Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (6 milliseconds)
English
Persian
She didnt pay the slightes attention .
بقال سه کیلو کم داده است
Other Matches
It didnt come off. It didnt take place.
صورت نگرفت
What did I tell you ? didnt I say so ?
عرض نکردم ! (مگر بهت نگفتم )
I didnt quite get it.
درست نفهمیدم
Just as well you didnt come .
همان بهتر که نیامدی
He didnt say a word.
یک کلام هم حرف نزد
I didnt relize what was going on .
اصلا" نفهمیدم چه خبر است
It didnt work out.
درست درنیامد
I told you , didnt I ?
من که بتو گفتم ( گفته بودم )
I didnt enjoy it.
بدلم نچسبید
She said nothing . She didnt say any thing
هیچ ( هیچه ) نگفت
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
His trick didnt work.
حقه اش نگرفت
My good fello,why didnt you tell me?
آخر مرد حسابی چرا به من نگفتی ؟
A good thing you didnt go.
چه خوب شد نرفتی
I didnt sleep a wink.
خواب به چشمم نیامد
I didnt expect it from you of all people .
ازتویکی توقع نداشتم
She didnt let me mail the shelf .
نگذاشت کاغذ را پست کنم
He didnt return (acknowledge) my greetings.
جواب سلام مرا نداد
We didnt get a share (acut).
به ما چیزی نرسید
They didnt slaughter any animals yesterday .
دیروز کشتار نکردند
I didnt mince my words . I put it very well .
قشنگ حرفم رازدم
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball.
مگر کف دستم را بو کرده بودم.
She didnt make an impression . She was a flop .
یخش نگرفت
I didnt have the heart to punish the kid.
دلم نیامد بچه را تنبیه کنم
attention
حالت خبردار
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
to a the attention of someone
خاطریاتوجه کسیرا جلب کردن
attention
توجه
attention getting
توجه طلب
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention
کلیدی در ترمینال که به پردازنده سیگنال وقفه می فرستد
attention
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attention
شمشیرباز اماده برای مبارزه
attention
برسد به دست
attention
اخطارجهت اطلاع به
attention
به جای خود به گیرندگان جهت اطلاع
attention
فرمان خبردار
attention
رسیدگی
attention
حاضرباش
attention
خبردار
attention
ادب و نزاکت
attention
خاطر حواس
attention
موافبت
attention
دقت
position of attention
حرکات و احترامات نظامی
span of attention
فراخنای توجه
attention to orders
توجه کنید
it askes for attention
توجه لازم دارد
attention seeking
توجه طلب
attention to orders
توجه
attention to port
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
meticulous attention
دقت و توجه زیاد
it askes for attention
دقت می خواهد
field of attention
میدان توجه
receive attention
مورد توجه واقع شدن
selective attention
دقت انتخابی
attention key
کلید جلب توجه
to pay attention to something
[someone]
به چیزی
[کسی ]
توجه کردن
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
attention deficit
کاستی توجه
attention code
حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
To stand to attention.
خبر دار ایستادن
pay attention
<idiom>
توجه کردن
attention key
کلید رسیدگی
attention span
فراخنای توجه
program attention key
کلیددستیابی برنامه
To bring something to someones attention .
چیزی را ازنظر کسی گذراندن
He holds the attention of his audience.
شنوندگانش را جذب می کند
The noise distracts my attention .
سروصد ا حواسم را پرت می کند
To stand at attention(ease).
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
program attention key
کلید جلب توجه برنامه
to listen with rapt attention
با مجذوبیت تمام گوش کردن با ششدانگ حواس وغیره
To amuse someone . To engage someones attention.
سر کسی را گرم کردن
To amuse someone . to engage someones attention .
سر کسی را گرم کردن
To neglect something . To pay no attention ( heed ) to something .
از چیزی غافل شدن
To bring something to someones notice ( attention ) .
چیزی را بنظر کسی رساندن
Pay attention to the house rules
[hazard statements]
.
توجه بکنید به قواعد جایگاه
[اظهارات خطر]
.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com