Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (10 milliseconds)
English
Persian
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
Other Matches
taxation
وضع مالیات
taxation
مالیات
taxation
مالیات بندی مالیات
taxation of monopoly
مالیات بر انحصار
taxation of costs
ارزیابی هزینههای دعوی
taxation of costs
مالیات هزینه دادرسی
value added taxation
مالیات بر ارزش افزوده
regressive taxation
مالیات نزولی
regressive taxation
مالیات کاهنده
proportional taxation
مالیات تناسبی
progressive taxation
مالیات تصاعدی
burden of taxation
بار مالیاتی
double taxation
مالیات بندی مضاعف
double taxation
مالیات مضاعف
incidence of taxation
تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
excessive taxation
مالیات بندی بیش از حد
incidence of taxation
اثر مالیات
incidence of taxation
انتقال مالیات
exemption from taxation
معافیت از مالیات
direct taxation
مالیات مستقیم
indirect taxation
مالیات غیرمستقیم
direct taxation
اخذ مالیات بصورت مستقیم
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
benefit theory of taxation
نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
nonneutralities of income taxation
خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
excess burden of taxation
بار اضافی مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
ability
شایستگی
ability
قابلیت
ability
لیاقت صلاحیت
ability
قدرت
ability
توانش
ability
توانایی
non ability
عدم توانایی
non ability
ناشایستگی عدم صلاحیت
ability
استطاعت
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
to the best of ones ability
بامنتهای توانایی
ability grouping
گروه بندی بر پایه توانایی
verbal ability
توانایی کلامی
musical ability
توانش موسیقی
motor ability
قابلیت حرکت
mental ability
توانایی ذهنی
mixed ability
کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
general ability
توانایی عمومی
financial ability
تمکن مالی
ability test
آزمون توانایی
numerical ability
توانایی عددی
reasoning ability
توانایی استدلال
psi ability
توانایی فرا روانی
spatial ability
توانایی فضایی
special ability
توانایی اختصاصی
I can see an innate ability in that follow .
دراو مایه و شایستگی می بینم
To the best of my ability. For all I am worth . As far as in my lies
تا آنجا که تیغم ببرد
school and college ability test
آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
brace scale of motor ability
مقیاس توانش حرکتی بریس
pecuniary ability to justify a bait
ملائت
otis lennon mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
mac quarrie test for mechanical ability
آزمون توانایی فنی مک کواری
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
principle
قاعده کلی مرام
in principle
اصولا
in principle
بطور کلی
on principle
از لحاظ قیود اخلاقی
principle
اصلی
principle
مرام اخلاقی قاعده کلی
principle
مسلک
principle
قاعده
of same principle
هم مسلک
principle
اخلاقی کردن
principle
معتقد باصول ومبادی کردن
principle
قانون علمی
principle
اصل علمی
principle
اصل اخلاقی
principle
اصل
principle
سرچشمه
principle
حقیقت مبادی واصول
rational principle
اصول عقلیه
benefit principle
اصل انتفاع
reality principle
اصل واقعیت
avegadro's principle
قانون اووگادرو
aufbau principle
اصل بناگذاری
availability principle
اصل دسترسی پذیری
avogadro's principle
قانون اووگادرو
principle point
مبداء اصلی
principle of validity
اصالت الصحه
principle of superposition
اصل بر هم نهی
principle of permissibility
اصالت الجواز
principle of intimacy
اصل بهم بستگی
principle of exclusion
در مورد کالاهای خصوصی
principle of exclusion
اصل محرومیت
relativity principle
اصل نسبیت
reorganization principle
اصل بازارایی
zeising principle
اصل زای زینگ
variational principle
اصل تغییر
uncertainty principle
اصل عدم قطعیت
uncertainty principle
اصل نایقینی
transitivity principle
بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
transitivity principle
اصل سرایت پذیری
transitivity principle
اصل تعدی
acceleration principle
اصل شتاب
acceleration principle
براساس این اصل سرمایه گذاری متناسب است با تغییرات تولید که بارابطه زیر بیان می گردد : Y * A = I
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
action principle
اصل کنش
archimedes's principle
اصل ارشمیدس
reversibility principle
اصل برگشت پذیری
well-ordering principle
اصل خوش ترتیبی
[ریاضی]
principle of exclusion
اصل ممنوعیت
exclusion principle
است
le chatelier's principle
اصل لوشاتلیه
energy principle
اصل انرژی
principle of duality
اصل دوگانگی
duality principle
اصل دوگانگی
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
mutiplier principle
اصل ضریب بهم فزاینده
mutiplier principle
اصل ضریب تکاثر
correspondence principle
اصل تنافر
correspondence principle
اصل همخوانی
kinesiological principle
اصول حرکت شناختی بدن
intimacy principle
اصل تعلق
fusion principle
اصل ترکیبات جوش خورده
exclusion principle
درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی
hedonistic principle
اصل لذت گرائی
indeterminacy principle
اصل عدم قطعیت
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
exclusion principle
کالا نیستندشد
exclusion principle
اگر بتوان مانع استفاده کالا توسط کسانی که حاضر بپرداخت هزینه
exclusion principle
اصل مستثنی کردن
exclusion principle
اصل انحصار
equipartition principle
اصل هم بخشی
correspondence principle
اصل توافق
premack principle
اصل پریماک
postremity principle
اصل پس ایندی
exclusion principle
اصل طرد
pay as you go principle
اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
superposition principle
اصل بر هم نهی
overload principle
اصل اضافه باری
principle axis
محور اصلی
functional principle
[Technology]
کارکرد
functional principle
[Technology]
عاملیت
principle of civil litigation
ایین دادرسی مدنی
principle of miximum overlap
اصل حداکثر همپوشانی
principle of equipartition of energy
اصل همبخشی انرژی
principle of equal advantage
اصل مزیت برابر
principle of criminal procedure
ایین دادرسی کیفری
principle of microscopic reversibility
اصل برگشت پذیری میکروسکوپی
heisenberg uncertainty principle
اصل عدم قطعیت
principle of civil litigation
اصول محاکمات مدنی
principle of criminal procedure
اصول محاکمات جزائی
combining volumes principle
اصل ترکیب حجمی
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
bohr's correspondence principle
اصل همخوانی
pauli exclusion principle
اصل طرد پاولی
pauli fermi principle
اصل پاولی- فرمی
counter current principle
اصول جریان متقابل
bohr's correspondence principle
اصل تنافر
pleasure pain principle
اصل لذت و درد
berthlot thomson principle
اصل برتلو- تامپسون
principle energy level
تراز انرژی اصلی
principle quantum number
عدد کوانتومی اصلی
von domarus principle
اصل فون دوماروس
diagram of weaving principle
تصویرطرزبافت
principle of separation of powers
اصل تفکیک قوا
image shearing principle
اصول برش تصویر
ritz rydbergy combination principle
اصل ترکیب ریتس- ریدبرگ
He is a capable man . he is a man of ability .
بنظر او یک میلیارد تومان بی قابل
[ناقابل]
است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com