Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
adjusting to water
حرکت در هوا هنگام فرود دراب
Other Matches
adjusting
وفق دادن سازگار کردن
adjusting
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند
adjusting
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusting
تصفیه نمودن تنظیم کردن
adjusting
تطبیق دادن
adjusting
تعدیل کردن
adjusting
تنظیم کردن
adjusting
میزان کردن تنظیم کنید
adjusting
تسویه نمودن مطابق کردن
adjusting
تعدیل کردن تنظیم کردن
adjusting
میزان کردن
self adjusting
بخودی خود میزان شونده خود میزان
adjusting tube
لولهمحرک
adjusting point
نقطه تنظیم تیر
adjusting lever
اهرم متحرک
adjusting screw
پیچتنظیم
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
adjusting band
نوارمتحرک
adjusting point
نقطه تنظیم
water still
دستگاه تقطیر اب
by water
با کشتی
first water
بالاترین مقام
f.water
عرق رازیانه
by water
از راه دریا
by water
از راه رودخانه
water way
مسیل
water way
ابراهه
water way
راه ابی
water course
حق المجری
water course
حق الشرب
water course
مجرای اب
mean water
میان اب
water down
<idiom>
ضعیف شدن
of the first water
بهترین
on the water
در کشتی
She let the water out .
آب را ول کرد
water
آب
first water
درجه اول
water
پیشاب
water
ابگونه
above water
<adj.>
روی آب
above water
<adj.>
شناور
to water
آب ریختن
water
اب
water
مایع
water
اب دادن
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
to water something
آب دادن
[گیاه]
to water
آب دادن
water mill
اسیاب
water jump
مانع ابی
water hyacinth
سنبل ابی
water jacket
صندوق اب
water paint
رنگ لعابی
water jacket
ابدان
water hyacinth
وردالنیل
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
tap water
اب شیر
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water hole
چاله اب
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water gauge
اب پیم
water glass
شیشه محلول
water glass
اب شیشه
water glass
شیشه مایع
water guage
فشار سنج اب
water hammer
ضربت قوج
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water gas
گاز اب
water hammer
ضربت قوچ
water hardening
سختگردانی با اب
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater
فرف ابگرم کن
water glass
لیوان اب
water heater
ابگرم کن
water gauge
اندازه اب نما
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water pipe
تنبوشه
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water point
نقطه تقسیم اب
water pollution
الودگی اب
water polo
بازی فوتبال ابی
water polo
واترپلو
water polo
واترپولو
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water pressure
فشار اب
water proof
دافع اب
swimming with water
غرق اب
water proof
رطوبت ناپذیر
water pump
پمپ اب
swimming with water
پرازاب
surplus water
ابهای مازاد
water pipe
لوله اب
water pepper
فلفل ابی
water pepper
زنجبیل سگ
water level
تراز اب
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water lily
نیلوفر ابی
water line
خط ابخور ناو
water logging
ابسیری
water loss
ابکاهی
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph
حوری دریایی
table water
سفره اب زیر زمینی
water nymph
الهه دریایی
water pump
تلمبه اب
water front
جبهه رطوبتی
voidance water
منجلاب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
water bearer
ریزنده اب ابریز
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water balance
بیلان اب
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
up to the middle in water
تا کمر در اب
undermining by water
اب رفتگی کف
undermining by water
اب شستگی
surplus water
ابهای اضافی
underground water
اب درون زمین
underground water
اب زیرزمینی
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
to splash into water
به اب زدن
waste water
فاضلاب
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver
مقنی
water fast
رنگ نرو
water aspirator
خرطوم ابی
water fast
پارچه شورنرو
water filter
صافی اب
water bed
تشک ابی
to drink water
اب اشامیدن
to drink water
اب خوردن
water fowl
مرغ ابی
water disposal
فاضلاب
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water displacement
زهکشی کردن
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water colour
نقاشی ابرنگی
water container
فرف اب
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
water content
درصد رطوبت
water cooling
خنک کنندگی اب
water cooling
خنک کردن بااب
water cress
شاهی اتی
water cure
اب درمان
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water damage
خسارت اب دیدگی
water fowl
پرنده ابی
water jug
پارچآب
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water
آب گرم نیست.
some hot water
مقداری آب گرم
some cold water
مقداری آب سرد
mineral water
آب معدنی
a glass of water
یک لیوان آب
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
water pipe
قلیان
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
hot water
<idiom>
water key
کلیدآب
water separator
جداگرآب
water signs
علائمآبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com