English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (8 milliseconds)
English Persian
heat گرما حرارت
heats گرما حرارت
Search result with all words
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
Other Matches
thermostat :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostats :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
exothermal حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
exothermic حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
pyrolysis تغییر شیمیایی در اثر حرارت تجزیه در اثر حرارت اتشکافت
heat گرما
cauma گرما
radiation of heat گرما
heats گرما
isotherm خط هم گرما
thermochemistry گرما شیمی
thermal agitation voltage اثر گرما
radiator گرما تاب
melted از گرما سوختن
hot cabinet قفسه گرما
thermoelasticity گرما کشسانی
thermal مربوط به گرما
thermal effect اثر گرما
thermal reservoir منبع گرما
thermal unit واحدسنجش گرما
pyromagnetic گرما- مغناطیس
thermo electricity گرما برق
thermal flux شار گرما
heat flux شار گرما
heat flow جریان گرما
thermometer گرما سنج
heat exchange تبادل گرما
heat absorbing جذب گرما
thermometers گرما سنج
adiabatic عایق گرما
cold is merely privative گرما نیست
intensity of heat شدت گرما
heat loss تلف گرما
radiators گرما افکن
radiators گرما تاب
pyro electricity گرما برق
non conducting عایق گرما
convection انتقال گرما
incalescent گرما گرای
incalescence گرما جویی
heat transmission انتقال گرما
heat transfer انتقال گرما
heat radiation تابش گرما
radiator گرما افکن
btu واحدبریتانیایی گرما
thermosphere گرما کره
calorification پیدایش گرما
temperatures درجه گرما
thermosphere گرما سپهر
I am absolutely baked. از گرما پختم
thermomagnetic گرما مغناطیس
temperature درجه گرما
thermoelectric گرما برقی
heat transfer coefficient ضریب انتقال گرما
therm حمام عمومی گرما
swelters از گرما بیحال شدن
cooling water thermometer گرما سنج اب سرد
hot shorteness شکنندگی حاصل از گرما
radiator بیرون دهنده گرما
therms واحد گرما حمام
heat flux density چگالی شار گرما
therms حمام عمومی گرما
heat-stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
heat stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
therm واحد گرما حمام
calories واحد سنجس گرما
calorie واحد سنجس گرما
radiators بیرون دهنده گرما
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
warmth تعادل گرما ملایمت
to evolve heat گرما بیرون دادن
sweltered از گرما بیحال شدن
swelter از گرما بیحال شدن
she cannot bear heat طاقت گرما را ندارد
thermotaxis تحرک در اثر گرما
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
b.t.u. واحد بریتانیایی گرما
thermoelectric effect اثر گرما- برق
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
calory واحد سنجس گرما
thermolytic وابسته به تحلیل گرما
thermoforming شکل دادن با گرما
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
she cannot bear heat تاب گرما رانمیاورد
mechanical equivalent of heat هم ارز مکانیکی گرما
fehrenheit thermometer گرما سنج فارنهایت
diathermacy خاصیت هدایت گرما
to resist heat تاب گرما اوردن
baking enamel لعاب دادن با گرما
chinical t. گرما سنج طبی
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
british thermal unit واحد بریتانیایی گرما
thermotropic علاقمند به گرما دماگرای
stew خیس عرق شدن [در گرما]
conductibility of heat قابلیت هدایت گرما گرمارسانی
convector جسم انتقال دهنده گرما
heat radiates from the stove گرما ازبخاری متشعشع میشود
heater بخاری دستگاه تولید گرما
warm spot اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
thermolytic وابسته به تجزیه در اثر گرما
electricity مین نور یا گرما یا نیرو
heaters بخاری دستگاه تولید گرما
calories واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
thermographic وابسته به گرما سنجی یادمانگاری
convectors جسم انتقال دهنده گرما
calorie واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
register ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registering ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registers ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
variations of temperature اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
chromometer ساعت دقیقی که گرما و سرمادر ان اثر نمیکند
epicritic تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
In the heat of the moment <idiom> [در گرما گرم کار] [بحث ومجادله لفظی]
pyogenic حرارت زا
hotness حرارت
fervidness حرارت
mettlesome با حرارت
enthrusiasm حرارت
heats حرارت
fervidity حرارت
heat حرارت
warmest با حرارت
warms با حرارت
temperatures حرارت
warmth حرارت
adust با حرارت
ardour حرارت
verve حرارت
clammy بی حرارت
vehemence حرارت
warmed با حرارت
fire حرارت
fires حرارت
warm با حرارت
ardor حرارت
temperature حرارت
fired حرارت
thermostatics اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
heats حرارت دادن
low heat cement سیمان کم حرارت
ginger تندی حرارت
heat of hydration حرارت ئیدراسیون
impressment جدیت حرارت
thermometer حرارت سنج
strenuousness حرارت و اصرار
heat expansion انبساط حرارت
heat exchange تبادل حرارت
heat economy اقتصاد حرارت
thermoregulation تنظیم حرارت
steamy پر حرارت پر بخار
impetuosity تندی حرارت
steamier پر حرارت پر بخار
gradients افت حرارت
interchange of heat تبادل حرارت
gradient افت حرارت
transformation of heat تبادل حرارت
heat unit واحد حرارت
zeal ذوق حرارت
central heating حرارت مرکزی
heat transfer انتقال حرارت
steamiest پر حرارت پر بخار
thermophysics فیزیک حرارت
heat drop افت حرارت
heat conductor هادی حرارت
temperature درجه حرارت
fervently از روی حرارت
enthalpy حرارت فعال
temperatures درجه حرارت
calorimeter حرارت سنج
ardency شور و حرارت
calorification تولید حرارت
energetically از روی حرارت
initiative شوق و حرارت
initiatives شوق و حرارت
thermotherapy حرارت درمانی
heat حرارت دادن
calefactory حرارت بخش
actinometer حرارت سنج
actinometre حرارت سنج
thermometers حرارت سنج
heat absorption جذب حرارت
expansion heat حرارت انبساط
reducer کم کننده شعله یا حرارت
preheated قبلا حرارت دادن
steam heating ایجاد حرارت با بخار
operating temperature درجه حرارت کار
heatedly از روی هیجان یا حرارت
pre heat حرارت دادن مقدماتی
filament temperature درجه حرارت فیلامان
preheats قبلا حرارت دادن
temperature درجه حرارت دما
preheat قبلا حرارت دادن
sunbaked حرارت افتاب دیده
thermal exposure میزان جذب حرارت
tempering temperature درجه حرارت بازپخت
thermoregulator دستگاه تنظیم حرارت
live wire آدم پر حرارت و با پشتکار
live wires آدم پر حرارت و با پشتکار
thermostable باثبات در اثر حرارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com