Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
Other Matches
dogtrot
یورتمه رفتن
canter
یورتمه رفتن
cantered
یورتمه رفتن
cantering
یورتمه رفتن
canters
یورتمه رفتن
paces
یورتمه رفتن
paced
یورتمه رفتن
pace
یورتمه رفتن
ambled
یورتمه رفتن اسب
amble
یورتمه رفتن اسب
ambling
یورتمه رفتن اسب
ambles
یورتمه رفتن اسب
trotter
یورتمه ران اسب یورتمه رو
trotters
یورتمه ران اسب یورتمه رو
jogs
یورتمه
trots
یورتمه
trotted
یورتمه
trotting
یورتمه
trot
یورتمه
jogged
یورتمه
jogging
یورتمه
jog
یورتمه
pacer
یورتمه رو
three gaited
یورتمه رو
trotter
یورتمه رو
trotters
یورتمه رو
dogtrot
یورتمه اهسته
trotted
یورتمه روی
trotting
یورتمه روی
sidewheeler
اسب یورتمه رو
jog trot
یورتمه کوتاه
pacing
گام یورتمه
piaffer
یورتمه اهسته
trot
یورتمه روی
piaffer
یورتمه کوتاه
gait
یورتمه روی
trots
یورتمه روی
jogging
دویدن بصورت یورتمه
jog
دویدن بصورت یورتمه
fox trot
یورتمه اهسته اسب
jogged
دویدن بصورت یورتمه
jogs
دویدن بصورت یورتمه
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
scalps
با نوک پای جلو ضربه زدن به سم پای عقب در یورتمه
scalp
با نوک پای جلو ضربه زدن به سم پای عقب در یورتمه
thump
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumped
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumps
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
to make ones getaway
در رفتن
to do out of
کش رفتن
twiddle
ور رفتن
break loose
در رفتن
make off
در رفتن
retires
پس رفتن
to do a guy
در رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
gang
رفتن
meddles
ور رفتن
fribble
ور رفتن
meddled
ور رفتن
meddle
ور رفتن
gangs
رفتن
going
رفتن
putters
ور رفتن
regressed
پس رفتن
retire
پس رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall away
رفتن
regresses
پس رفتن
twiddling
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
to go bang
در رفتن
to go backward
پس رفتن
twiddled
ور رفتن
to pair off
رفتن
putter
ور رفتن
jauk
ور رفتن
hedge
در رفتن
filching
کش رفتن
hang around
ور رفتن
filches
کش رفتن
filched
کش رفتن
regressing
پس رفتن
filch
کش رفتن
to run off
در رفتن
to go back ward
پس رفتن
to boil over
سر رفتن
puttered
ور رفتن
niggles
ور رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
hedges
در رفتن
admit
رفتن
glom on to
کش رفتن
retrograde
پس رفتن
admits
رفتن
admitting
رفتن
go off
در رفتن
regress
پس رفتن
hedged
در رفتن
go over
به ان سو رفتن
puttering
ور رفتن
niggle
ور رفتن
niggled
ور رفتن
To go
رفتن
receded
پس رفتن
nim
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
crawl
رفتن
to flow over
سر رفتن
crawled
رفتن
snipping
کش رفتن
crawls
رفتن
snipped
کش رفتن
snip
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
departures
رفتن
to hang back
پس رفتن
departure
رفتن
to foot it
رفتن
pullback
پس رفتن
go
رفتن
swiping
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swipe
کش رفتن
to skirt along the coast
رفتن
to sleep fast
رفتن
abstract
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
to break loose
در رفتن
to peter out
پس رفتن
abstracts
کش رفتن
bleneh
پس رفتن
betake
رفتن
snitches
کش رفتن
to fly off
در رفتن
pilfer
کش رفتن
retracted
تو رفتن
retract
تو رفتن
short-changed
کش رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
shrinks
اب رفتن
shrinking
اب رفتن
shrink
اب رفتن
sink
ته رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to get over
رفتن از
mog
رفتن
to go to mess
رفتن
short-change
کش رفتن
to fall short
کم رفتن
snook
کش رفتن
sinks
ته رفتن
pilfers
کش رفتن
snitch
کش رفتن
snitched
کش رفتن
pilfering
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
snitching
کش رفتن
recede
پس رفتن
goes
رفتن
to get away
رفتن
recedes
پس رفتن
receding
پس رفتن
to whisk away or off
رفتن
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
retrogressing
بقهقرا رفتن
retrogress
پس رفتن برگشت
retrogress
بقهقرا رفتن
retrogresses
بقهقرا رفتن
retrogressed
بقهقرا رفتن
consumed
تحلیل رفتن
retrogressed
پس رفتن برگشت
To go after something.
پی چیزی رفتن
consume
تحلیل رفتن
to sink in the scale
پایین رفتن
to take french
بی بدردو رفتن
to take french leave
بی خداحافظی رفتن
to thrash to windward
برضدبادیاجزرومدپیش رفتن
to walk fast
تندراه رفتن
to walk off
ناگهان رفتن
to show the white feather
ازمیدان در رفتن
wabble
یله رفتن
wade into the water
راه رفتن در اب
to take french
بی خداحافظی رفتن
to sweep past
اسان رفتن
to slip off or away
نادیده رفتن
traipsing
راه رفتن
traipsed
راه رفتن
traipse
راه رفتن
aspiring
بالا رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com