English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
apparent power توان فاهری
Other Matches
apparent پیدا
apparent اشکار
apparent فاهر
apparent معلوم وارث مسلم
apparent فاهری
apparent مشهود
apparent قابل رویت
apparent density تکاتف فاهری
apparent altitude ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
apparent celestiallatitude ارتفاع
heir apparent وارث مسلم
apparent gravity شتاب ثقل
apparent gravity شتاب گرانی
apparent motion حرکت فاهری
apparent velocity سرعت فاهری
heir apparent وارث بلا فصل
apparent error خطای فاهری
apparent solar روز شمسی فاهری روزشمسی
apparent recession انحراف سمت فاهری ژیروسکوپ انحراف فاهری محور ژیروسکوپ
apparent wander انحراف سمت ژیروسکوپی انحراف سمت ژیروسکوپ دراثر چرخش زمین
apparent wind باد فاهری
apparent diameter قطر فاهری
apparent magnitude قدر فاهری
apparent luminosity درخشندگی فاهری
apparent precession انحراف فاهری محور ژایرو
apparent horizon افق حقیقی نقاط
apparent horizon افق فاهری
apparent resistivity مقاومت فاهری
apparent solar year سال شمسی
local apparent noon فهر شرعی
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
apparent celestial longitude سست
apparent solar year سال فاهری شمسی
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
power down قطع برق خاموش کردن
power up روشن کردن
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
outside power جریان خارجی
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power down قطع نیرو
power up برق
e. power نیروی اجرایی
will-power اراده
power on روشن کردن
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
power saw اره ماشینی
will to power قدرت خواهی
power saw دستگاه اره
in power دارای اختیارات
in power صاحب مقام
useful power توان مفید
will power <idiom> قدرت
useful power قدرت مفید
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
e. power قوه مجریه
will-power تصمیم
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power توانایی
power انرژی
power قوه
power راندن
power اقتدار و اختیار
power دولت
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power شدت
power قدرت نیرو
power زور بکاربردن
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power حذف توان کامپیوتر
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power قوه یا توان
power توان برقی
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power قدرت دیدذره بین
power اقتدار سلطه نیروی برق
power برق
power توان نیرو
power برتری
power قدرت
power نیرو
power توان
power درشت نمایی قدرت دوربین
power برقی
power دستگاه برقی
power زور
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power توان از دست رفته
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power خاموش کردن یک وسیله
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power قوه [ریاضی]
power supply منبع انرژی
tractive power نیروی کشش
power transmission انتقال انرژی
power volleyball والیبال قدرتی
predictive power قدرت پیش بینی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power politics سیاست جبر زور طلبی
power rammer زمین کوب مکانیکی
pulling power نیروی کشش
power transmission انتقال قدرت
power unit پیش راننده
power turret برجک برقی
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transformer مبدل تغذیه
power supply منبع تغذیه
power supplay منبع تغذیه
power supplay منبع قدرت
power structure ساخت قدرت
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power stroke مرحله قدرت
power source منبع قدرت
power supply تامین کننده برق
power supply مبدل برق
power shovel بیل مکانیکی
power test ازمون قدرت
radiant power شاره تابان
power steering فرمان خودکار
power user کاربر پیشرفته
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power system شبکه نیرو
power shovel ماشین خاک کش
power surge برق ناگهانی
power spectrum طیف توانی
power play حمله دسته جمعی
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power endurance توان استقامت
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع توانی
power dive شیرجه
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power blower دمنده برقی
power brake ترمز سروو
power cable کابل قدرت
power cable کابل جریان قوی
power circuit مدار توان
power consumer مصرف برق
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumption مصرف قدرت
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power distribution پخش قدرت
power function تابع قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power hacksaw کمان اره
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power factor ضریب توان
power outege قطع قدرت
power outege قطع برق
power output توان خروجی
power pack دستگاه تنظیم برق
power pack جعبه تغذیه
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mains شبکه نیرو
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power law قانون توانی
power level تراز توان
power loss اتلاف توان
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power play نقشه تهاجمی
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
TV power button دکمهروشنکنندهتلوزیون
power failure قطع برق
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com