked بریدن کوتاه کردن
docks بریدن کوتاه کردن
foreshortened کوتاه نمودار کردن
foreshortens کوتاه نمودار کردن
chain shortening کوتاه کردن زنجیری
foreshorten کوتاه نمودار کردن
shipshank کوتاه کردن طولی
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
To deprive someone of access. دست کسی را کوتاه کردن
brief کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest کوتاه کردن اگاهی دادن
clippings پشم چینی کوتاه کردن
clips پشم چینی کوتاه کردن
clipped پشم چینی کوتاه کردن
clip پشم چینی کوتاه کردن
briefed کوتاه کردن اگاهی دادن
to bob one's head کوتاه کردن موی سر کسی
briefer کوتاه کردن اگاهی دادن
for brevity's sake از بهر کوتاه کردن مطلب
short ball شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
truncation خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
vocoder وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
To speak in a low voice. آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
zero کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
manacled زنجیر
gyve غل و زنجیر پا
fettered زنجیر
slinging زنجیر
manacle زنجیر
manacles زنجیر
bond زنجیر
chains زنجیر
slings زنجیر
fettering زنجیر
fetters زنجیر
barrels زنجیر
chain زنجیر
chain زنجیر
chains :زنجیر
toll bar زنجیر
manacling زنجیر
sling زنجیر
curb زنجیر
linkwork زنجیر
curbs زنجیر
chainless بی زنجیر
curbed زنجیر
chain gang هم زنجیر
fetter زنجیر
line of skirmishers خط زنجیر
catena زنجیر
barrel زنجیر
curbing زنجیر
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
naval pipe مجرای زنجیر
chain pipe لوله زنجیر
chain locker چاله زنجیر
chain locker انبار زنجیر
chain hook هوک زنجیر
chain زنجیر مساحی
bridles زنجیر مهار
bridling زنجیر مهار
chain pulley قرقره زنجیر
chain sprocket چرخ زنجیر
chain wheel چرخ زنجیر
cable holder دوار زنجیر
chain track مسیر زنجیر
bridle زنجیر مهار
cable locker چاه زنجیر
full tracked تمام زنجیر
chainlet زنجیر کوچک
bridled زنجیر مهار
closed chain زنجیر حلقهای
tier زنجیر لنگر
fob زنجیر ساعت
grows راه زنجیر
chain cable زنجیر لنگر
grow راه زنجیر
hoisting chain زنجیر بالابر
daughter chain زنجیر فرعی
linkage حلقههای زنجیر
linkages حلقههای زنجیر
parent chain زنجیر اصلی
parent chain زنجیر مادر
block and tackle قرقره و زنجیر
chain case جعبه زنجیر
print chain زنجیر چاپ
crane chain زنجیر جرثقیل
creeper track زنجیر خزشی
tiers زنجیر لنگر
chains زنجیر مساحی
chain grab زنجیر گیر
tows زنجیر یدک کش
carrick bend گره زنجیر
endless chain زنجیر مدور
tow زنجیر یدک کش
daughter chain زنجیر نوزاد
sprocket wheel چرخ زنجیر
tire chain زنجیر چرخ
funicular زنجیر نیروها
surveyor's chain زنجیر مساحی
side chain زنجیر جانبی
markov chain زنجیر مارکوف
band بند و زنجیر
link chain زنجیر اتصال
lugless joining shackle بخوی زنجیر
skid chain زنجیر چرخ
measuring chain زنجیر مساحی
band chain زنجیر مساحی
link chain زنجیر رابط
elevating chain زنجیر بالابر
line of skirmishers حمله به خط زنجیر
sprocket دنده زنجیر
sprocket چرخ زنجیر
sprocket تاج زنجیر
tire chain زنجیر یخ شکن
idler pulley قرقره زنجیر
link حلقه زنجیر
load chain زنجیر بار
bands بند و زنجیر
windlass دوار زنجیر
funiculars زنجیر نیروها
link زنجیر قلاب
joining shackle بخوی زنجیر
windlasses دوار زنجیر
veer on power با دوار زنجیر دادن
pawn chain زنجیر پیادهای شطرنج
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
ground tackle زنجیر لنگر و متعلقات ان
catenary چون دانههای زنجیر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com