English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
point group گروه نقطهای
Search result with all words
lattice point group گروه نقطهای شبکه
Other Matches
pack گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
double row spot welding جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
pin point نقطهای
civil reserve air fleet گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
dot product ضرب نقطهای
point elasticity کشش نقطهای
multipoint چند نقطهای
point particle ذره نقطهای
point target اماج نقطهای
point function تابع نقطهای
two point threshold استانه دو نقطهای
point estimation براورد نقطهای
point estimation تخمین نقطهای
multipoint line خط چند نقطهای
dot matrix ماتریس نقطهای
point estimate براورد نقطهای
point imperfection ناکاملی نقطهای
point load بار نقطهای
bridge spot weld جوشکاری نقطهای
point indentification هویت نقطهای
point charge بار نقطهای
point contact تماس نقطهای
point contact کنتاکت نقطهای
pinpoint target هدف نقطهای
point discharge تخلیه نقطهای
point defect نقص نقطهای
spot welding جوش نقطهای
point operation عمل نقطهای
spot welding جوشکاری نقطهای
clean up party گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
dichoglottic stimulation تحریک دو نقطهای زبان
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
point contact rectifier یکسو کننده نقطهای
dot matrix printers چاپگر با ماتریس نقطهای
spot welding machine دستگاه جوش نقطهای
point biserial correlation همبستگی دو رشتهای نقطهای
diglottic stimulation تحریک دو نقطهای زبان
rpbis همبستگی دو رشتهای نقطهای
dot matrix printers چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر با ماتریس نقطهای
single row spot welding جوشکاری نقطهای سری
multipoint circuit مدار چند نقطهای
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
dot matrix printer چاپگر یا ماتریس نقطهای
known datum point نقطهای با مختصات وگرای معلوم
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
welded contact rectifier یکسو کننده نقطهای جوش شده
kaldor criterion ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
terminals نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
grazing point نقطهای که مسیر گلوله به مانع برخورد میکند
previous spot نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
terminal نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
head spot نقطهای بین نقطه وسط وکناره شروع بیلیارد
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde گروه بیشمار گروه
hordes گروه بیشمار گروه
turning point نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
popeye در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
dieresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
diaeresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
real stagnation point نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
center of gyration نقطهای در یک جسم صلب که اگر همه جرم در ان متمرکزشود ممان اینرسی حول همان محور تغییر نماید
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
epicycloid منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
wire matrix printer یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
inner product ضرب نقطهای ضرب نردهای
concourses گروه
cluster گروه
hosting گروه
cluster bomb گروه
cluster bombs گروه
concourse گروه
hosted گروه
herded گروه
hosts گروه
clusters گروه
host گروه
herd گروه
mass گروه
masses گروه
multitudes گروه
folk گروه
massing گروه
team گروه
teams گروه
multitude گروه
folks گروه
herding گروه
platoon گروه
squad گروه
parcels گروه
attack group گروه تک
swarms گروه
swarmed گروه
swarm گروه
assembly گروه
bunching گروه
bunches گروه
bunched گروه
parcel گروه
bunch گروه
t group گروه T
gangs گروه
squads گروه
special interest group گروه
platoons گروه
herds گروه
many گروه
fry گروه
flock گروه
flocked گروه
congregations گروه
flocking گروه
flocks گروه
throng گروه
thronged گروه
thronging گروه
throngs گروه
fries گروه
frying گروه
congregation گروه
gang گروه
bevy گروه
school گروه
corps گروه
cohort گروه
cohorts گروه
group گروه
covey گروه
ring گروه
schools گروه
companies گروه
company گروه
crowd گروه
crowds گروه
set گروه
sets گروه
g , series گروه ژ
groups گروه
lot گروه
clique گروه
shoals گروه
setting up گروه
shoal گروه
trooping گروه
party گروه
batch گروه
batches گروه
cliques گروه
ensign گروه
ensigns گروه
trooped گروه
troop گروه
local group گروه محلی
subgroup زیر گروه
infinite group گروه نامتناهی
reference group گروه مرجع
landing party گروه اب خاکی
reconnaissance party گروه شناسایی
gas group گروه گاز
air group گروه هوایی
experimental group گروه ازمایشی
functional group گروه عاملی
professoriate گروه استادان
divisions گروه وزنی
service squadron گروه خدمات
primary group گروه نخستین
acid group گروه اسید
subgroup خرده گروه
quaternary گروه چهارچیز
formal group گروه رسمی
advance point گروه نوک
advance party گروه پیشرو
group analysis تحلیل گروه
group index شاخص گروه
group index اندیس گروه
gunner's party گروه توپخانه
regimentalation گروه بندی
republic of letters گروه ادبا
selected group گروه گزیده
abelian group گروه ابلی
head's party گروه نظافت
heguman پیشوای گروه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com