Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
base price
قیمت پایه
base price
قیمت مبنا
Other Matches
base course
لایه شالوده
to base one self
اعتماد کردن
base course
لایه اساس قشر اساس
base course
قشر پی راه
base course
قشر لعاب
first base
اولینپایگاه
to base one self
تکیه کردن
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
r base
ار- بیس
sub base
زیر قشر
sub base
زیر بستر
base 0
پایه 01
base 0
decimal
second base
دومینپایگاه
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
get to first base
<idiom>
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
defense base
پایگاه پدافندی
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
data base
پایگاه داده ها
base width
ستبرای پایه
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای بنیادی
data base
مبنای اطلاعات
base unit
یکان مبنا
base unit
یکان پایگاهی
base symbol
علایم قراردادی مبنا
base surge
ابر پایه قارچ اتمی
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
bayonet base
پایه لامپ میخی
filbert base
پایگاه فریبنده
filbert base
پایگاه دروغین
conjugate base
باز مزدوج
column base
پایه ستون
column base
ته ستون
column base
زیرستون
chart base
چارت مادر
octal base
هشت پایهای
chart base
چارت مبنا
center base
میدان مرکزی
defense base
پایگاه دفاعی
base width
عرض پایه پهنای پایه
base stone
سنگ زیرین
base spray
بسک ته
base register
ثبات پایه
base point
نقطه مبنا
base plug
درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base plate
صفحه زیر ستون
base plate
صفحه پای ستون
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
base piece
مقر
base piece
پایه پایه استقرار
base piece
کف
base piece
قنداق
base piece
قبضه مبنا
base piece
توپ مبنا
base piece
توپ اصلی
base register
ثبات مینا
base repair
تعمیر اساسی
base repair
تعمیرات پایگاهی
base spray
بسکهای ته گلوله
base speed
سرعت منتجه
base speed
سرعت مبنا
base shop
تعمیرگاه پادگانی
base shop
تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section
بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base running
دویدن بسوی پایگاه
base runner
توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base ring
رینگ پایه
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base reserves
ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
base reserves
اماد مبنای ذخیره
base period
زمان مبنا
floating base
پایگاه شناور دریایی
base-court
حیات بیرونی
concrete base
پایهیبتونی
centre base
ستونمرکزی
bracket base
پایهقلاب
wheel base
فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
time base
مبدا زمانی
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
tax base
ماخذ مالیات
tax base
مبنای مالیاتی
stanchion base
زیرستون
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base
مبنای نرم افزار
soft base
باز نرم
single base
تک مادهای
dexter base
پایهراستی
fixed base
پایهثابت
Attic base
پایه ی آتنی
Asiatic base
پایه یونی
[آسیایی]
It is base on a precedent.
مسبوق به سابقه است
wave base
سطحموج
telescope base
پایهتلسکوپ
swivel base
پایهگردنده
sprung base
تشکفنری
sinister base
منحنیانتهایی
base of a triangle
قاعده
[مثلثی]
[ریاضی]
recharging base
بخشتغذیه
pin base
پایهمیله
magazine base
محلانبارخشاب
lamp base
پایهلامپ
hardwood base
پایهسختچوبی
single base
باروت یک حبهای
sight base
پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
schiff base
باز شیف
loktal base
لامپ قفلی
loctal base
لامپ قفلی
lewis base
باز لوویس
knowledge base
پایگاه اگاهی
knowledge base
پایگاه دانش
knowledge base
پایگاه معلومات
base of splat
پایهپشتصندلی
inorganic base
باز غیر الی
inorganic base
باز معدنی
hard base
باز سختbaseball
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base
سکوی پرتاب مستحکم
fuse base
پایه ی فیوز
fox base+
فاکس بیس پلاس
magneto base
پایه مگنت
mobilization base
مبنای بسیج
return to base
بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
pseudo base
شبه باز
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
prisoners base
بازی گرگم بهوا
polyacidic base
باز چند اسیدی
polyacid base
باز چند اسیدی
number base
پایه عدد
number base
عدد پایه
number base
مبنای عددی
naval base
پایگاه دریایی
monetary base
پایه پولی
monetary base
مبنای پولی
mobilization base
حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
base peak
پیک مبنا
base ejection
پرتاب شونده از ته
base development
ساختن پایگاه
base development
تهیه پایگاه
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base defense
پدافند پایگاه
base defense
پدافند از پایگاه
base cover
عکس برداری اولیه
air base
پایگاه هوایی
base band
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base rates
ارزش اولیه
advance base
پایگاه مقدم صحنه عملیات
army base
پادگان نیروی زمینی
base metal
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal
فلز پست
base ejection
ته پران
base metals
فلز پایه
base rates
نرخ مبنا
base metals
فلزات بنیانی
base metals
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals
فلز پست
army base
پایگاه نیروی زمینی
base court
حیاط بیرونی یاعقبی
base rates
تعرفه مبنا
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base address
آدرس مبنا
base band
ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base rate
اهنگ پایه
base rate
نرخ پایه
base rate
تعرفه مبنا
base rate
نرخ مبنا
base rate
ارزش اولیه
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base address
نشانی پایه
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
base command
فرماندهی پایگاه
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base rates
نرخ پایه
advance base
پایگاه جلو
bare base
پایگاه اشغال نشده
base camp
پایگاه مبنا
base born
حرامزاده
bare base
پایگاه اماده نشده
base rates
اهنگ پایه
base flow
جریان پایه
base number
عدد مبنا
base of origin
مبداء اصلی
base loading
بار اولیه
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
base metal
فلزات بنیانی
base line
خط توجیه
base line
خط کور
base line
خط مبنا
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of operations
پایگاه عملیات
fire base
مبنای اتش
base mortar
قبضه مبنا
base mortar
خمپاره مبنا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com