English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
custom house گمرک خانه
Other Matches
import duties حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
custom's appraisor مامور گمرک ارزیاب گمرک
to declare [customs] گمرک دادن [گمرک]
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
customs گمرک
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
customs house اداره گمرک
clear از گمرک دراوردن
clearer از گمرک دراوردن
clearest از گمرک دراوردن
customs officer مامور گمرک
clears از گمرک دراوردن
impost گمرک ورودی
inland duty گمرک داخلی
customs اداره گمرک
To get it through the custome. از گمرک رد کردن
ware room انبار گمرک
customs دفتر گمرک
levy duties گمرک بستن
duty-free معاف از گمرک
duty paid گمرک شده
dutiable گمرک بردار
custom house اداره گمرک
customable گمرک بردار
customhouse اداره گمرک
customs agent واسطه گمرک
customs agent کارگزار گمرک
customs appraisor مامور گمرک
customs clearance ترخیص از گمرک
custom assersor مامور گمرک
duty paid گمرک پرداخته
bonded warehouse انبار گمرک
warehouse انبار گمرک
free trader بدون گمرک
bonded store انبار گمرک
warehouses انبار گمرک
custom حقوق گمرکی گمرک
import duties گمرک اجناس وارداتی
levy duties گمرک بستن به جنسی
tidewaiter مامور گمرک لب دریا
the free list صورت کالای بی گمرک
free list صورت کالاهای بی گمرک
custom assersor گمرکچی ارزیاب گمرک
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
clearance inwards ورود کشتی به محوطه گمرک
clearance inwards اعلامیه ورود کشتی به گمرک
bond به انبار گمرک تحویل دادن
bonded goods کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
in bond تحت کنترل اداره گمرک
customs entry افهار یا اعلام ورود به گمرک
transire اجازه گمرک جهت انتقال محموله
I have nothing to declare. چیزی برای گمرک دادن ندارم.
Do you have nothing to declare? آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
out of bond کالاهایی که پس از پرداخت حقوق گمرکی ازمحوطه گمرک خارج شده باشد
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
range یک خانه یا تعدادی خانه
clearance in ward گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
transire برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
clearest ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clears ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clear ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
furnace house خانه
lodge خانه
checkered خانه خانه
lodges خانه
tersellated خانه خانه
her house خانه اش
within doors در خانه
lodged خانه
her house خانه ان زن
cellular خانه خانه
door-to-door خانه به خانه
honeycomb خانه خانه
honeycombs خانه خانه
door to door خانه به خانه
roommates هم خانه
roommate هم خانه
lares خانه
lar خانه
i was under his roof در خانه
materfamilias زن خانه
houseless بی خانه
dwellings خانه
shack خانه
alveolate خانه خانه
quarterage خانه
shacks خانه
cellulated خانه خانه
dwelling خانه
pigeon hole خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
cloisonne خانه خانه
housing خانه ها
double-fronted خانه دو در
sockets خانه
room خانه
rooms خانه
pieds-a-terre خانه
pied-a-terre خانه
house خانه
socket خانه
cell خانه
domicile خانه
cells خانه
home خانه
housed خانه
houses خانه
houseroom جا در خانه
domiciles خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
homes خانه
frater سفره خانه
gynaeceum خانه اندرونی
earth house خانه زیرزمینی
dwelling house خانه مسکونی
grummet شاگرد خانه
housewifery خانه دار
gaming house قمار خانه
freemasons hall فراموش خانه
goodwife کدبانوی خانه
fuse block خانه فیوز
gambling house قمار خانه
home born خانه زاد
household art فن اداره خانه
housewifely خانه دار
house of ill repute جنده خانه
hub or hub by خانه دار
husbandman سرپرست خانه
bordello [American E] جنده خانه
house of ill repute فاحشه خانه
house work خانه داری
house top بام خانه
house to let خانه اجارهای
homebred خانه پرورده
homemaker خانه دار
house agent دلال خانه
house to get خانه اجارهای
bordello [American E] فاحشه خانه
bindery صحاف خانه
chequer خانه شطرنج
chop house خوراک خانه
caserne سرباز خانه
coach house کالسکه خانه
coach house درشکه خانه
coffee house قهوه خانه
coffee room خوارک خانه
chancery دفتر خانه
bookbindery صحاف خانه
bordel فاحشه خانه
brick yard اجرپز خانه
butler pantry ابدار خانه
cabana خانه کوچک
camera obscura تاریک خانه
coffee shop قهوه خانه
coffeehouse قهوه خانه
convalescent home نقاهت خانه
disorderly house خانه بدنام
disorderly house فاحشه خانه
domatophobia خانه هراسی
domicil مقر خانه
domiciliary مربوط به خانه
domiciliate خانه مسکن
door lock کلید خانه
dishouse بی خانه کردن
delivery to the home تحویل در خانه
stay at home خانه نشین
dacha خانه ییلاقی
dwelling construction خانه سازی
almshouse یتیم خانه
spence ابدار خانه
spense ابدار خانه
spinsterhood خانه ماندگی
The house burned down . خانه سوخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com