English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (1 milliseconds)
English Persian
ambulatory church [کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
Other Matches
ambulatory رواق صومعه
ambulatory سیار
ambulatory گردنده
ambulatory گردشی
ambulatory psychotherapy روان درمانی سر پایی
the church e. سازمان قانونی کلیسا
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
church کلیسا
Coptic Church کلیسای قبطی
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
Episcopal Church کلیسائیدرآمریکاواسکاتلند
ante-church پیش ناو کلیسا
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
cross-church کلیسای صلیبی
double church کلیسا دو طبقه
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
Church of England کلیسای انگلستان
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
the orthodox church کلیسای خاور
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
church goer کلیسارو
church text یکجورحروف سیاه قلم که بیشتربرای نوشتن لوحههای گورستان بکارمی رود
church warden متصدی دارایی کلیسا
established church کلیسای قانونی و شرعی
facing the church روبروی کلیسا
greek church کلیسای خاور
greek church کلیسای شرقی
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
the church militant همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
hall-church [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
as poor as a church mouse مثل گدای شب جمعه [فقیر]
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com