English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
constitutional graph گراف سرشتی
Other Matches
naturals سرشتی
natural سرشتی
constitutional سرشتی
intrinsic approach رهیافت سرشتی
graphs گراف
graph گراف
complete graph گراف کامل
reaction graph گراف واکنش
progarm graph گراف برنامه
connected graph گراف همبسته
graph theory تئوری گراف
planar graph گراف مستوی
cyclic graph گراف دوری
graph invariants ناورداهای گراف
graph follower دنبال گر گراف
graafian follicle کیسه گراف
ovisac کیسه گراف
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
plot گراف یا نقشه
plots گراف یا نقشه
plotted گراف یا نقشه
isomorphic graph گراف هم ریخت
structural graph گراف ساختاری
graph paper کاغذ گراف
ordinate محور Y از یک گراف یا نمودار
x axis بردار افقی گراف
pie chart گراف دایره ای [ریاضی]
circle chart گراف دایره ای [ریاضی]
directed graph گراف جهت دار
y axis بردار عمودی گراف
connected acyclic graph گراف همبسته نادوری
axis برای مختصات عمودی در گراف
axis برای مختصات افقی در گراف
z axis بردار عمق در گراف سه بعدی
coordinate مقادیری که یک نقط ه را روی گراف یا نقشه قرار میدهد
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
axis 1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
dynamically تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
dynamic تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
presentation software برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
plot توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plots توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
kymogram گراف ثبت شده توسط دستگاه ثبت تغییرات
coordinate روش نمایش نقط ه روی گراف با استفاده از دو مقدار روی بردارها که در جهت راست یکدیگر قرار دارند
split-screen نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
split screen نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com