Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English
Persian
bomb release line
خط رهایی بمب
bomb release line
خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
Search result with all words
final bomb release line
اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
Other Matches
bomb release point
نقطه رهایی بمب
bomb
غیر رسمی از بین رفتن
bomb
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bomb
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bomb
بن بست
bomb
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند
bomb
زیر اب ناپدید شدن موج سوار
bomb
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bomb
شکست فاحش
A-bomb
بمب اتمی
H-bomb
بمب هیدروژنی
bomb
مخزن
bomb
بمباران کردن
bomb
نارنجک
bomb
بمب
A-bomb
با بمب اتمی حمله کردن
bomb out
شروع شیرجه از هواپیما
A-bomb
بمباران اتمی کردن
release
بخشش
release
کلیدقطع کننده
release
رها کردن مچ
release
ازاد سازی رهایی واگذاری
release
استخلاص ترخیص
release
ابراء
release
شماره گونه یک محصول
release
ازادی
release
رها کردن کنترل بلاک حافظه یا فایل
release
قراردادن محصول جدید دربازار
release
منتشر ساختن رهایی
release
اعراض از حق به نفع دیگری
release
ترک دعوی ابراء کسی از دین
release
واگذار کردن
release
رها کردن بمب
release
برگ مرخصی ازاد کردن
release
ترخیص کردن کالا
release
بخشودگی
release
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
release
رهاکردن
release
اجازه ارسال پیام
release
اجازه صدور
release
پخش
release
ازگرو بیرون اوردن
release
مفاصا"
release
مرخص کردن
release
ازاد کردن
to release one's right
از حق خود چشم پوشیدن
release
گونه یک محصول
to release
آزاد کردن
[رها کردن ]
[از زندان]
release
رها کردن
bomb factory
مکانغیرقانونیساختبمب
cluster bomb
دسته
cluster bomb
خوشه
cluster bomb
خوشه مین خوشهای
cluster bomb
مین خوشهای
an incendiary bomb
بمب اتش زا یا اتش انگیز
roadside bomb
بمب دست ساز
bomb proof
ضد بمب
cluster bomb
اویز چند شاخه
bomb cemetery
محل تجمع بمبهای فاسد
cluster bomb
جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb
سنبله دسته کردن
cluster bomb
گروه
bomb cemetery
محل تخریب بمبهای عمل نکرده
cluster bomb
لوستر چندشاخه شمش
cluster bomb
قالب
car bomb
بمبیکهداخلیا زیر ماشینجاسازیکردهباشند
parcel bomb
بمبیکهدرونبستهایجاسازیشدهوبهمحضبازشدندربستهمنفجرمیشود
petrol bomb
نوعیبمببنزینی
hydrogen bomb
بمب ترکیبی اتمی
hydrogen bomb
بمب هیدروژنی
atom bomb
بمب اتمی
cluster bomb
کلاستر
cluster bomb
تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bomb
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
bomb scare
اطلاعتلفنیازوجودبمبدرمکانیتوسط شخصی
glide bomb
بمب یا موشک لغزنده در هوا بمب لغزنده
wooden bomb
بمب سالم و بادوام
fire bomb
بمب اتش زا
para bomb
بمب چتردار
depth bomb
بمب زیرابی
depth bomb
بمب عمل کننده در زیر اب
leaflet bomb
بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
para bomb
بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
incendiary bomb
بمب اتش زا
fire bomb
بمب اتش افروزبنزینی
hung bomb
بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
fission bomb
بمب اتمی
fission bomb
بمب هستهای
bomb disposal
از کار انداختن بمب
fusion bomb
بمب فوزیونی
fusion bomb
بمب ذوب کننده
gas bomb
بمب گازی
letter-bomb
بمب نامهای
neutron bomb
بمب نوترونی
plastic bomb
بمب پلاستیکی
time bomb
بمب ساعتی
bomb disposal
تخریب بمب
bomb reconnaissance
شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
bomb proof
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
plastic bomb
بمب خمیری
fission bomb
بمب شکافت
release version
نسخه نشر
pull release
وسیله قطع کشش مین
pull release
عامل قطع کشش
freight release
بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
release altitude
ارتفاع رها کردن بمب
freight release
فهرنویسی
release denial
جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
release documents against
واگذاری اسناد در مقابل
release on bail
به قید کفیل ازاد کردن
release point
نقطه رهایی
release point
نقطه رهایی ستون راهپیمایی
release sinker
رها کننده مین شناور
release from the obligation
ابراء دین
release from the obligation
ابراء ذمه متعهد
bolt release
چکاننده
bolt release
رهاکننده گلنگدن
bolt release
چفت ضامن
less than release unit
یکان منتظر حمل
less than release unit
یکان درخط ترابری
release of seizure
رفع توقیف
release number
شماره نشر
magnetic release
قطع مغناطیسی
to release for a ransom
با گرفتن فدیه ازاد کردن
manual release
آزادگردستی
traffic release
ساعت عبور ازاد خودروها
release treadle
رکابرهاکننده
release lever
سطحآزادسازی
piston release
آزادسازیپیستول
margin release
خروجازاشتباهات
to release on parole
با قید التزام رها کردن باگرفتن قول شرف رها کردن
automatic release
قطع کننده خودکار
indirect release
قطع کننده غیرمستقیم
overload release
قطع کننده بار زیاد
day release
کارآموزیمرتبطبارشتهتحصیلی
no voltage release
فیوز مغناطیسی ولتپای
undervoltage release
فیوز یکطرفه
press release
مطلب مطبوعاتی
To burst ( exploded) a bomb.
بمب ترکاندن
smoke bomb discharger
تخلیهبمبدوددار
bomb alarm system
سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
bomb damage assessment
تعیین میزان خسارت ناشی ازبمب
bomb impact plot
بردن محل اصابت بمب روی نقشه
bomb sighting system
سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب
back order release
حواله الف
drop worm release
قطع حلزونی سقوطی
early token release
در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
release setting screw
دستهپیچشلکن
automatic release date
تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
paper release lever
محوررهاکنندهورقه
shutter release button
دکمه
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
To release someone. To set someone free
کسی را آزاد کردن .
canopy release knob
دکمه برقراری سایبان
low voltage release
فیوز یکطرفه
to release
[from responsibility, duty]
معاف کردن
[از وظیفه یا خدمت ]
vaccum release valve
شیر خلاء شکن
cable shutter release
حائلکابلپخش
lens release button
دکمهآزادکردنبیرونآوردنلنز
tow release knob
دکمهرهاییهوا
quick release system
جداکنندهدستگاه
computed air release point
نقطه بارریزی پیش بینی شده
computed air release point
نقطه پرتاب اولین چترباز یابار از هواپیما
air bulb shutter release
حبابحائلتخلیههوا
paper bail release lever
محوررهاکنندهضامنورقه
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line by line milling
فرز کردن سطری
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line to line fault
تماس خطوط
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line spacing
فاصله سطور
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
by line
کار یاشغل اضافی وزائد
by-line
خط دوم یافرعی
line by line
سطر به سطر
by-line
کار یاشغل اضافی وزائد
line
محصول
line
رشته
line
لاین
below the line
درامد یا هزینه غیر مترقبه
by-line
خط فرعی راه اهن
o o line
خط تقسیم دیدبانی
by line
خط دوم یافرعی
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
by line
خط فرعی راه اهن
line
شعبه
line of d.
مرز
line
بخط کردن
line
اراستن
line
ترازکردن
line
استرکردن
line
پوشاندن
in line
شمشیر در وضع حمله
in line
همراستا
line
خط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com