English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (8 milliseconds)
English Persian
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
Other Matches
go jump in a lake <idiom> رفتن وآزار نرساندن به کسی
drown خیس کردن
drown غرق شدن
drown غرق کردن
drown out <idiom> سروصدای زیاد براه انداختن وقادر به شنیدن نبودن
To drown somebody . کسی را غرق کردن
drown one's sorrows <idiom> مس میکند که بی خبری سراغش بیاید
to drown in paperwork <idiom> در کار کاغذ بازی غرق شدن [اصطلاح مجازی]
Do cats and dogs drown? آیا سگ وگربه در آب غرق می شوند ؟
lake برکه
lake استخر
lake دریاچه
lake لاک رنگی
the transit of a lake عبورازیک دریاچه
artificial lake دریاچه مصنوعی
lake rampart اب باره
lake dwelling اب سرا
lake dweller اب نشین
salt lake دریاچه شور
trinidad lake asphalt قیر دریاچه ترینیداد
jump on someone <idiom>
jump off پرش
jump off اغاز حمله
jump off شروع حمله
jump off شروع بحمله
jump off اغاز
jump جستن
jump all over someone <idiom>
to jump on somebody به کسی پریدن [زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
jump at <idiom>
to jump up at somebody به کسی پریدن [مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
jump حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump پرش به هوا با هر دوپا
jump تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
jump خیز زاویه پرش لوله توپ
jump پراندن جهاندن
jump پرش
jump پریدن
jump جهش افزایش ناگهانی
jump ترقی
jump جهت
jump خیز زدن
jump جهیدن
jump جوردرامدن
jump جهش
jump وفق دادن
strong jump جهش ابی شدید
stag jump پرش با پاهای باز در هوا
two state jump جهش دو حالتی
scissors jump پرش قیچی در اسکیت
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water jump مانع ابی
waltz jump پرش والس
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
unconditional jump جهش غیر شرطی
step jump پرش و برگشت روی همان پا
split jump پرش روسی
split jump پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
subroutine jump جهش زیرروال
squat jump کلاغ پر
jump jet جتیکهمیتواندعمودیپروازکند
jump bail <idiom>
jump down someone's throat <idiom>
jump on the bandwagon <idiom> [پیوستن به گرایش یا فعالیتی محبوب]
jump out of one's skin <idiom>
jump the gun <idiom>
jump to conclusions <idiom>
to jump at something [colloquial] به چیزی واکنش نشان دادن
to line-jump داخل صف زدن
jump through a hoop <idiom>
To jump the queue. خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
To jump up . To be startled. از جاپریدن
jump suit روپوش
jump suit لباس خانه و استراحت
jump suits روپوش
jump suits لباس خانه و استراحت
jump ski پرشاسکی
jump leads باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
To jump . To be startled. ازجا پریدن
To jump across the stream. ازروی نهر آب پریدن
jump-start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
combat jump پرش رزمی
combat jump پرش با چتر درمنطقه دشمن
conditional jump جهش شرطی
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
electron jump پرش الکترون
hydraulic jump جهش هیدرولیکی
hydraulic jump جهش هیدرولیک
hydraulic jump پرش هیدرولیک
johnny jump up گل بنفشه امریکایی
jump altitude ارتفاع پرش
jump altitude ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
jump ball جمپبال
jump ball توپی که داور بین دوبازیگر به هوا می اندازد
jump joint اتصال لب به لب
broad jump پرش طول
jump-started شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
triple jump پرش سه گام
high jump پرش ارتفاع
long jump پرش طول
ski jump پرش با اسکی
angle of jump زاویه پرش لوله توپ
angle of jump زاویه پرش
arabian jump نیم پشتک
jump start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump fishing ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
jump speed سرعت مناسب برای پرش باچتر
jump racing مسابقه پرش از مانع
jump the gum خطا در اغاز پرش
jump rider سوارکار در پرش
jump seat صندلی تا شو
jump set پاس پرشی
jump shooter شوت جفت زن
jump stop توقف ناگهانی با پرش بهواوچرخش
jump spin چرخش با اغاز پرش بهوا
jump spark جرقه جهنده
jump speed سرعت پرش
jump pass پاس در حال پرش
jump instruction موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump instruction موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
jump instruction پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
jump instruction دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
jump instruction هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
jump kick شوت درحال پرش
jump line سطر پرش
jump turn تغییر جهت و پیچ در پرش
jump into the lion's mouth <idiom> خود را توی دهان افعی انداختن
standing high jump پرش ارتفاع بدون دورخیز
standing broad jump پرش طول بدون دورخیز
to queue-jump [British E] داخل صف زدن
jump height curve منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
tap loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
To jump down someones throat. به کسی توپ وتشر زدن
To jump down somebodys throat. ناگهان وسط حرف کسی پریدن
hop stop and jump قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
conditional jump instruction دستورالعمل پرش شرطی
turnaround jump shot پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
jump spark distributor دلکو با جرقه جهنده
toe loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com