Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (2 milliseconds)
English
Persian
application package
بسته کاربردی
Other Matches
package
عدل بندی
package
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
package
برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
package
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
package
قوطی بسته بندی کردن
package
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
package
بسته بندی
package
بسته
package holiday
تعطیلیکهتوسطیکشرکتمسافربریکنترلونظارتشود
package deal
مقاطعه در بست و خرید یکجا
program package
بسته برنامه
package forces
نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
package program
برنامه بستهای
package program
برنامه فشرده
package shows
نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
accounts package
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounting package
بسته پیش نوشته حسابداری
accounting package
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
package deals
معامله یکجا
package deals
مقاطعه در بست و خرید یکجا
package deal
معامله کلی معامله چکی
package deals
معامله کلی معامله چکی
austerity package
بسته صرفه جویی
[اقتصاد]
[سیاست]
package deal
معامله یکجا
package holiday
گشت بسته ای
package tour
مسافرت بسته بندی
package holiday
مسافرت بسته بندی
aid package
بسته کمک مالی
package tour
گشت بسته ای
software package
بسته نرم افزاری
software package
بسته پیش نوشته نرم افزاری
integrated accounting package
بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
integrated computer package
software integrated
modular accounting package
برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
slide show package
بسته نمایش اسلاید
To do a package up good and tight .
بسته ایی را محکم بستن
dual in line package
بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
application
پیشنهاد
application
[for something]
درخواست نامه
[برای چیزی]
on application
در زمان
[حالت]
درخواست
application
عرضحال
application
معمولا به صورت نوشته
application
کاربرد
application
اعمال
application
موارد استعمال
application
تقاضای کار
application
به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application
درخواست
application
برنامه کاربردی استفاده
application
فرم تقاضا
application
تقاضا برای چیز
application
اجرا
application
کاربرد استفاده
application
استعمال
application
درخواست نامه پشت کار
application
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
to grant an application
درخواست نامه ای را پذیرفتن
to file an application to somebody
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
application
[applicability]
قابلیت اجرا
application
[applicability]
قابلیت استفاده
application
[applicability]
عملی بودن
application
[applicability]
مقبولیت
application software
programs application
to withdraw an application
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
application credentials
مدارک درخواستنامه
application documents
مدارک درخواستنامه
application papers
مدارک درخواستنامه
application
[applicability]
مفیدبودن
application expenses
هزینه های درخواستنامه
[درخواست کار]
Application may be filed by ...
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
application
[applicability]
سودمندی
field of application
میدان کاربرد
application study
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
application years
عمر مفید یک دستگاه
application years
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
brush application
رنگزنی با قلم مو
credit application
تقاضای گشایش اعتبار
application of load
کاربرد بار
application of fire
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
application of a force
فرود نیرو
application study
بررسی پذیرش اماد
application software
نرم افزار کاربردی
application oriented
کاربرد گرا
application of load
فرود بار کاربرد نیرو
application program
برنامه کاربردی
application programmer
برنامه نویس کاربردی
application programming
برنامه نویسی کاربردی
application programs
برنامههای کاربردی
microcompouter application
کابردهای ریزکامپیوتر
application of a force
کاربرد نیرو
application form
برگ درخواست
application heap
پشته کاربردی
application heap
حافظه پایه
application for loan
تقاضای وام
outward application
استعمال برونی یا خارجی
standby application
کاربرد جانشین
transactional application
برنامه کاربردی ثبت و ضبط
nontransactional application
برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
vertical application
برنامه کاربردی عمودی
written application
تقاضانامه
application oriented language
زبان کاربردی
application program interface
میانجی یا رابط برنامه کاربردی
systems application architecture
معماری کاربردی سیستم ها
to make an application
[to apply]
درخواست کردن
point of application of a force
نقطه فرود نیرو
to reject
[refuse]
an application
درخواست نامه ای را رد کردن
application of low to instances
تطبیق قانون با موارد
compressive load application
بار فشاری
client based application
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
server based application
برنامه کاربرد شبکه
FI'll in the job application form.
این برگ درخواست کاررا پرکنید
mail application programming interface
مجموعه استانداردها
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
subsequent filing
[application, documents]
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com