Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
bombers raided the city
بمب افگن هابران شهرحمله کردند
bombers raided the city
بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
Other Matches
bombers
هواپیمای بمب افکن
bombers
بمب انداز
bombers
بمب افکن
bombers
هواپیمای بمباران
raided
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
raided
تک ناگهانی حمله هوایی
raided
تک هوایی
raided
تک سریع تاخت و تاز
raided
تاخت و تاز
raided
یورش
raided
حمله ناگهانی
raided
ورود ناگهانی پلیس
raided
یورش اوردن
raided
هجوم اوردن
raided
تک نفوذی سریع
raided
کمین
inner city
بخش مرکزی شهر
city
شهر
city
شهرک
city
شهر
city
شهر کوچک
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
Mexico City
مکزیکوسیتی
Panama City
شهر پاناما
Vatican City
شهر واتیکان
city boundary
شهرمرزی
Guatemala City
پایتختگوآتمالا
Kuwait City
کویت
New York City
نیویورک
The city center .
میدان ( مرکز ) شهر
How far is it to city centre?
تا مرکز شهر چقدر راه است؟
How do I get to city center?
چطور میتوانم به مرکز شهر بروم؟
provincial city
شهرستان
city view
نمای شهر
City Beautiful
[جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
Garden city
بوستان شهر
Take me to the city centre?
مرا به مرکز شهر ببرید.
mushroom city
شهری که زود ترقی میکند
the city has been proclaimed
قدغن هایی در شهربرقرارکرده اند
empire city
نیویورک
city slicker
رند
city slicker
زرنگ
city slicker
شهری
city editor
نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
city article
گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
central city
شهر مرکزی
they poured toward that city
سوی ان شهر هجوم کردند
City Hall
بلدیه
City Hall
شهرداری
City Hall
ساختمان شهرداری
garden city
شهریدرداخلیکباغستان
central city
مرکز شهر
to prostrate a city
شهری را با خاک یکسان کردن
brown air city
شهر با مه دود اسیدی
gray air city
شهر با مه دود اکسیدی
Ho Chi Minh City
شهر هوشی مین مرکز ویتنام جنوبی
that city lies in ruins
ان شهر خراب
The city was razed to the ground.
شهر با خاک یکسان شد
to raze a city to the ground
شهری را با خاک یکسان کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
To lay siege to a city .
شهری را محاصره کردن
the hill overhangs the city
تپه به شهر مشرف است
Every man is a sovereign in his own city .
<proverb>
هر کس به شهر خود شهریار است .
that city lies in ruins
است
What's the fare to city centre?
نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
Gangs of youths went on the rampage through the inner city.
دسته های جوانان با داد و بیداد از مرکز شهر رد شدند.
A series of city improvement works.
یکرشته کارهای عمرانی شهری
Enemy troops poured into the city.
سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
The entire city was plunged in darkness .
تمام شهر غرق درتاریکی بود
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there.
شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com