English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
airmobile support party گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
Other Matches
airmobile هوارو
airmobile متحرک هوایی
airmobile operations عملیات متحرک هوایی
airmobile column ستون هوارو
airmobile column ستون متحرک هوایی
airmobile operations عملیات هوارو
The party was latched on to him. He was saddled with the party. میهمانی را بگردنش گذاشتند ( ترغیب یا وادار شد )
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
support تایید کردن نگهداری
support تقویت
support حق مالکیت
support تکفل کردن
support تکیه بدن ژیمناست روی دستها
support پایه
support مقر
support پشتیبان
support تکیه گاه تصدیق کردن
support نگهدارنده
support نگهداری کردن
support پشتیبانی کردن تایید کردن پایه
support تکیه گاه پایه
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
support کمک کردن یا کمک به اجرا
support r پشتیبان
support r نگهدار
self support استقلال مالی
self support اتکاء بخود تکفل مخارج خود
in support of در پشتیبانی از
self support حمایت از خود
l support نگهداشتن بصورت زاویه
right of support حرمت ملک
in support of در پشتیبانی
support پشتگرمی
Thank you for your support با تشکر برای پشتیبانی شما.
Thank you for your support با تشکر برای حمایت شما.
support r حامی
support حمایت
support تقویت تایید
support پشتیبانی
support تکیه گاه
support حمایت کردن
support تایید کردن
support تحمل کردن
support متکفل بودن
support نگاهداری
support کمک
support پشتیبان زیر برد زیر بری
support پشتیبانی کردن
party طرفدار
party طرف یارو
party مهمانی دادن یارفتن
party تیم
party گروه
party عده نظامی
party پارتی متخاصم
party بزم
the a party مدعی خصم
party بخش
party دسته
party دسته همفکر
the a party طرف مخالف
party حزب
party قسمت
party دسته متشکل جمعیت
party مهمانی
The party is getting under way . جشن میهمانی دارد گرم می شود
The party is over! <idiom> خوشگذرانی تمام شد و حالا وقت کار است [باید جدی بشویم] [اصطلاح]
party گروه مخصوص انجام یک ماموریت
party طرف شریک
party هیات
third party شخص ثالث
support library کتابخانه پشتیبان
emotional support حمایت عاطفی
support conditions شرایط تکیه گاهی
electrode support پایه الکترد
support brigade تیپ پشتیبانی
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
support command یکان پشتیبانی
support command فرماندهی پشتیبانی
fire support پشتیبانی اتش
support clamp تیر یک طرف گیردار
elastic support تکیه گاه ارتجاعی
support movement تغییر مکان تکیه گاه
tactical support پشتیبانی رزمی
swan support بالانس قو
support roller رینگ وطوقه دوار
support roller تکیه گاه
support roller بلبرینگ
support resistance واکنش یا مقاومت تکیه گاه
point of support نقطه اتکا
support programs برنامههای پشتیبانی
support program برنامه پشتیبانی
support price قیمت حمایتی
direct support تکیه گاه بی واسطه
direct support پشتیبانی مستقیم
direct support کمک مستقیم
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
support pression فشار تکیه گاه
support point نقطه امن
simple support تکیه گاه ساده
support bearing تکیه گاه
support a family متکفل مخارج خانوادهای بودن
price support تایید قیمت
intraservice support پشتیبانیهای قسمتها ازهمدیگر
price support حمایت قیمت
naval support یکان پشتیبانی کننده دریایی
restraining support تکیه گاه گیردار
lateral support تکیه گاه جانبی
lateral support تکیه گاه کناری
naval support پشتیبانی دریایی
logistic support پشتیبانی لجستیکی
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
reaction of support عکس العمل تکیه گاه
indirect support تکیه گاه بی واسطه
price support قیمت حمایت شده از طرف دولت
movable support تکیه گاه قابل انتقال
supply support پشتیبانی اماد
supply support پشتیبانی تدارکات
solid support تکیه گاه جامد
fixed support تکیه گاه گیردار
fixed support بردگاه گیردار
free support تکیه گاه ازاد
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
price support حمایت قیمتی
general support ماموریت عمل کلی
general support پشتیبانی عمومی
general support یکان پشتیبانی عمومی
service support پشتیبانی خدمات
point of support تکیه گاه
hinged support تکیه گاه مفصلی
movable support تکیه گاه متحرک
technical support پشتیبانی فنی
paper support ورقه
filament support محافظافروز
card support حافظورق
basket support پشتیبانسبد
barrier support نگهدارندهمانع
adjustable support پایه متحرک
bearing support تکیه گاه متحمل بار
forearm support شونهگیر
cross support نگهداشتن بدن بحالت صلیب
flex support حافظسیمروکشدار
sphere support حافظگوی
ankle support مچ بند
rackboard support پشتیبانمکانبر
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
arbor support یاطاقان بیرونی
air support پشتیبانی هوایی
paper support پشتیبان
area support پشتیبانی منطقه
net support پشتیبانتور
cable support بست کابل
support bracket قلابمحافظ
support leg پایهکمکی
to demonstrate in support of something بطرفداری از چیزی تظاهرات کردن
combat support پشتیبانی رزمی
income support پولیکهافرادکمدرآمدازدولتمیگیرند
to give support to نگاه داشتن
support structure ساختارپشتیانیکننده
close support پشتیبانی نزدیک
to give support to نگاهداری کردن
afloat support لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
afloat support پشتیبانی
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
to give support to تاب اوردن
to give support to تحمل کردن
rear party نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
reconnaissance party گروه شناسایی
opposition party حزب مخالف [سیاست]
reconnaissance party قسمت شناسایی
republican party حزب جمهوریخواه
rear party عقب دار
rear party قسمت عقبه
to throw a party مهمانی دادن
permanent party جمعی دایمی یکان
permanent party پرسنل دایمی
party to a transaction متعامل
to crash in [to a party] بدون دعوت وارد شدن
rading party قسمت مامور دستبرد
raiding party قسمت مامور کمین
raiding party قسمت مامور دستبرد یا تاخت
to join a party عضو حزبی شدن
rading party قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
to crash in [to a party] سر زده وارد شدن
party to a suit متداعی
To jazz up the party . مجلس را گرم کردن
She wrecked the party for us. مهمانی رابه مازهر کرد
winning party دادبرده
winning party محکوم له
wedding party مجلس عروسی یا عقد کنان
the lead of a party پیشوا یا رئیس حزب
thrid party شخص ثالث
third party vendor فروشنده دسته سوم
third party lease توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
third party insurance بیمه شخص ثالث
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
dinner party میهمانیشام
party politics سیاست بازیهای حزبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com