Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
sheet
یک قطعه کاغذ بزرگ
sheets
یک قطعه کاغذ بزرگ
Other Matches
cards
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
card
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
stull
قطعه بزرگ
fool's cap
کاغذ برگ بزرگ
foolscap
کاغذ برگ بزرگ
octavo
ورق بزرگ کاغذ هشت برگی
fools cap
کلاه لوده ها کاغذ بزرگ برگ
baulk
[هر قطعه بزرگ مربعی شکل چوبی]
balk
[هر قطعه بزرگ مربعی شکل چوبی]
labels
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
label
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labelled
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
key
قطعه ای کاغذ بالای کلیدهای مخصوص برای یادآوری به اپراتور تابع های خاص
overlay
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlaying
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlays
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
sprocket feed
محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
plotter
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
plotters
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
wafer scale integration
یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
drummed
رسانه خروجی کامپیوتر که حاوی یک قطعه متحرک و یک کاغذ است که می چرخد و باعث ایجاد الگوهاو متن هایی میشود وقتی که هر دو در جهت مختلف می چرخند
drum
رسانه خروجی کامپیوتر که حاوی یک قطعه متحرک و یک کاغذ است که می چرخد و باعث ایجاد الگوهاو متن هایی میشود وقتی که هر دو در جهت مختلف می چرخند
tractor feed
روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
segmentation
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
friction feed
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
spinning wheel
چرخ ریسندگی
[این وسیله از یک چرخ چوبی شکل بزرگ و چند قطعه چوب بوجود آمده و توسط دست یا پا به حرکت در می آید.]
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
skips
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skipped
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
sheet
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
skip
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
plotters
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotter
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
sprocket holes
مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
NCR paper
کاغذ خاص تلقیح شده با مواد شیمیایی که به صورتهای مختلف استفاده میشود. پس از چاپ گرفتن این کاغذ با چاپگر impact
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
flows
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flow
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flowed
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
scratch paper
کاغذ مسوده کاغذ سیاهه
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fasted
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
toner
که در چاگر لیزری استفاده میشود. تونر با بر الکتریکی روی کاغذ منتقل میشود و سپس با نوک آن به طور موقت روی کاغذ قرار می گیرد
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
sidelay
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
sectional
قطعه قطعه بخشی
fritters
قطعه قطعه کردن
segment
قطعه قطعه کردن
fragment
قطعه قطعه کردن
mainland
قطعه اصلی قطعه
fragmenting
قطعه قطعه کردن
segments
قطعه قطعه کردن
fragmentation
قطعه قطعه شدن
fragments
قطعه قطعه کردن
fritter
قطعه قطعه کردن
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
anatomize
قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
paper-knives
کاغذ بر
paper-knife
کاغذ بر
letter head
سر کاغذ
toilet paper
کاغذ
charting
کاغذ
charted
کاغذ
chart
کاغذ
charts
کاغذ
two part
کاغذ
papering
کاغذ
paper
کاغذ
papered
کاغذ
papers
کاغذ
wastepaper
سر کاغذ یا ته کاغذ
parchment
کاغذ پوست
some toiletpaper
کاغذ توالت
plain paper
کاغذ بی نقش
plain paper
کاغذ ساده
parchment paper
کاغذ پوستی
pasteboard
کاغذ مقوایی
hangings
کاغذ دیواری
papillote
کاغذ موپیچ
To indulge in tendentious correwpondence.
کاغذ پراکنی
tons of paper
خروارها کاغذ
carbon paper
کاغذ کاربن
graph paper
کاغذ شطرنجی
papier mache
کاغذ مچاله
graph paper
کاغذ میلیمتری
papier mache
خمیر کاغذ
spills
تیکه کاغذ
swamped with letters
کاغذ پیچ
spill
تیکه کاغذ
sand paper
کاغذ سنباده
scratch paper
کاغذ یادداشت
abrasive paper
کاغذ سمباده
manila paper
کاغذ مانیلا
seal up
کاغذ گرفتن
abrasive paper
کاغذ سنباده
send a letter
کاغذ بدهید
roll paper
کاغذ لولهای
spilled
تیکه کاغذ
graph paper
کاغذ گراف
spilling
تیکه کاغذ
carte blanche
کاغذ سفید
milimetre paper
کاغذ میلیمتری
ff
تغذیه کاغذ
wax paper
کاغذ مومی
mica paper
کاغذ میکا
letters
کاغذ ادبیات
letter
کاغذ ادبیات
portfolios
کیف کاغذ
oil paper
کاغذ مومی
paper stainer
کاغذ رنگ کن
portfolio
کیف کاغذ
papering
ورق کاغذ
oiled paper
کاغذ روغنی
sandpaper
کاغذ سنباده
paperweights
وزنهی کاغذ
paperweight
وزنهی کاغذ
paper clip
گیرهی کاغذ
sticker
کاغذ خودچسب
notepaper
کاغذ یادداشت
stickers
کاغذ خودچسب
paper weight
کاغذ نگهدار
paper feer
تغذیه کاغذ
paper hangings
کاغذ دیواری
papers
ورق کاغذ
oil paper
کاغذ روغنی
waxed paper
کاغذ مومی
paperless office
اداره بی کاغذ
two reams of paper
دو بند کاغذ
paperhanging
کاغذ چسبانی
paper
ورق کاغذ
useless paper
کاغذ بیمصرف
blotting paper
کاغذ خشک کن
paperboard
کاغذ مقوایی
paraffined paper
کاغذ پارافینی
wallpapers
کاغذ دیواری
note paper
کاغذ نویسی
note paper
کاغذ رقعهای
wall paper
کاغذ دیواری
wallpaper
کاغذ دیواری
cigarette paper
کاغذ سیگار
papered
ورق کاغذ
wastepaper
کاغذ باطله
cartridge paper
کاغذ مخصوصنقاشی
whatman
کاغذ رسم
litmus paper
کاغذ تورنسل
gelatine paper
کاغذ ژلاتینی
slips
تکه کاغذ
slipped
تکه کاغذ
pages
ورق کاغذ
paperwork
کاغذ بازی
leetter writing
کاغذ نویسی
glass paper
کاغذ گلاسه
tracing paper
کاغذ رسم
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
slip
تکه کاغذ
chartaceous
شبیه کاغذ
fanfold paper
کاغذ تاشو
filter paper
کاغذ صافی
page
ورق کاغذ
f.currency
پول کاغذ
continuous paper
کاغذ پیوسته
emery cloth
کاغذ سمباده
paged
ورق کاغذ
emery paper
کاغذ سمباده
Chad
خرده کاغذ
chadless
بی خرده کاغذ
form feed
تغذیه کاغذ
kraft paper
کاغذ ضخیم
overlays
کاغذ کالک
overlaying
کاغذ کالک
overlay
کاغذ کالک
aluminium foil
کاغذ الومینیوم
plied
لایه کاغذ
plies
لایه کاغذ
absorbent paper
کاغذ خشک کن
manila paper
کاغذ مانیل
ply
لایه کاغذ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com