English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (5 milliseconds)
English Persian
adjustable shelf صفحه متحرک
Other Matches
shelf تاقچه
shelf طاقچه
shelf تپه دریایی جزیره نما
off the shelf محصول سخت افزار یا نرم افزار با تولید انبوه
off the shelf مواد در دسترس
off the shelf تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
shelf قفسه
shelf سکوی کوهستانی
shelf هرچیز تاقچه مانند
shelf فلات قاره
shelf رف
shelf در تاقچه گذاشتن
shelf کنار گذاشتن
shelf سراشیب عمق دریا
shelf سراشیب ساحل دریا
adjustable <adj.> قابلیت تنظیم قسمت های مختلف دار قالی
adjustable تعدیل پذیر
adjustable تنظیم پذیر
adjustable قابل تنظیم
adjustable قابل تطبیق
continental shelf حد ساحلی فلات قاره
mantle shelf سربخاری
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
continental shelf کفه دریایی
shelf environment محیط کم عمق
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به بعد موکول کردن
I cannot reach the shelf. قدم به قفسه نمی رسد
I cant reach the shelf . دستم به قفسه نمی رسد
tool shelf محلقراردادنوسایل
shelf channel کانالقفسهای
door shelf درقفسه
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به کنار گذاشتن
shelf environment کم ژرفگاه
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به عقب انداختن
continental shelf فلات قاره
shelf life مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
shelf life تاریخ مصرف
adjustable strap بند شلوار پیش سینه دار که قابل تنظیم است
adjustable spanner آچارفرانسه
adjustable seat صندلی متحرک
adjustable lever اهرم قابل تنظیم
adjustable frame چهارچوب قابل تنظیم
adjustable clamp گیره قابل تنظیم
adjustable support پایه متحرک
adjustable gib پشت بند قابل تنظیم
adjustable dimension بعد تعدیل پذیر
adjustable coupling جفتگیری متغیر
adjustable lamp چراغ مطالعه قابل تنظیم
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
adjustable stop توقف قابل تنظیم [مهندسی]
adjustable condenser خازن متغیر
adjustable channel مجرای قابل تنظیم
adjustable catch دستگیره قابل تنظیم
adjustable buckle سگک قابل تنظیم
angular adjustable قابل تنظیم بطور زاویه ای
adjustable plane رنده درجه دار
adjustable resistance مقاومت متغیر
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
adjustable parameter پارامتر تنظیم پذیر
adjustable thermostat دماپای تنظیم پذیر
vertically adjustable قابلیت تنظیم عمودی
adjustable antenna آنتن قابل تنظیم
adjustable wrench آچار فرانسه
She didnt let me mail the shelf . نگذاشت کاغذ را پست کنم
adjustable speed motor موتور با دور متغیر
continuous adjustable transformer مبدل تنظیم پذیر
ground adjustable propeller ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
adjustable waist tab نوار دور کمر قابل تنظیم
adjustable proportional module نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
adjustable pitch propeller ملخ با گام قابل کنترل
adjustable leaping weir سر ریز آب باران با تیغه متحرک
adjustable nut wrench آچار فرانسه
adjustable ceiling fixture آویز سقفی متحرک
Put the books back on the shelf. کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
inductor with adjustable air gap پیچک با فاصله هوائی قابل تنظیم
square-jawed adjustable spanner تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
adjustable conduit attachment fixture آویز متحرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com