Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
In response (reply) to your letter.
در جواب نامه تان
Other Matches
reply paid /RP/
[reply prepaid]
جواب قبول
reply
پاسخ دادن جواب کتبی
in reply to
در پاسخ
no reply was given him
هیچ پاسخی به او داده نشد
in reply to
در جواب
reply
جواب
please reply
لطفا پاسخ بدهید
[به دعوت نوشته شده ای]
reply
پاسخ
reply
جواب شفاهی دفاعیه
reply
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
challenge and reply
ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
negative reply
پاسخ رد
reply paid
جواب قبول
it is impolitic reply so soon
صلاح نیست به این زودی پاسخ داده شود
i pause for a reply
خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
reply
[answer]
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
no reply necessary
[NRN]
نیازی به پاسخ نیست.
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
A sharp note(reply).
نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
Please reply as a matter of urgency.
لطفا فوری پاسخ دهید.
A crushing reply(retort).
جواب دندان شکن
I look forward to receiving your reply.
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
response
و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
all or none response
پاسخ همه یا هیچ
w response
پاسخ کلی
whole response
پاسخ کلی
response
جواب
response
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
response
صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
response
1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
response
عکس العمل به دلیلی
response
واکنش
response
پاسخ
response
جوابگویی
conditioned response
واکنش شرطی
response latency
نهفتگی پاسخ
response intensity
شدت پاسخ
response hierarchy
سلسله مراتب پاسخ
response generalization
تعمیم پاسخ
response equivalence
هم ارزی پاسخ
response time
زمان پاسخ
response position
مکان جواب
response rate
سرعت پاسخ
pilomotor response
پاسخ سیخ شدن مو
impluse response
رفتار در مقابل فشار ضربهای
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
impluse response
پاسخ ایمپولز
image response
رفتار فرکانس تصویر
image response
پاسخ تصویر
distal response
پاسخ دوربرد
response duration
مدت پاسخ
shading response
پاسخ سایه روشن
moro response
پاسخ مورو
movement response
پاسخ حرکت
original response
پاسخ ابتکاری
popular response
پاسخ رایج
position response
پاسخ مکانی
preparatory response
پاسخ مقدماتی
response time
زمان پاسخ دهی
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
spectral response
واکنش طیفی
to make a response
پاسخ دادن
to make a response
جواب دادن
response differentiation
تفکیک پاسخ
response cost
جریمه
response amplitude
دامنه پاسخ
response strength
نیرومندی پاسخ
response threshold
استانه پاسخ
response time
زمان واگنش
reflection response
پاسخ قرینه
voice response
جواب صوتی
vaccum response
پاسخ غیابی
unconditioned response
پاسخ غیر شرطی
transient response
واکنش گذرا
response set
امایه پاسخ
response time
زمان واکنش
consultary response
نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
response
[commentary]
نظر
anticipatory response
پاسخ انتظاری
response
[commentary]
رای
bass response
بم پذیری
response
[commentary]
پاسخ
correct response
پاسخ درست
content response
پاسخ محتوایی
color response
پاسخ رنگ
consummatory response
پاسخ پایانی
anatomy response
پاسخ کالبدی
delayed response
پاسخ درنگیده
conditioned response
پاسخ شرطی
frequency response
خم دامنه- بسامد
emitted response
پاسخ صدوری
electrodermal response
پاسخ برقی پوست
discriminatory response
پاسخ افتراقی
frequency response
واکنش بسامدی
conditioned avoidance response
پاسخ اجتنابی شرطی
pure color response
پاسخ خالص رنگ
conditioned escape response
پاسخ گریز شرطی
achromatic color response
پاسخ رنگ بی فام
conditioned emotional response
پاسخ هیجانی شرطی
white space response
پاسخ به بخش سفید
visual righting response
پاسخ تعادل دیداری
acquiescent response set
امایه تصدیق
stimulus response model
الگوی محرک- پاسخ
audio response device
دستگاه جواب دهنده سمعی
stimulus response psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
alternate response test
ازمون دو گزینهای
stimulus response theory
نظریه محرک- پاسخ
spectral response characteristic
مشخصه طیفی
modulation frequency response
پاسخ فرکانس مدولاسیون
A rapid response would be appreciated.
از پاسخ فوری قدردانی می کنیم.
[اصطلاح رسمی]
medical response dog
سگ دستیار
galvanic skin response
پاسخ برقی پوست
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
galvanic skin response
جی اس ار
medical response dog
سگ سرویس
his appeal met no response
پاسخی پدر خواست که اوترسید
delayed elastic response
واکنش ارتجاعی تاخیری
stimulus organism response model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
fractional antedating goal response
خرده پاسخ انتظار هدف
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
letter
اثارادبی
to the letter
<idiom>
طبق قانون
letter
معرفی نامه
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
to the letter
طابق النعل بالنعل
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
to a. letter
فرستادن
letter
نویسه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
letter for letter
<adv.>
مو به مو
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letter
نامه
letter
حرف چاپی
letter
حرف
letter
حرف الفباء
to the letter
<adv.>
مو به مو
letter of a
اطلاع نامه
letter of a
اگاهی نامه
letter no
نامه شماره 5
letter
مراسله
letter
کاغذ ادبیات
letter
سند
letter
نوشته
letter
معرفت دانش
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter of dismissal
متارکه
letter of dismissal
انفصال
He signed with the letter
امضاء با حرف او
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
letter of dismissal
ترک
letter of attorney
اجازه نامه
letter of attorney
اختیار نامه
letter of attorney
وکالت نامه
letter of dismissal
رها سازی
letter of attorney
نیرو
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
بطلان
letter of dismissal
خاتمه
the letter of the law
عبارت قانون
sea letter
سند بیطرفی کشتی
letter-bomb
بمب نامهای
letter-bombs
بمب نامهای
letter opener
سرنامهبازکن
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
Letter of recommendation.
توصیه نامه
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
letter of reference
توصیه نامه
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
four-letter words
واژهی قبیح
send a letter
نامهای بفرستید
send a letter
کاغذ بدهید
small letter
حرف ریز
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
the letter is urgent
نامه فوری است
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
the original letter
عین نامه
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
four-letter words
واژهیچهار حرفی
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
chain letter
نامهی زنجیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com