English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
lallation کودکانه گویی
Other Matches
penny whistles نی کودکانه
puerile کودکانه
penny whistle نی کودکانه
infantine کودکانه
puerilism حرکات کودکانه
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
downrightness رک گویی
scandal بد گویی
one would say گویی
soliloquy تک گویی
scandals بد گویی
to stab in the back بد گویی
soliloquies تک گویی
plain speaking رک گویی
candor رک گویی
as thought گویی
candour رک گویی
outdpokenness رک گویی
pauciloquy کم گویی
knop گویی
hypologia کم گویی
ingenuousness رک گویی
laconic speech کم گویی
free spokenness رک گویی
hypophrasia کم گویی
so to peaking گویی
improvisation بدیهه گویی
piffle مهمل گویی
reticence سکوت کم گویی
revilement ناسزا گویی
jocose بذله گویی
jocosely بذله گویی
exaggeration گزافه گویی
pseudology دروغ گویی
premonition شوم گویی
prate یاوه گویی
verbosity اطناب گویی
ranten بیهوده گویی
restatements باز گویی
restatement باز گویی
reticency سکوت کم گویی
to fling d. بد گویی کردن
premonitions شوم گویی
rant بیهوده گویی
ranted بیهوده گویی
echolalia پژواک گویی
knob دستگیره گویی
extemporization بالبداهه گویی
facetiousness بذله گویی
polyphrasia پریشان گویی
polylogia پریشان گویی
free spokenness ساده گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
iterance باز گویی
gratulation تبریک گویی
idiolalia مهمل گویی
idioglossia نامفهوم گویی
metonymy به تقریب گویی
divination غیب گویی
divagation پریشان گویی
ranting بیهوده گویی
rants بیهوده گویی
cluttering بریده گویی
leasing دروغ گویی
witticism بذله گویی
poeticism شعر گویی
witticisms بذله گویی
agitolalia شتابان گویی
tachylalia شتابان گویی
tachyphemia شتابان گویی
ambage ابهام گویی
open heartedness رک گویی صداقت
missatement خلاف گویی
echophrasia پژواک گویی
rhodomontade گزاف گویی
contradiction خلاف گویی
door-knob دستگیره گویی
logorrhea پراکنده گویی
bullshit گزافه گویی
knock بد گویی کردن از
knocked بد گویی کردن از
knocks بد گویی کردن از
word salad اشفته گویی
wittiness لطیفه گویی
wittiness بذله گویی
jests بذله گویی
jest بذله گویی
knobs دستگیره گویی
ironies وارونه گویی
irony وارونه گویی
contradictions خلاف گویی
invective ناسزا گویی
repetition باز گویی
repetitions باز گویی
ellipsis بریده گویی
wit بذله گویی
wits بذله گویی
waggery بذله گویی
gossip اراجیف بد گویی
tautologize مکرر گویی
stilted speech مطنطن گویی
somniloquy or quence سخن گویی
overstatement گزافه گویی
overstatements گزافه گویی
soliloquize تک گویی کردن
so to speak چنانکه گویی
self contradiction تناقض گویی
incoherence گسسته گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
rodomontade گزاف گویی
disclosures بی پرده گویی
disclosure بی پرده گویی
verbalization دراز گویی
gossips اراجیف بد گویی
gossiping اراجیف بد گویی
unreserve بی پرده گویی
tympany گزافه گویی
gossiped اراجیف بد گویی
to speak ill of بد گویی کردن از
vituperation ناسزا گویی
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
it look as if چنین مینماید که گویی
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
toucher گویی که باجک برخوردکند
veridical از روی حقیقت گویی
bullshit چرند گویی کردن
natter یاوه گویی کردن
nattered یاوه گویی کردن
natters یاوه گویی کردن
obsequiousness تملق مزاج گویی
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
pleasantry بذله گویی شوخی
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
overstating گزافه گویی کردن
overstates گزافه گویی کردن
corespondent مسئول جواب گویی
overstated گزافه گویی کردن
overstate گزافه گویی کردن
exaggerating گزافه گویی کردن
exaggerates گزافه گویی کردن
witticisms شوخی لطیفه گویی
witticism شوخی لطیفه گویی
extravaganza فانتزی گزاف گویی
delirium پرت گویی دیوانگی
pleasantries بذله گویی شوخی
doted پرت گویی کردن
divine غیب گویی کردن
divined غیب گویی کردن
divines غیب گویی کردن
divining غیب گویی کردن
hyperbole غلو گزاف گویی
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
exaggerate گزافه گویی کردن
dotes پرت گویی کردن
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
gutter ball گویی که به شیار میافتد
grandiloquence گزاف گویی مبالغه
effusively چنانکه گویی بریزد
fribble یاوه گویی کردن
forebode پیش گویی کردن
bounce جست گزاف گویی
dote پرت گویی کردن
bounces جست گزاف گویی
divining rod چوب غیب گویی
bounced جست گزاف گویی
nattering یاوه گویی کردن
hyperbolize گزافه گویی کردن
bombast جنس پنبهای گزافه گویی
bounced پریدن گزاف گویی کردن
bounce پریدن گزاف گویی کردن
self contradiction معارضه بانفس تناقض گویی
welcoming drink نوشیدنی خوش آمد گویی
You took the words out of my mouth. جانا سخن از زبان ما می گویی
bounces پریدن گزاف گویی کردن
longbows اغراق گویی کمان دستی
rodomontade گزافه گویی کردن فریاد
flim flam هرزه درایی گزاف گویی
mythomania جنون دروغ یا اغراق گویی
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
monological وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
divination پیش گویی فال گیری
geomancy غیب گویی ازروی خاک
ingenuously ازروی سادگی بارک گویی
magniloquence قلمبه نویسی گزاف گویی
he coins money گویی پول سکه میزند
mealy-mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
longbow اغراق گویی کمان دستی
mealy mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
improvisatory وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
rhabdomancy پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
As for me , I was going crazy ( mad ) . مرا می گویی داشتم دیوانه می شدم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com