English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
Other Matches
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool). خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone . نمی دانم کدام گوری رفته است
Dont worry. Cheer up. Dont fret so much. غصه نخور
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up . شلوغش نکن
Dont spin such yarns . Dont tell lies. دیگر صفحه نگذار ( دروغ نساز )
Dont kid yourself . dont delude yourself. بیخود دلت را خوش نکن
You dont seem to be with it . You dont know the half of it . تو کجای کاری
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on. طولش نده (زود باش )
qualified واجد شرایط
qualified لایق
qualified صلاحیت دار ماهر
qualified کارشناس موصوف
qualified واجد شرایط لازمه
qualified مقید محدود
qualified مشروط
qualified دارای شرایط لازم
qualified قابل
qualified شایسته
qualified indorsement فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
qualified indorsement فهر نویسی مقید
qualified for work شایسته یاقابل کارکردن
qualified endorsement فهرنویسی مشروط
qualified endorsement فهرنویسی مقید
qualified endorsement پشت نویسی مقید
qualified confession اقرار مقید
qualified person شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
dis qualified فاقد قابلیت
qualified property مالکیت محدود
fully qualified جامع الشرایط
dis qualified فاقد شرایط
qualified power of attorney وکالت مقید
branch qualified officer افسر متخصص رستهای
Qualified Nurse [male] [British] کمک پرستار [مرد]
Qualified Nurse [female] [British] کمک بهیار [زن] [شغل] [پزشکی]
Qualified Nurse [female] [British] کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
Qualified Nurse [male] [British] کمک بهیار [مرد]
personnel افراد
personnel استخدامی
personnel کارمندان
personnel کارگزینی
personnel کارکنان یاخدمه وسایل جنگی
personnel کارمندان مجموعه کارمندان یک اداره اداره کارگزینی
personnel کارکنان
personnel پرسنل
personnel officer افسر رکن یکم
technical personnel کادر فنی
reimbursable personnel پرسنل حقوق بگیر نظامی
personnel officer افسر پرسنل
personnel monitoring بازدید پرسنلی
personnel monitoring بازدیدافراد
enlisted personnel افراد
enlisted personnel پرسنل سرباز و درجه دار
enlisted personnel طبقه افراد
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
personnel manager مدیر استخدام
enroute personnel افرادمنتسب
filler personnel افراد جایگزینی
personnel training اموزش کارکنان
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
filler personnel افرادجایگزین
personnel ceiling سقف استعداد مجاز پرسنلی
personnel psychology روانشناسی استخدامی
personnel management اداره کردن پرسنلی
personnel carrier خودرو نفربر
personnel development برنامه ریزی استخدامی
personnel authorization جدول پرسنلی مجاز
personnel authorization سطح پرسنلی مجاز
personnel services خدمات کارمندی
personnel management مدیریت استخدام
personnel status وضعیت پرسنلی
personnel status وضع افراد
personnel management مدیریت پرسنلی
overhead personnel پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
operating personnel افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
personnel section قسمت پرسنلی
operating personnel پرسنل فعال
personnel carrier نفربر
personnel officer افسر اجودانی
personnel selection کارمند گزینی
personnel section کارگزینی
carreer personnel پرسنل کادر ثابت
personnel services خدمات پرسنلی
army personnel system سیستم عملیات پرسنلی نیروی زمینی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
army personnel center مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
additional production personnel عوامل دیگر تولد
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
I dont know what is what. نمی دانم چی به چیه
Dont try to get out of it. سعی نکن اززیرش دربروی
What is all this ? I dont get it . نفهمیدم ( چی شد ) !
We dont know what become of him. نمی دانیم چه؟ بسر ؟ آمد
dont طی کردن گذرانیدن
Dont ever come here again. دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار. [اینجا نیا.]
Dont let on that you know. بروی خودت نیاور که موضوع رامیدانی
I dont know what became of him . نمی دانم چه بسرش آمد
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Is that so ?You dont say. چه میگه ( جدا"اینطور است )
Why dont you come off it! چرا دست بردار نیستی !
