English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
A bone has stuck in my throat . یک استخوان توی گلویم گیر کرده
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
I have a sore throat. گلویم دردمی کند
The whisky burned in my throat . ویسکی گلویم راسوزاند
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
scarf joint جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
swiss steak گوشت خرد کرده مخلوط با اردوچاشنی سرخ کرده
I have a tooth abscess. دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
best gold تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
boneless بی استخوان
boned استخوان
bone استخوان
osteotome استخوان بر
jawbones استخوان فک
ossicle استخوان چه
jawbone استخوان فک
natchbone استخوان
bones استخوان
tarsus استخوان مچ پا
fleshier بی استخوان
fleshiest بی استخوان
fleshy بی استخوان
boning استخوان
femurs استخوان ران
femur استخوان ران
skeletons استخوان بندی
orthopedics جراحی استخوان
femora استخوان ران
stapes استخوان رکابی
shacklebone استخوان مچ دست
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
navicular bone استخوان زورقی
cartilage نرمه استخوان
spillikin ریزه استخوان
skelton استخوان بندی
occipital bone استخوان قمحدوه
barebone استخوان خالی
baleen استخوان نهنگ
rickety نرم استخوان
skeleton استخوان بندی
funny bones استخوان ارنج
anvil bone استخوان سندانی
anklebone استخوان قوزک
ankle bone استخوان قوزک
aitch bone استخوان کفل
talus استخوان قاپ
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
cheekbones استخوان گونه
humeri استخوان بازو
cheekbone استخوان گونه
ungual bone استخوان ناخنی
shoulder blades استخوان شانه
shoulder blade استخوان شانه
humeri استخوان عضله
humerus استخوان عضله
humeruses استخوان عضله
humerus استخوان بازو
humeruses استخوان بازو
ckeek bone استخوان گونه
zygomatic bone استخوان گونه
scapula استخوان کتف
pith مخ استخوان اهمیت
os pubis استخوان شرمگاه
temporal bone استخوان گیجگاه
thigh bone استخوان ران
dislocation دررفتگی استخوان
funny bone استخوان ارنج
thighbone استخوان ران
blade استخوان پهن
scapulas استخوان کتف
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
malar bone استخوان گونه
osteomalacia ملاست استخوان
osteitis اماس استخوان
hyperostosis برامدگی استخوان
hyoid bone استخوان لامی
the humeral bone استخوان عضد
the humeral bone استخوان بازو
humeeerus استخوان عضد
humeeerus استخوان بازو
huckle bone استخوان لگن
huckle bone استخوان چاربند
malleolus استخوان غوزک
ostosis استخوان سازی
palating استخوان کام
parietal استخوان اهیانه
malleus استخوان چکشی
osteomalacia نرمی استخوان
osteoma ورم استخوان
luxation در رفتگی استخوان
osteogenesis پیدایش استخوان
osteogenesis تشکیل استخوان
knucklebone استخوان قوزک
kneepan استخوان کشگک
metacarpal استخوان کف دست
osteography شرح استخوان ها
osteoid استخوان وار
osteologist استخوان شناس
innominate bone استخوان بی نام
incus استخوان سندانی
shinbone استخوان قلم پا
illium استخوان حرقفی
osteology استخوان شناسی
osteitis ورم استخوان
frontal bone استخوان پیشانی
carcass استخوان بندی
scalping iron استخوان تراش
maxillary bone استخوان ارواره
merrythought استخوان جناغ
xyster استخوان تراش
ossific استخوان ساز
scaular استخوان شانه
scroll bone استخوان فرفرهای
carpale استخوان مچ دست
cariosity پوسیدگی استخوان
cannon bone استخوان ساق پا
calcaneum استخوان پاشنه
shacklebone استخوان قاپ
breast bone استخوان سینه
sacrum استخوان خاجی
foot bone خرده استخوان پا
fish bone استخوان ماهی
carcse استخوان بندی
exostosis برامدگی استخوان
osteal شبیه استخوان
ethmoid استخوان پرویزنی
ethmoid استخوان غربالی
epiphysis شاخ استخوان
pubis استخوان شرمگاه
raspatory استخوان تراش
raspatory استخوان ساب
reckets نرمی استخوان
reckets استخوان نرمی
reckets ملاست استخوان
dengue تب استخوان شکن
bone ache استخوان درد
zygomatic استخوان گونه
patellae استخوان کشکک
hammer استخوان چکشی
framework استخوان بندی
carcasses استخوان بندی
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
jawbones استخوان ارواره
jawbone استخوان ارواره
frameworks استخوان بندی
bonemeal استخوان کوبیده
bonemeal آرد استخوان
hollownes پوکی استخوان
structure استخوان بندی
structures استخوان بندی
structuring استخوان بندی
hammers استخوان چکشی
fracturing شکستگی استخوان
fractures شکستگی استخوان
carcass استخوان بندی
carcases استخوان بندی
patella استخوان کشکک
bony استخوان دار
boney استخوان دار
wishbones استخوان جناق
wishbone استخوان جناق
ilium استخوان حرقفی
stirrup استخوان رکابی
stirrups استخوان رکابی
fractured شکستگی استخوان
fracture شکستگی استخوان
kneecaps استخوان کشگک
kneecap استخوان کشگک
marrows مغز استخوان
marrow مغز استخوان
bone marrow مغز استخوان
To set a bone. استخوان جا انداختن
bonemeal گرد استخوان
hulking درشت استخوان
anvils استخوان سندانی
hammered استخوان چکشی
anvil استخوان سندانی
ossification تشکیل استخوان
caries پوسیدگی استخوان
phalange استخوان انگشت یاپنجه
hipbone استخوان لگن خاصره
fractural مربوط به شکستگی استخوان
navicular زورقی استخوان ناوی
splint bone استخوان ساق نازک نی
phalanges استخوان انگشت گروه
huckle bone استخوان قوزک کعب
knucklebone استخوان بند انگشت
pisiform استخوان نخودی مچ دست
skeletal وابسته به استخوان بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com