Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English
Persian
an off street
کوچه فرعی
by lane
کوچه فرعی
Other Matches
subspecies
قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
alleys
کوچه
alleyways
کوچه
alley
کوچه
mutt
سگ کوچه
streets
کوچه
lanes
کوچه
lane
کوچه
mutts
سگ کوچه
street
کوچه
by lane
پس کوچه
byroad
پس کوچه
blind a lley
کوچه بن بست
avenues
کوچه باغ
bystreet
کوچه پرت
dead lock
کوچه بن بست
cul-de-sac
کوچه بن بست
allee
کوچه باغ
gamine
دختر کوچه
streetwalker
زن کوچه گرد
avenue
کوچه باغ
blind alleys
کوچه بن بست
blind alley
کوچه بن بست
alley way
کوچه تاریک
cul de sac
کوچه بن بست
by way
کوچه پرت
by street
کوچه پرت
impasse
کوچه بن بست
street arab
بچه کوچه گرد
mudlark
بچه کوچه گرد
gutter snipe
بچه کوچه گرد
gamin
بچه کوچه گرد
lane
کوچه ساختن منشعب کردن
glades
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
go to the school of hard knocks
<idiom>
در کوچه و بازار یاد گرفتن
glade
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
Don't act like you were clueless!
خودت را به کوچه علی چپ نزن!
lanes
کوچه ساختن منشعب کردن
to lead somebody to believe not to be aware of something
خود را به کوچه علی چپ زدن
tin pan alley
کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان
mudlark
اهل کوچه کسیکه خودرا باخاک و گل می الاید
Dont sidetrack the issue.
خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
street hockey
نوعی هاکی در زمین یا کوچه بدون کفش اسکیت
stbtitle
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
demagogisme
استفاده نامشروع از احساسات حاد و تعصبات عوام و مردم کوچه و بازار به منظور وصول به اهداف سیاسی
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
guttersnipe
بچه ولگرد بچه کوچه
derivatives
فرعی
branch line
خط فرعی
tributary
فرعی
incident
فرعی
derivative
فرعی
tributaries
فرعی
adjuncts
فرعی
petty
فرعی
lateral
فرعی
adjunct
فرعی
min
فرعی
extrinsic
فرعی
incidents
فرعی
half deck
پل فرعی
subsidiary
فرعی
subsidiaries
فرعی
byeffect
اثر فرعی
fall-out
[side effect]
اثر فرعی
secondary
فرعی
spillover effect
اثر فرعی
by-effect
اثر فرعی
accessory
فرعی
by
فرعی
minor
فرعی
second class
فرعی
sub dam
سد فرعی
adverse reaction
اثر فرعی
inferiors
فرعی
inferior
فرعی
ancillary
فرعی
accessorial
فرعی
subaltern
فرعی
secondary effect
اثر فرعی
subalterns
فرعی
succursal
فرعی
branch lines
خط فرعی
bayou
نهرکوچک یا فرعی
backway
جاده فرعی
subgenus
تیره فرعی
bypath
جاده فرعی
auxiliary switch
کلید فرعی
suborder
راسته فرعی
byname
اسم فرعی
byroad
جاده فرعی
spur track
جاده فرعی
auxiliary activity
فعالیت فرعی
subsidiary company
شرکت فرعی
colonnette
ستون فرعی
subharmonic
هماهنگ فرعی
by work
کار فرعی
by way
راه فرعی
by election
انتخابات فرعی
by product
فراورده فرعی
subgenus
جنس فرعی
by pass
لوله فرعی
by path
جاده فرعی
bye election
انتخابات فرعی
by pass
گذرگاه فرعی
subspace
فضای فرعی
by product
محصول فرعی
by product
نتیجه فرعی
submenu
منوی فرعی
by product material
فراورده فرعی
subinterval
فاصله فرعی
blessed folder
مخزن فرعی
avocation
کار فرعی
borrowed light
نورگیر فرعی
bracteole
برگچه فرعی
secondary stress
خستگی فرعی
radicle
فرعی نازک
quadrantal points
جهات فرعی
pseudocarp
میوه فرعی
probative
حقایق فرعی
slave station
ایستگاه فرعی
stop street
خیابان فرعی
municipal road
راه فرعی
sub contractor
پیمانکار فرعی
minor league
لیگ فرعی
sub sector
بخش فرعی
sub station
پست فرعی
retort tar
قطران فرعی
rootlet
ریشه فرعی
sideway
فرعی از پهلو
secondary stairs
پلکان فرعی
side dish
غذاهای فرعی
side effects
اثرات فرعی
secondary port
بندر فرعی
secondary markets
بازارهای فرعی
side line occupations
مشاغل فرعی
subsidiary occupations
مشاغل فرعی
side show
نمایش فرعی
side show
موضوع فرعی
sidepiece
چیز فرعی
second fiddle
شخص فرعی
minor constituent
عنصر فرعی
subagency
نمایندگی فرعی
link road
راه فرعی
subdirectory
فهرست فرعی
subfamily
خانواده فرعی
derived units
احاد فرعی
derived units
واحدهای فرعی
secondary unit
واحد فرعی
derived unit
واحد فرعی
subfamily
تیره فرعی
daughter chain
زنجیر فرعی
cotype
نوعی فرعی
coproduct
محصول فرعی
diverticulum
جاده فرعی
dixings
ارایشهای فرعی
dog leg
شاخه فرعی
lay shaft
میله فرعی
intercardinal points
جهات فرعی
intercardinal headings
جهات فرعی
incidentals
اقلام فرعی
incidental effect
اثر فرعی
subclass
طبقه فرعی
minor arts
هنرهای فرعی
floor jack
اهرم فرعی
subclass
شعبه فرعی
extension telephone
تلفن فرعی
consequent pole
قطب فرعی
tine
شاخ فرعی
annexing
شعبه فرعی
subordinate clause
جملهوارهی فرعی
annexes
شعبه فرعی
subordinate clauses
جملهوارهی فرعی
annex
شعبه فرعی
subdivision
بخش فرعی
walk-on
بازیگر فرعی
subcontract
قرارداد فرعی
DIVERSION
راه فرعی
subsidiaries
متمم فرعی
subsidiary
متمم فرعی
bypassing
مسیر فرعی
token money
پول فرعی
bypasses
مسیر فرعی
underplot
داستان فرعی
subdivisions
بخش فرعی
bypassed
مسیر فرعی
byway
راه فرعی
byways
راه فرعی
bypass
مسیر فرعی
side-effects
اثر فرعی
side-effect
اثر فرعی
side effect
اثر فرعی
sidetracked
جاده فرعی
sidetrack
جاده فرعی
extension
تلفن فرعی
subcultures
کشت فرعی
subcultures
فرهنگ فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com