English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English Persian
boarding parties گروه پژوهش
boarding party گروه پژوهش
Other Matches
pack گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
civil reserve air fleet گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
research پژوهش
experimenting پژوهش
researched پژوهش
researches پژوهش
experiment پژوهش
investigations پژوهش
appeal پژوهش
monographs تک پژوهش
monograph تک پژوهش
researching پژوهش
appeals پژوهش
experiments پژوهش
appealed پژوهش
experimented پژوهش
investigation پژوهش
task component بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
inappellable پژوهش ناپذیر
operation research پژوهش عملیاتی
inappealable پژوهش ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
research method روش پژوهش
research design طرح پژوهش
appellee پژوهش خوانده
object of appeal پژوهش خواسته
chemical research پژوهش شیمیایی
appellant پژوهش خواه
psychical research پژوهش فراروانی
pure research پژوهش محض
research method شیوه پژوهش
herborization پژوهش درگیاهان
research پژوهش کردن
researched پژوهش کردن
researches پژوهش کردن
courts of appeal دادگاه پژوهش
court of appeal دادگاه پژوهش
researching پژوهش کردن
field work پژوهش میدانی
appealable قابل پژوهش خواهی
herborize پژوهش درگیاهان کردن
action research پژوهش عمل نگر
survey research پژوهش زمینه یاب
respondents پژوهش خواه مستانف علیه
respondent پژوهش خواه مستانف علیه
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
Scientific research. تحقیقات ( پژوهش های ) علمی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
kaldor criterion ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde گروه بیشمار گروه
hordes گروه بیشمار گروه
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
psychologize پژوهش روانشناسی کردن روانکاوی کردن
ensign گروه
teams گروه
cluster گروه
cluster bomb گروه
cluster bombs گروه
folks گروه
multitude گروه
multitudes گروه
clusters گروه
host گروه
team گروه
mass گروه
folk گروه
concourses گروه
concourse گروه
masses گروه
many گروه
shoals گروه
shoal گروه
herded گروه
cliques گروه
clique گروه
massing گروه
ensigns گروه
special interest group گروه
herding گروه
parcels گروه
parcel گروه
swarms گروه
assembly گروه
t group گروه T
squad گروه
frying گروه
swarmed گروه
gang گروه
bunching گروه
bunches گروه
herd گروه
bunch گروه
herds گروه
swarm گروه
gangs گروه
fry گروه
fries گروه
platoons گروه
platoon گروه
squads گروه
hosts گروه
hosting گروه
congregation گروه
congregations گروه
attack group گروه تک
flock گروه
flocked گروه
throngs گروه
bunched گروه
thronging گروه
thronged گروه
throng گروه
flocks گروه
flocking گروه
hosted گروه
cohorts گروه
group گروه
cohort گروه
set گروه
sets گروه
setting up گروه
covey گروه
crowds گروه
lot گروه
ring گروه
g , series گروه ژ
bevy گروه
school گروه
schools گروه
groups گروه
troop گروه
trooped گروه
trooping گروه
company گروه
crowd گروه
corps گروه
party گروه
batch گروه
batches گروه
companies گروه
infinite group گروه نامتناهی
we group گروه خودی
experimental group گروه ازمایشی
in group گروه خودی
shock troops گروه تهاجمی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
encounter group گروه رویارویی
acidic group گروه اسید
end group گروه انتهایی
acidic group گروه اسیدی
selected group گروه گزیده
abelian group گروه ابلی
acid group گروه اسید
duty hands گروه نگهبانان
acid group گروه اسیدی
dyad گروه دو عضوی
shipwright's party گروه تعمیرات
service squadron گروه خدمات
hexad گروه شش چیز
multitudes گروه بسیار
group analysis تحلیل گروه
group index شاخص گروه
group index اندیس گروه
multitude گروه بسیار
sociometry گروه سنجی
spear head گروه جلودار
group mark نشان گروه
group mark علامت گروه
group of targets گروه اماجها
group of targets گروه هدفها
group separator جداساز گروه
sociometric technique فن گروه سنجی
division گروه وزنی
subgroups زیر گروه
gunner's party گروه توپخانه
subgroups خرده گروه
formal group گروه رسمی
subgroup زیر گروه
subgroup خرده گروه
side group گروه جانبی
divisions گروه وزنی
functional group گروه عاملی
heguman پیشوای گروه
gas group گروه گاز
side party گروه رنگ زن
head's party گروه نظافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com