Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English
Persian
actual saving
پس انداز واقعی
Other Matches
actual
حقیقی
actual
واقعی
actual
فعلی
actual self
خود واقعی
actual expenses
مخارج واقعی
actual movement
حرکت حقیقی
actual loss
زیان واقعی
actual income
درامد واقعی
actual instruction
دستور العمل واقعی
actual investment
سرمایه گذاری واقعی
actual load
بار واقعی
actual neurosis
روان رنجوری واقعی
actual output
بازداده فعال
actual parameter
پارامتر واقعی
actual placement
قرار دادن بار در محل تخلیه و بارگیری
actual price
قیمت واقعی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
actual output
دبی موثر
actual velocity
سرعت واقعی
actual key
کلید واقعی
actual cost
هزینه واقعی
actual damage
خسارت واقعی
actual temperature
درجهدمایواقعی
actual address
نشانی واقعی
actual address
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
actual address
تعداد متوسط بیت دادهای که در یک زمان مشخص ارسال شده اند
actual carrier
موسسه حمل و نقل واقعی
actual address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
actual address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
actual argument
نشانوند واقعی
actual state of affairs
وضع فعلی
actual total loss
کل زیان وارده
actual decimal point
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual state of affairs
اوضاع فصلی
actual obligated space
محل یا جا در بارگیری دریایی
actual water income
اب ورودی موثر
actual maximum flowline
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
actual state of affairs
اوضاع کنونی
saving
نجارت دهنده
saving
پس انداز
saving
صرفه جویی
saving
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
saving
رستگار کننده پس انداز
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
I'm saving up for a new bike.
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
saving institutions
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving function
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function
تابع پس انداز
saving equation
معادله پس انداز
saving bank
بانک پس انداز
saving account
حساب پس انداز
saving rate
نرخ پس انداز
rate of saving
نرخ پس انداز
saving motive
انگیزه پس انداز
saving ratio
نسبت پس انداز
saving your reverence
دورازجناب شما
He is saving his money.
پولهایش راجمع می کند
saving grace
وجدان
labour saving
کار کم کن رنج گاه
face-saving
مراعات کنندهی فواهر
face-saving
آبرو نگهدار
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
theory of saving
نظریه مربوط به پس انداز
theory of saving
نظریه پس انداز
private saving
پس انداز خصوصی
planned saving
پس انداز برنامه ریزی شده
personal saving
پس انداز شخصی
ex post saving
واقعی
ex post saving
پس انداز
ex ante saving
پیش بینی شده
ex ante saving
پس انداز
cost saving
درامد حاصل از تقلیل هزینه
forced saving
پس انداز اجباری
compulsory saving
پس انداز اجباری
aggregate saving
پس انداز کل
labour-saving
کار کم کن رنج گاه
gas saving
صرفه جویی در مصرف بنزین
intended saving
پس انداز مورد انتظار
permanent saving
پس انداز دائمی
net saving
پس انداز خالص
negative saving
پس انداز منفی
national saving
پس انداز ملی
labor saving
کاراندوز
labor saving techinque
فن کاراندوز
soil saving dam
سد محافظ خاک
capital saving technique
فن تولید سرمایه اندوز
energy saving bulb
حبابحافظانرژی
net business saving
پس انداز خالص شرکتها
saving and loan associations
شرکتهای پس انداز و وام
labor saving devices
ابزارهای کاراندوز
daylight saving time
ساعت تابستانی
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
Saving your presence . present company excepted .
بلانسبت شما !
actual job
[job held]
[occupation held]
پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com