English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (2 milliseconds)
English Persian
bifurcation gate دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
Other Matches
bifurcation شاخه
bifurcation شکاف گاه
bifurcation دو حالته
bifurcation انشعاب
bifurcation سیستمی که در آن فقط دو نتیجه ممکن است
bifurcation شکاف گاه شاخه
bifurcation تقسیم بدو شاخه
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
and gate مدار AND
gate مدخل
gate سوزن اتصال به یک FET
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
nor gate دریچه نقیض یا
nor gate دریچه نایا
not and gate دریچه نا- و
not gate دریچه نقیض
not or gate دریچه نا- یا
or gate دریچه یا
or gate دریچه OR
saw gate چارچوب اره
not gate دریچه نا
take out gate دریچه ابگیر ابیاری
down gate راهگاه پایین دست
Gate ورودی به باند
gate دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate دریچه
and gate دریچه و
gate دروازه
gate در بزرگ
gate مدخل دریجه سد
gate وسایل ورود ورودیه
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate دروازه شروع اسکی
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate راه تغذیه لشعلث
gate گیت
pouring gate تغذیه قالب
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
pouring gate دریچه ریزش
sluice gate ابگیره
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
indicator gate دریچه شاخص
majority gate دریجه اکثریت
nand gate دریچه نقیض و
nand gate دریچه ناو
nonequality gate دریچه نابرابری
logic gate دروازه منطقی
lich gate راهرو
railroad gate درب ورودی راه اهن
roller gate دریچه غلطان
lower gate دروازهپائینی
ring gate دهانهحلقوی
spillway gate درخروجآبسطحسد
upper gate دروازهبالایی
wicket gate دهانهدریچه
gate money پولبلیطورودیه
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
gate-leg پایهدروازهایشکل
lich-gate راهرو سرپوشیده
sluice gate اب بند
sluice gate دریچه
starting gate دروازه شروع
tainter gate دریچه قطائی
tainter gate دریچه لولادار
threshold gate دریچه استانهای
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
xor gate دریچه یای ضمنی
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
inclusive or gate دریچه یای شامل
gate keeper دروازه بان
equivalence gate دریچه معادل
exclusive nor gate دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate دریچه یای انحصاری
exclusive or gate دریچه یای انحصاری
equivalence gate دریچه هم ارزی
flap gate دریچه یک طرفه
flood gate ابگیره
flood gate بندسیلگیر
equality gate برابر سازی
equal gate دریچه برابری
elementary gate دریچه ابتدایی
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate لامپ پیام گذار
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
check gate دریچه تنظیم
color gate دریچه پیام رنگی
complement gate دریچه متمم ساز
cow gate چراگاه گاو
discharge gate دریچه تخلیه
elementary gate دریچه مقدماتی
flood gate سد دریچهای
gate transition شیر فلکه تبدیل
gate valve شیر قطع جریان
head gate دریچه فوقانی کانال
gate tube لامپ دریچهای
golden gate پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
head gate دریچه بالادست سد
gate meeting انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate leaf بدنه دریچه سد
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate electrode الکترود دریچهای
gate crasher میهمان ناخوانده
gate valve شیر کشویی
jet flow gate فشاراین دریچه زیاداست
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
jet flow gate دریچه با سرلوله
mitre gate recess دریچهتنفسشمار
master gate valve مدخلدریچهاصلی
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
gate-leg table میزپایهدروازهای
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com