English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (6 milliseconds)
English Persian
A bar of soap. A cake of soap. یک قالب صابون
Other Matches
soap صابون
soap صابون زدن
May I have some soap? ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
some soap چند تا صابون
soap wort چوبه
soap wort چوبک
liquid soap صابون مایع
Soap lather . کف صابون
metallic soap صابون فلزی
toilet soap صابونتوالت
soap dish جاصابونی
soap bubble چیزجالب وزود گذر
soap bubble حباب کف صابون
soap nut بندق
soap boiler صابون پز
soap berry بندق
soap solution اب صابون
soap solution محلول صابون
soap suds اب صابونی
soap suds کف صابون
green soap صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
animal soap صابون حیوانی
soft soap چاپلوسی
soft-soap چاپلوسی
soft-soap چاپلوسی کردن تملق
abrasive soap صابون سایا
soap maker صابون پز
castile soap یکجورصابون روغن زیتونی
soap operas نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
soap opera نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
soft soap چاپلوسی کردن تملق
Soap doest lather in salty water . صابون رآب شور کف نمی کند
cake قرص
cake قالب
cake قالب کردن بشکل کیک دراوردن
cake کیک
birthday cake کیک تولد
eat one's cake and have it too <idiom> هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن
piece of cake <idiom> آسان
cake mix پودر کیک
fruit-cake کیک میوه ایی
wedding cake کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
You cant eat your cake and have it . نمیشه هم خدا را بخواهی هم خرما را
cake mascara ریملمژهیاابرویقالبی
oil cake سلف بذرک
griddle cake نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
genoa cake نان بادامی
genoa cake کلوچه بادامی
fish cake نان شیرینی که از ماهی خورد کرده وپوره سیب زمینی درست کنند
fig cake انجیروبادام
cotton cake کنجاره پنبه دانه
almond cake نان یاکلوچه بادامی
ague cake اماس اسپرزازنوبه
marble cake کیک کره دار برنگ روشن
sponge cake کیک پف الود
seed cake کلوچه تخم زده یا زیره زده
pound cake کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است
pomfret cake کلوچه شیرین بیان
pomfret cake کلوچه سوس
plum cake کیک کشمش دار
sponge cake کیکی که با روغن نباتی درست میشود
oil cake کنجاره
oil cake کنجیده
my cake is dough نقشه ام باطل شد
sell like hot cake <idiom> رو دست بردن
sell like hot cake <idiom> مثل کاغذ زر ورق بردن
cake-hole [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
Cut the cake into three separate parts. کیک را به سه قسمت جدا ببرید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com