Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English
Persian
passage
گذرگاه
passages
گذرگاه
bus
گذرگاه
bused
گذرگاه
buses
گذرگاه
busing
گذرگاه
bussed
گذرگاه
busses
گذرگاه
bussing
گذرگاه
gateway
گذرگاه
gateways
گذرگاه
path
گذرگاه
paths
گذرگاه
pass
گذرگاه
passed
گذرگاه
passes
گذرگاه
passageway
گذرگاه
passageways
گذرگاه
causeway
گذرگاه
causeways
گذرگاه
road
گذرگاه
roads
گذرگاه
defile
گذرگاه
defiled
گذرگاه
defiles
گذرگاه
defiling
گذرگاه
trajectories
گذرگاه
trajectory
گذرگاه
ferried
گذرگاه
ferries
گذرگاه
ferry
گذرگاه
ferrying
گذرگاه
bypass
گذرگاه
bypassed
گذرگاه
bypasses
گذرگاه
bypassing
گذرگاه
crossing
گذرگاه
pathway
گذرگاه
pathways
گذرگاه
gang way
گذرگاه
passage way
گذرگاه
run way
گذرگاه
allure
گذرگاه
alura
گذرگاه
alure
گذرگاه
ailure
گذرگاه
Other Matches
overpasses
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpass
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
bus driver
محرک گذرگاه
nerve path
گذرگاه عصبی
data bus
گذرگاه داده
bus system
سیستم گذرگاه
partial two level forked junction
گذرگاه زیر و رو
beach exit
گذرگاه ساحلی
bidirectional bus
گذرگاه دوطرفه
bidirectional bus
گذرگاه دوسویه
by pass
گذرگاه فرعی
motor path
گذرگاه حرکتی
shaft tunnel
گذرگاه شفت
shaft tunnel
گذرگاه محور
traject
عبور گذرگاه
system bus
گذرگاه سیستم
internal bus
گذرگاه داخلی
storm lane
گذرگاه طوفان
fishway
گذرگاه ماهی
exhaust passage
گذرگاه خروجی
control bus
گذرگاه کنترل
aisle
گذرگاه طولی
cattle crossing
گذرگاه چارپایان
cart crossing
گذرگاه ارابه
association pathway
گذرگاه ارتباطی
narrows
گذرگاه تنگ
channel
گذرگاه ابی
arcade
گذرگاه طاقدار
level crossing
گذرگاه همکف
level crossings
گذرگاه همکف
channeled
گذرگاه ابی
channeling
گذرگاه ابی
gangways
راهرو گذرگاه
gangway
راهرو گذرگاه
channelled
گذرگاه ابی
channels
گذرگاه ابی
archways
گذرگاه طاقدار
archway
گذرگاه طاقدار
pedestrian crossing
گذرگاه پیادگان
pedestrian crossing
گذرگاه پیاده
pedestrian crossings
گذرگاه پیاده
pedestrian crossings
گذرگاه پیادگان
busing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bus
بااتوبوس رفتن گذرگاه
partial two level forked junction
گذرگاه زیر و زبر
bussing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bused
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed
بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
mid channel buoy
بویه میان گذرگاه
input output bus
گذرگاه ورودی- خروجی
way
راه عبور گذرگاه
external auditory meatus
گذرگاه برونی گوش
bypassing
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorging
گذرگاه تنگ بین دو کوه
bypass
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypassed
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypasses
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorges
گذرگاه تنگ بین دو کوه
diasy chain
انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
pass
گذرگاه کارت عبور گذراندن
passed
گذرگاه کارت عبور گذراندن
passes
گذرگاه کارت عبور گذراندن
gorged
گذرگاه تنگ بین دو کوه
address bus
گذر آدرس گذرگاه نشانی
gorge
گذرگاه تنگ بین دو کوه
middle ground buoy
بویه زمین میان گذرگاه
dromos
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
absorption
[گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
tubal
وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
ppd
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
daisy chain interrupt
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
by pass
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com