Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English
Persian
bird's nest
قسمت عقبی قرقره ماهیگیری
bird's nest
حرکت اشیانه پرنده روی دارحلقه
Other Matches
nest
اشیانه
nest
ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nest
بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
nest
تعداد توابع در یک تابع
nest
پشته سخت افزار
nest
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
own nest
بد گویی از خانه خود زشت است
nest
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest
سنگربتونی
nest
اسایشگاه پاتوق
nest
لانه
nest
لانه ساختن
nest
اشیان کردن
nest
اشیان گرفتن
nest
درمحل محفوفی جای گرفتن پیچیدن
nest
اشیانهای کردن
nest
اشیانه تیربار
nest egg
<idiom>
پول پس انداز شده
nest building
لانه سازی
mare's nest
چیز خوش فاهر وبد باطن چیز قلابی
rat's nest
یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
crow's nest
سنگر
crow's nest
قلعه
crow's nest
بالای بلندی
nest of tables
جایگاهمیزها
to feather ones nest
بارخودرابستن
to feather ones nest
تامین اتیه کردن
feather one's nest
<idiom>
به علائق خود توجه کردن
nest egg
تخمی که درلانه مرغ میگذارندتا مرغ تخم کند
nest egg
مایه اندوخته
nest eggs
مایه اندوخته
nest eggs
تخمی که درلانه مرغ میگذارندتا مرغ تخم کند
If you say that to her, you will be stirring up a hornet's nest.
اگر این حرف را به او بزنی، عصبی اش می کنی.
to stir up a hornet's nest
<idiom>
چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود
[اصطلاح مجازی]
stir up a hornet's nest
<idiom>
باعث عصبانیت مردم شدن
He has feathered his nest. He has lined his pocket.
اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
to poke one's head into a hornets' nest
<idiom>
چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود
[اصطلاح مجازی]
bird
پرنده
bird
مرغ
bird
جوجه
bird
مرغان
secretary bird
مرغ پا بلند قوی منقار ودراز دم
lyre bird
شلیاق
the secular bird
فرید زمان
the secular bird
عنقا
the bird took its perch
مرغ روی چوب نشست
the bird took its perch
مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
the bird kind
جنس پرنده
lyre bird
مرغ بهشتی
mocking bird
یکجور پرنده درامریکای شمالی که صدای مرغان دیگر رابخوبی تقلید میکند
storm bird
بنزین ریختن ماشین
storm bird
بنزین
singin bird
پرنده اواز خوان
night bird
مرغ شب بیدار
prison bird
کسیکه زندان خانه او شده است
the bird is p of that event
مرغ وقوع ان رویدادرا ازپیش احساس میکند
the song of a bird
چهچه مرغ
to get a meat for a bird
برای مرغی جفت پیدا کردن
bird motif
نقش پرنده در قالی حیوان دار
a rare bird
گوهر نایاب
a rare bird
کم پیدا
eat like a bird
<idiom>
کم غذا بودن
bird's-mouth
شکاف سه گوشه
bird-brained
احمقوسادهلوح
bird watcher
پرندهشناس-فردیکهکارششناسائیوتحقیقدربارهپرندگاناست-کفترباز
wading bird
پرندهدریایی
perching bird
جاینشیمنپرنده
insectivorous bird
پرندهحشرهخوار
granivorous bird
پرندهدانهخوار
aquatic bird
پرندهآبزی
widow bird
مرغ جولا
what kind of a bird is that ?
چه قسم پرنده ایست
what kind of a bird is that ?
چه جور مرغی است
to pounce upon a bird
ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
to pinion a bird
نوک بال مرغ را چیدن
bird's-break
ابزار رخ منقاری
lady bird
سوسک خانواده Coccinellidae
bird's eye
نظر کلی
bird of passage
شخص مهاجر وخانه بدوش
bird lime
کشمشک
bird lime
چسب
bird fancier
مرغ باز
bird cage
ماسک مخصوص خط نگهدار
canary bird
بلبل زرد
early bird
ادم سحرخیز
egg bird
مرغ نوروزی
fairy bird
پرستوک دریایی
fairy bird
چلچله دریایی
bird spider
رتیل باغی
dun bird
یکجوراردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ است)
decoy bird
مرغ دام
bird's eye
منظره هوایی
bird's foot
شبیه پای پرنده
bird's foots
شبیه پای پرنده
bird's opening
گشایش برد
bird of passage
مرغ مهاجر
canary bird
قناری
cardinal bird
سهره کاکل قرمزامریکایی
death bird
بوم
death bird
لاشخور
decoy bird
دونه
bird of prey
مرغ شکاری گوشتخوار
fig bird
مرغ انجیرخوار
game bird
یک امتیاز
game bird
پرنده موردنظر درشکار
gutter bird
گنجشک
gutter bird
ادم فرومایه
hen bird
مرغ ماده
hen bird
پرنده ماده
humming bird
یکجور مرغ مگس خوار
humming bird
مرغ زرین پر
indigo bird
یکجوره سهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
indigo bird
سهره نیلی
king bird
یکجورمرغ بهشتی
king bird
یکجورخرمگس
bird of paradise
مرغ بهشتی
bird of paradise
یکجور مرغ که پرهای بسیارزیبایی دارد
friar bird
مرغ کل
friar bird
مرغ طاس
frigate bird
مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
gallows bird
ادم مستحق اعدام
gallows bird
کسی که سرش بوی قرمه سبزی میدهد
gallows bird
جانی واجب الاعدام
the secular bird
ققنس
fire bird
یکجورپری شاهرخ یامرغ انجیرخوار
bird of prey
قوش
bird's eye views
دورنما
The early bird gets the worm.
<proverb>
سحر خیز باش تا کامروا باشی.
bird's eye perspective
پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
bird's eye view
دید کلی
bird's eye view
نظر اجمالی
bird's eye view
منظرهی هوایی
bird's eye view
چشمانداز
bird's eye view
دورنما
to piniona bird's wing
نوک بال مرغی را چیدن
flower f ;dog f;bird f;
سگ باز
flower f ;dog f;bird f;
مرغ باز
flower f ;dog f;bird f;
گلباز
bird's eye views
منظرهای که از بلندی دیده میشود
bird's eye views
چشمانداز
bird's eye views
منظرهی هوایی
bird's eye views
نظر اجمالی
bird's eye views
دید کلی
bird's eye view
منظرهای که از بلندی دیده میشود
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
early bird catches the worm
<idiom>
هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد
A bird in the hand is worth two in the bush.
<proverb>
نقد رو بچسب تا نسیه.
A bird in the hand is worth two in the bush.
<proverb>
سیلی نقد به از حلوای نسیه.
When told to carry a load , the ostrich was a bird.
<proverb>
به شتر مرغ گفتند بار ببر گفت مرغم گفتند پرواز کن گفت شترم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com