You dont mean that ! you dont say ! نه با با ! ( جدی میگه ؟)
dont بپایان رسانیدن
dont نمودن
dont کردن
I dont know and I dont want to know . نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I dont exactly know. درست نمی دانم
If I dont forget . اگر یادم بماند ( نرود)
So dont try to device yourself . سعی نکن خودت را گول بزنی
Dont you dare tell anyone . مبادا بکسی بگویی
Dont get my back up. نگذار آنرویم (روی سگه ) بالا بیاد
if you dont object اگر مانعی نیست
Dont be sI'lly . خودت را لوس نکن
Why do you want to know ? dont be nosy. می خواهی چه؟کنی بدانی ؟
please dont forget it خواهش دارم فراموش نکنید
Dont listen to him . به حرف اوگوش نکن ( نده )
We dont have it in stock . این جنس موجود نیست ( نداریم )
Dont brag about doing this and that . اینقدر نگه فلان وچنان ( بهمان ) می کنم
I dont wish ( want ) to malign anyone . میل ندارم بد کسی را بگویم
I dont mean to intrude . قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
dont mention it اهمیت ندارد
if you dont object اگر بدتان نمیاید
i dont want to be rushed من نمیخواهم کار سرم بریزند
i dont meant it مقصودی ندارم
dont you thouchit مبادابه ان دست بزنید
How come we dont see you more pften? چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
dont mention it چیزی نیست
Am I not right?dont you agree with me ? درست می گه یا نه ؟
Dont confuse me. حواسم را پرت نکن
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
If you dont mind my saying. اگر از حرفم بدتان نیاید
I dont smoke at all. اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
Why dont you leave me alone? از جان من چه می خواهی ؟
Dont mention it . You are welcome. اختیار دارید (درمقام تعارف )
i dont meant it جدی نگفتم
i dont care a d. مرا هیچ پروایی نیست
dont care بی تقاوت
Such things just dont interest me. توی این خطها نیستم
These shoes dont fit me. زنگ مدرسه خورده
Dont meddle in my affairs . درکارهای من فضولی نکن
I am down and out . I dont know where my next meal is coming for . برای نان شب معطل مانده ام
Dont count (bank)on me. روی من حساب نکنید
I wI'll fall behind with everything if I dont try hard . اگر تلاش نکنم از کار وزندگه با زمی مانم
Dont be a fool(an ass) خر نشو ( عاقل با ش)
Dont spoil your appetite . اشتهایم را خراب نکن ( کور نکن )
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
Dont be late for work. دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
I dont like such remarks one bit . از این حرفها هیچ خوشم نمی آید
Dont spoil the child . بچه را خراب نکنید (لوس نکنید )
Dont sidetrack the issue. خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
Dont provoke me to talk. دهانم را باز مکن!
I dont mind the cold . از سرما ناراحت نمی شوم
Dont talk to all and sundry. با این وآن صحبت نکن
The husband and wife dont get on together. زن وشوهر باهم نمی سازند
I dont have an earthly chance. کمترین شانس راروی زمین ندارم
The doctors dont think she wI'll live. پزشکان امیدی به زنده ماندن اوندارند
Dont rely on probabilities. روی احتمالات متگی نباشید
Dont break that branch off. آن شاخه رانشکن
His bowels dont move. شکمش کار نمی کند
Dont make so much noise. اینقدر سروصدانکن
Dont let yourself get into bad habits. به چیز های بد خودت راعادت نده
I'll eat my hat if I dont do it . اگر اینکار رانکردم اسمم راعوض می کنم
Dont stint the food . سر غذااینقدر گه ابازی درنیاور
Dont breathe a word! هیچی نگه!
I dont have time to go to the movies . فرصت نمی کنم به سینما بروم
Dont stand on ceremony. تشریفات را بگذار کنار ( راحت باش )
Why dont you join our group. ? چرا به جمع ما نمی آیی ؟
I am counting(relying) on you, dont let me down. روی تو حساب می کنم نگذار آبرویم برود
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
i dont care a rush مرا هیچ پروایی نیست
dont care a rap هیچ پروا نداشته باشید
i dont care a snap مرا هیچ پروایی نیست
i dont care a pin هیچ بمن مربوط نیست
i dont care a pin مرا پروایی نیست
Whishes dont wash the dishes. <proverb> آرزوها و خیالات ظرفها را نمى شویند .
Dont forget to wind up your watch . یادت نرود ساعتت راکوک کنی
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Dont count your chickens before they are hatched. جوجه ها راآخر پائیز می شمارند
I dont have one toman let alone a thousand tomans . هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
A thing you dont want is dear at any price. <proverb> چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
Dont let the grass grow under your feet. نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
Dont neglect writing to your mother . ازنوشتن نامه بمادرت غافل نشو
Forget it . dont give it a thought . اصلا"فکرش راهم نکن
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
Vegetables dont agree (disagree)with me . سبزیجات به من نمی سازد
Shut up ! dont inter fere . فضولی موقوف !
Dont swim on a full stomach . روی شکم شنا نکن
I dont believe a word of it ! A likely story ! Tell that to the marines! تو گفتی ومنهم باور کردن !
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
I dont feel like work today. جویای حال ( احوال ) کسی شدن
in company درجمعیت
to keep company باهم امیزش کردن
associated company شرکت وابسته
associated company شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
to w up a company امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
company کمپانی
to keep company with همراه بودن با
to keep company باهم بودن
company شریک
company همراه
company گروهان
in company دسته جمعی
company انجمن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com