English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English Persian
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
Other Matches
to take notes of یاد داشت برداشتن از
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
to minute down یاد داشت کردن
to take down یاد داشت کردن
to make a note of یاد داشت کردن
to set down یاد داشت کردن
to make a minute of یاد داشت کردن
set down یادداشت کردن
take down یادداشت کردن
note یادداشت کردن
notes یادداشت کردن
put-downs یادداشت کردن
put down یادداشت کردن
noting یادداشت کردن
record یادداشت کردن
put-down یادداشت کردن
to preach from notes از روی یاد داشت وضع کردن
minute book دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
to writes down واردکردن یادداشت کردن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
trail یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailing یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trails یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailed یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
write down یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
open برداشتن پوشش یا باز کردن در
warps منحرف کردن تاب برداشتن
forborne دست برداشتن تحمل کردن
split ترک برداشتن تقسیم کردن
warp منحرف کردن تاب برداشتن
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
photographs عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographed عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
photographing عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warped منحرف کردن تاب برداشتن
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
lops باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopped باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
vasectomy عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomies عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
conservation داشت
article had two notes داشت
without letted باز داشت
expectantly با چشم داشت
talented درون داشت
expectation چشم داشت
he adored that woman ان زن رابسیاردوست می داشت
talents درون داشت
factum یاد داشت
expectations چشم داشت
dwelt منزل داشت
talent درون داشت
when will women have the vote? خواهند داشت
durst زهره داشت
apanage اختصاص داشت
he loved her dear اوبسیاردوست داشت
note book دفتریاد داشت
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
disposure نمایش عرضه داشت
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
it had a europeanlook نمود اروپایی داشت
outlook منظره چشم داشت
prospectiveness چشم داشت به اینده
block note paper دسته کاغذیاد داشت
He was looking for you. داشت دنبالت می گشت
He looked well groomed . He had a tidy appearance . سرووضع مرتبی داشت
writing pad دسته یاد داشت
the dog wasled سگ بند در گردن داشت
he complained with reason داشت که گله میکرد
annotator یاد داشت کننده
he kept me waiting مرامنتظریامعطل نگاه داشت
i will note it down یاد داشت میکنم
ephebe شهری که از 81 تا 02 سال داشت
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
fusilier سربازی که تفنگ چخماقی داشت
The girl was penciling her eyebrows . دخترک داشت ابروهایش را می کشید
fusileer سربازی که تفنگ چخماقی داشت
prospect of success چشم داشت یا امید کامیابی
he would be sure to like it یقینا انرادوست خواهد داشت
All his belongings were stolen . هرچه داشت بردند (دزدیدند)
he was in purpose to do it در نظر داشت که ان کار رابکند
that point was of p interest ان نکته جالبیست ویژهای داشت
he sold the good ones هرچه خوب داشت فروخت
She was talking to (with ) a friend . داشت با دوستش صحبت می کرد
He was running like a madman. عین دیوانه ها داشت می دوید
durst جرات داشت جسارت کرد
no song no supper تانخوانی شام نخواهیم داشت
There will be a delay of 8 minutes. 8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ? تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
it weighed kilogrammes بود سه کیلوگرم وزن داشت
jottings یادداشت
memoirs یادداشت
memoir یادداشت
memorandum یادداشت
memoire یادداشت
notes یادداشت
memoranda یادداشت
annotation یادداشت
noting یادداشت
annotations یادداشت
endnote یادداشت
note یادداشت
memorandums یادداشت
notations یادداشت
chits یادداشت
chit یادداشت
memos یادداشت
slips یادداشت
reminiscence یادداشت
apostil یادداشت
slip یادداشت
pro memoria یادداشت
memo یادداشت
notation یادداشت
reminiscences یادداشت
slipped یادداشت
His request was in the nature of a command. خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
He tried to conceal the facts. سعی داشت حقیقت را پنهان کند
He wanted to incite the people. قصد داشت مردم راتحریک کند
The bus stopped for fuel [ to get gas] . اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
pistole سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
he made me wait مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
marshalsea دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
u.sings[ and+] با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
life is not worth an hour's p ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
quinquereme یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
on old woman past sixty پیرزنی بیش از شصت سال داشت
advice note یادداشت اطلاع
record یادداشت بایگانی
tot یادداشت مختصر
minute یادداشت وقایع
noting خاطرات یادداشت
noting تبصره یادداشت ها
adscript یادداشت اضافی
memorandum of understanding یادداشت تفاهم
notelet یادداشت کوچک
tots یادداشت مختصر
minute مسوده یادداشت
notebooks کتابچه یادداشت
record یادداشت نگارش
notebook کتابچه یادداشت
counter memorial جواب یادداشت
chitty یادداشت-رسید
annotate یادداشت نوشتن
record یادداشت درسی
commentaries رشته یادداشت
footnotes یادداشت ته صفحه
note تبصره یادداشت ها
note خاطرات یادداشت
commentary رشته یادداشت
footnote یادداشت ته صفحه
billet doux یادداشت عاشقانه
notes یادداشت درسی
scratch paper کاغذ یادداشت
notes تبصره یادداشت ها
notes یادداشت سخنرانی
notepaper کاغذ یادداشت
annotated یادداشت نوشتن
notes خاطرات یادداشت
record یادداشت سخنرانی
annotates یادداشت نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
of livery ایانوکر جامه ویژه داشت یاجامه ساده
no paternosterŠno p تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
on shall from a quo rum جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
to serve a notice on some one اخطار یا یاد داشت برای کسی فرستادن
groschen سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
She was crying over her misfortunes. ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
She married a man old eonugh to be her father. با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
lostlabour کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
diaries دفتر یادداشت روزانه
pads دفترچه یادداشت لایی
memorandums اقدام به یادداشت کند
memorandum اقدام به یادداشت کند
memoranda اقدام به یادداشت کند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com