Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
action oriented management report
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
Other Matches
reporting by axception
گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
demand oriented pricing
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
databases
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
decision
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decisions
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
logic
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
operate
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operates
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operated
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
decision
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decisions
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
branch
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
branches
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
scheduler
امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
OS
نرم افزاری که عملیات سخت افزاری ابتدایی و سطح پایین را انجام میدهد و مدیریت فایل بدون نیاز به کاربر
processor
ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد
colour
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
paging
فرمولی که مدیریت حافظه حافظه به صفحات اختصاص میدهد. و نیز انتقال بین حافظه پشتیبان و حافظه اصلی به روش کار را بر عهده دارد
reportorial
گزارشی
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
to draw up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to make out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
a true and accurate report
گزارشی درست و دقیق
to write up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
demand report
گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
CMOT
استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
to strike an a
بصورت ویژهای درامدن
To bring two persons face to face .
دونفر رابا هم روبروکردن
irregular
غیرعادی
utter
غیرعادی
unusual
غیرعادی
enormities
غیرعادی
extraordinary
غیرعادی
utters
غیرعادی
enormity
غیرعادی
uttered
غیرعادی
touched
غیرعادی
way-out
غیرعادی
unaccustomed
غیرعادی
anomalies
غیرعادی
anomaly
غیرعادی
way out
غیرعادی
textures
دارای بافت ویژهای نمودن
that point was of p interest
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
tea has an adour p to itself
چای بوی ویژهای دارد
texture
دارای بافت ویژهای نمودن
abnormal scour
آب شستگی غیرعادی
offbeat
<idiom>
غیرعادی غیرمرسوم
weirdo
آدم غیرعادی
weirdos
آدم غیرعادی
abend
پایان غیرعادی
museum piece
قدیمی غیرعادی
abort
خاتمه غیرعادی
aborted
خاتمه غیرعادی
aborting
خاتمه غیرعادی
aborts
خاتمه غیرعادی
funny car
اتومبیل غیرعادی
abnonmally
بطور غیرعادی
to smile a person into a mood
کسیرا با لبخند بحالت ویژهای در ژوردن
an idiomatic experssion
عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
alarm
هشدار
warning
هشدار
alarms
هشدار
alarmed
هشدار
warnings
هشدار
alarmingly
هشدار
Handle the boxes with care.
جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
drift bolt
میخی که میخ دیگری رابا ان دراورند
line surge
جریان سریع و غیرعادی خط
virescence
سبزی غیرعادی دربرگهای گل
breeding grounds
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
breeding ground
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
he went out in the poll
امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت
gentleman at large
کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
warn
هشدار دادن
advisory signal
علامت هشدار
warned
هشدار دادن
alarm reaction
واکنش هشدار
alarm calls
فریادهای هشدار
warnings
اژیر هشدار
warns
هشدار دادن
warning cries
فریادهای هشدار
tip (someone) off
<idiom>
هشدار دادن
warning
اژیر هشدار
to ride one's horse to death
اسب خود رابا سواری زیادازپا در اوردن
To speake in great detail.
مطلبی رابا طول وتفصیل بیان کردن
To do something waveringly.
کاری رابا ترس ولرز انجام دادن
I stamped on the spider .
عنکبوت رابا پایم کوبیدم ( وله کردم )
detail
بتفصیل گفتن بکار ویژهای گماردن ماموریت دادن
detailing
بتفصیل گفتن بکار ویژهای گماردن ماموریت دادن
warning radar
رادار هشدار دهنده
alarmingly
: هشدار اگاهی از خطر
alarmed
: هشدار اگاهی از خطر
alarms
: هشدار اگاهی از خطر
alarm
: هشدار اگاهی از خطر
alarum
: هشدار اگاهی از خطر
read the riot act
<idiom>
به کسی هشدار دادن
alert box
پنجره یا جعبه هشدار
command management system
سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
database
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
databases
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
snivelled
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
To treat them all alike. (indiscriminately).
همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
snivel
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelling
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveled
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveling
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
hard starboard
ناو رابا چرخش سریع بسمت پاشنه بگردانید
snivels
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
ruddleman
چوپانی که گوسفندان خود رابا گل اخری رنگ کرده
rose gall
برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
design points
ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
introductory word
کلمهای که در اغازجملهای بکاربرده شودو معنی ویژهای نداشته باشد
warning
اعلام خطر کردن هشدار
warnings
اعلام خطر کردن هشدار
planimeter
دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
pugging
خاک اره یا چیز دیگری که فضایی رابا ان پرکنندتاصدادران نه پیچد
to peg out
میخ اخر رابا گوی زدن وبازی رابپایان رساندن
playback rate scale factor
و توسط برنامه دیگری هدایت میشود تا جلوه ویژهای ایجاد کند. 2-
embassy
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
radius dimpling
ایجاد گودی در سطح ورقههای فلز توسط ابزارمخروطی شکل ویژهای
embassies
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
pot pourri
کوزهای که برگهای چندین جورگل رابا ادویه خوشبوامیخته دران میریزند
approved data
سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
Drive on dimmed headlights !
[Warning to drivers]
با نور پایین حرکت کنید!
[هشدار به رانندگان]
obituarist
کسیکه در گذشتهای تازه رابا شرح حال در گذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
kill off
سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
He warned he would go on a termless hunger strike.
او
[مرد]
هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
fore
فریاد هشدار به نفر جلو زمین در مورد گوی که بسمت اومیرود
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
dma
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
tenant by sufference
هر گاه کسی ملکی رابا عنوان و سمت قانونی درتصرف داشته باشد و پس اززوال سمت
diver's flag
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
to rime one word with another
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
demarche
بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
jigsaw puzzle
نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
terms
شرایط
the conditions
شرایط ان
terming
شرایط
termed
شرایط
conditions
شرایط
term
شرایط
directorships
مدیریت
management
مدیریت
directorship
مدیریت
managements
مدیریت
superintendence
مدیریت
stage direction
مدیریت
directorate
مدیریت
directorates
مدیریت
managership
مدیریت
generalship
مدیریت
conductorship
مدیریت
administrations
مدیریت
administration
مدیریت
leadership
مدیریت
matronage
مدیریت
menage
مدیریت
administratorship
مدیریت
average conditions
شرایط متوسط
conditions
شرایط اوضاع
mutual terms
شرایط متقابل
ballistic conditions
شرایط بالیستیکی
boundary conditions
شرایط مرزی
requirements
شرایط لازم
present conditions
شرایط فعلی
tropical condition
شرایط گرمسیری
boundary conditions
شرایط حدی
qualified
واجد شرایط
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
dis qualified
فاقد شرایط
fair play
شرایط برابر
admission requirements
شرایط پذیرش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com