English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
bass bridge پایهباس
Other Matches
bass نوعی ماهی خارداردریایی
bass بم
bass کسی که صدای بم دارد
bass trap دریچهباس
ground bass اهنگ بم مختصری که میان اهنگ ملودی و هارمونی تکرارشود
sea bass گرگ دریایی
bass viol ویالن بزرگ بم که درمیان زانوهاگذاشته شود
string bass کنترباس
bass pickup پیکاپباس
string bass ویولون سل بم
bass keyboard صفحهدکمهباس
bass clarinet نیکلارینتبم
sea bass ماهی خاردار
bass bug حشره برای گرفتن ماهی خاردار
bass viol ویولن سل
bass response بم پذیری
bass fiddle ویلن سل بزرگ
bass drum کوس
bass drum طبل بزرگ
bass control پیچ بم
bass loudspeaker بلندگویباس
bass clef کلیدی که زیر f ومیان cقرار میگیرد
bass compensation بمرسان
bass register محلثیتصدایبم
automatic bass compensation بمرسان خودکار
bass tone control کنترلصدایبم
bridge compassplatform : syn
bridge پل فرماندهی
bridge اتصال دادن
bridge پل ساختن
bridge بازی ورق
bridge سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge برامدگی بینی
bridge جسر
bridge پل زدن
bridge پل فرماندهی کشتی
bridge سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridge وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge پل
bridge دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
signal bridge پل مخابره ناو
signal bridge پل مخابرات ناو
pontoon bridge پل موقت
skew bridge پل کج
slab bridge پل دالو
pontoon bridge پل شناور قایقی
oxygen bridge پل اکسیژنی
railroad bridge پل راه اهن
ribbon bridge پل کرکرهای
ribbon bridge پل تاشونده
railway bridge پل راه اهن
road bridge راه پل
road bridge پل خیابان
salt bridge پل نمک
road bridge پل راه
rise of a bridge خیز طاق پل
operating bridge پل کارگاهی
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
navigating bridge پل ناوبری
lifting bridge پل بالارو
lever bridge پل بالا رو
lever bridge پل باز شو
lattice bridge پل نردهای
irish bridge پل ایرلندی
irish bridge ابنمای مغروق
irish bridge پل مغروق
irish bridge اب نما
loading bridge پل بارگیری
magnetic bridge پل مغناطیسی
magnetic bridge پل رلوکتانس
natural bridge پل طبیعی
movable bridge پل بازشو
movable bridge پلی که میشودجابجا نمود
lattice bridge پل شبکهای
measuring bridge پل اندازه گیری
maxwell m l bridge پل ماکسول
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
inductance bridge پل اندوکتیویته
cross that bridge when you come to it <idiom> [به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
portal bridge پلدروازهای
lift bridge پلبالارو
compass bridge قطبنمایعرشهکشتی
bridge of nose برآمدگیبینی
bridge assembly برآمدگیسیمها
beam bridge پلمیلهای
arch bridge پلقوسدار
through arch bridge پلکمانسراسری
transporter bridge پلانتقال
treble bridge پلصدایزیر
lattic-bridge تیر حمال مشبک
lattic-bridge پل نرده ای
bridge finance وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
bridge loan وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
water under the bridge <idiom> همه چیز عوض شده
cross a bridge before one comes to it <idiom> درمورد مشکلی قبل از حادثه فکرکردن
wien bridge پل وین
wheatstone bridge مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
the instability of a bridge نا استواری پل
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
swing bridge پل نوسان دار
swing bridge پل گردان
stick bridge پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
spar bridge پل ساخته شده ازگرده چوب
spar bridge پل الواری
the pier of a bridge پایه پل
the span of a bridge چشمه یا دهانه پل
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
weigh bridge قپان تخت قنطار کش
weatstone bridge پل ویتستن
truss bridge پل اسکلت فلزی
truss bridge پل خرپایی
truss bridge پل با تیر مشبک
truss bridge پل دارای اسکلت اهنی
trestle bridge پل پایه خرپایی
treadway bridge پل دوخطه
slab bridge پل تاوه
impedance bridge پل اندازه گیری مقاومت
decade bridge پل دهگانه
canal bridge پل کیالی
canal bridge پل کانال
bridge shoe زیره پل
bridge shoe پاشنه پل
bridge seat پاشنه پل
bridge seat تکیه گاه
bridge rectifier یکسوکننده بریج
bridge rectifier یکسو کننده پلوار
bridge plate پل بین سکوی بارگیری وخودرو
bridge pier پایه پل
cantilever bridge پل معلق
cantilever bridge پل قپانی
conductivity bridge پل برق رسانایی
clapper bridge پل سنگی
chain bridge پل معلق
chain bridge پل زنجیری
capacitance bridge نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
cantilever bridge پل کنسول
cantilever bridge پل طرهای
cantilever bridge پل بازودار
cantilever bridge پایه پل
cantilever bridge ستون پل
bridge escape فرار از پل
bridge deck بدنه پل
bascule bridge پل قپانی
bascule bridge پل متحرک
bailey bridge پل متحرک وموقتی
asses bridge قضیه حماریه
arched bridge پل قوسی
arched bridge پل کمانهای
suspension bridge پل اویزان
bascule bridge پل باسکولی
bridge circuit مدار پلوار
bridge carriageway شوسه پل
bridge building پل سازی
bridge head سر پل ساحلی
bridge head سر پل
bascule bridge پل اهرمی
bascule bridge پل متحرک باسکولی
bascule bridge پل بازشونده
bascule bridge پل بازشو
suspension bridge پل معلق
floating bridge پل شناور
girder bridge پل تیر حمالی
impedance bridge پل امپدانس
girder bridge پل پوتری
floating bridge پل متحرک موقتی
gap bridge گلویی ماشین تراش
flumed bridge پل تنگ کننده معبر اب
flying bridge پل موقتی
flying bridge پل شناور
flying bridge پل هوایی
foot bridge پل پیاده رو
girder bridge پل چند تکه قابل نصب رویهم
girder bridge پل بیلی متوسط
pedestrian bridge پل پیاده رو
handling bridge پل بار
enclosed bridge پل فرماندهی سر پوشیده
heydweiler bridge پل هایدویلر
fixed bridge پل ثابت
draw bridge پل کششی
highway bridge راپل
bridge shoe پاشنه
fixed bridge پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
flag bridge پل تیمساران
flag bridge پل پرچم
float bridge پل شناور
deck of a bridge کف پل
deck of a bridge صفحه پل
movable bridge پل متحرک
jack knife bridge پل متحرک تاشو
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
The flood swepot away the bridge. سیل پل رابرد
deck arch bridge پلمنحنی
highfrequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس بالا
half-through arch bridge پلازوسطکمانی
vertical lift bridge پل بالارو
lattice suspension bridge پل اویزشی مشبک
lattice suspension bridge پل تعلیق مشبک پل اویز مشبک
frequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com