Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English
Persian
bombing height
ارتفاع بمباران
bombing height
ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
Other Matches
bombing
بمباران
bombing
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing raid
بمبارانکردن
carpet bombing
توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
suicide bombing
قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide bombing
حمله با خودکشی
area bombing
بمباران منطقهای
carpet bombing
بمباران منطقهای
bombing errors
خطای پرتاب بمب
bombing angle
زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
dive bombing
بمباران کردن در حالت شیرجه
volley bombing
تیرشلیک
bombing angle
زاویه رها کردن بمب
loft bombing
بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
mass bombing
بمباران زیاد
mass bombing
بمباران یکجا
offset bombing
روش بمبارانی که در ان به جای هدف از یک نقطه نشانی استفاده میشود
over the shoulder bombing
نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
pattern bombing
بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
laydown bombing
بمباران از فاصله خیلی نزدیک به سطح زمین بمباران سینه مال
shuttle bombing
بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری
toss bombing
نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
volley bombing
شلیک دسته جمعی
volley bombing
شلیک تیرباران شلیک کردن
bombing errors
اشتباهات حاصله از پرتاب بمب
blind bombing zone
منطقه بمباران محدود
height
قد
height
عظمت
height
ارتفاعات
height
دربحبوحه
height
تکبر
height
عرش
height
اسمان
height
منتهادرجه
height
جای مرتفع
height
ارتفاع
height
رفعت
height overall
ارتفاع ساختمان
it was at its height
به منتهای درجه رسیده بود
height
بلندی
x height
ارتفاع x
They are of the same height.
هم قد یکدیگرند
pile height
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
optimum height
حداکثر ارتفاع
bench height
ارتفاعگسل
optimum height
ارتفاع مطلوب
How tall are you ? what is your height ?
قدت چقدر است ؟
wave height
ارتفاعموج
vertex height
قله منحنی مسیر
vertex height
قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
height scale
پایهارتفاع
height of the dive
ارتفاعپرش
height control
تنظیماتفاع
height adjustment
میزان ارتفاع
optimum height
ارتفاع حداکثرقابل استفاده
line height
ارتفاع خط
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
height money
اضافه بهای کار در ارتفاع
height hole
چاه هوایی
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
height delay
زمان تاخیر رسیدن هواپیمابارتفاع معین
cap height
ارتفاع حروف بزرگ
closed height
حداکثر ارتفاع لیفتراک
critical height
ارتفاع بحرانی
critical height
بلندی بحرانی
height clearance
ارتفاع مجاز
decision height
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
height of building
بلندی ساختمان
height of burst
ارتفاع ترکش
height of centers
ارتفاع مرکز
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
height of site
ارتفاع سکوی موشک یاموضع
height of site
ارتفاع پایگاه
height of site
ارتفاع ایستگاه
height of rise
ارتفاع برجستگی
height of rise
ارتفاع ابگیر
height of fill
بلندی اکند
height of fill
ارتفاع خاکریز
height of eye
ارتفاع راصد
drop height
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
cloud top height
ارتفاع صعود قارچ اتمی
to bring to the same plane
[height]
به یک صفحه
[بلندی]
آوردن
no vehicles over height shown
عبوروسایلنقلیهکهبیشترازحدنشاندادهشدهاندممنوع
half height drive
نیم گردان دیسک
height of the volleyball net
34/2متر برای مردان و 42/2 متربرای زنان
height of the volleyball net
بلندای تور والیبال
blade height adjustment
پهنای تنظیم بلندی
condenser height adjustment
تنظیم انقباض ارتفاع
jump height curve
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
height adjustment foot
پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment scale
پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment screw
پیچ تنظیم ارتفاع
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com