English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English Persian
career planning طرح ریزی مشاغل
career planning طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
Other Matches
career دوره زندگی
career دوره رسمی
career شغل مدت خدمت دوران خدمت خدمت
career دوره
career مسیر مقام یاشغل
career حرفه
career پیشه
career تخصص رستهای
career courses دورههای تخصصی
career women زن دارای حرفه یا پیشه
career management مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
career management مدیریت مشاغل
career courses دورههای عرضی نظامی
career women زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
career woman زن دارای حرفه یا پیشه
career woman زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
planning طراحی
overall planning برنامه ریزی کلی
planning سازماندهی نحوه انجام کاری
planning طرح ریزی
planning نقشه کشی
planning زمینه سازی
planning <adj.> برنامه ریزی
planning طرحریزی طرح نقشه
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning organization سازمان برنامه
optimal planning برنامه ریزی بهینه
planning horizon مدت برنامه ریزی
planning horizon افق برنامه ریزی
planning guidance راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning factor معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning directive دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning cycle دوره برنامه ریزی
optimal planning برنامه ریزی مطلوب
planning principles اصول برنامه ریزی
planning staff ستاد طرح ریزی کننده
planning system نظام برنامه ریزی
planning model الگوی برنامه ریزی
system planning طرح ریزی سیستم
state planning برنامه ریزی دولتی
spatial planning امایش سرزمین
social planning برنامه ریزی اجتماعی
sectoral planning برنامه ریزی بخشی
rural planning برنامه ریزی روستائی
regional planning برنامه ریزی منطقهای
project planning نقشه کشی ساختمان
product planning برنامه ریزی محصولات
production planning برنامه ریزی تولید
population planning برنامه ریزی جمعیت
national planning برنامه ریزی ملی
town planning شهرسازی
directive planning برنامه ریزی هدایت شده
development planning برنامه ریزی توسعه
decentralized planning برنامه ریزی غیر متمرکز
corporate planning برنامه ریزی شرکت
consolidated planning برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning برنامه ریزی جامع
centralized planning برنامه ریزی متمرکز
central planning برنامه ریزی مرکزی
centeralized planning برنامه ریزی متمرکز
agricultural planning برنامه ریزی کشاورزی
adhoc planning برنامه ریزی روزمره
family planning تنظیم خانواده
family planning برنامه ریزی خانواده
planning permission اجازه عمران و ابادی اراضی
economic planning برنامه ریزی اقتصادی
educational planning برنامه ریزی اموزشی
manpower planning برنامه ریزی نیروی انسانی
imperative planning برنامه ریزی اجباری
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
fire planning طرح ریزی کردن اتش
fire planning طرح ریزی اتش
financial planning برنامه ریزی مالی
financial planning system سیستم برنامه ریزی مالی
military planning process مراحل طرح ریزی نظامی
multi level planning برنامه ریزی چند سطحی
materials requirements planning برنامه ریزی مواد مورد نیاز
material requirements planning برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
planning programming budgetting system
basic planning guide راهنمای اولیه طرح ریزی
long run planning برنامه ریزی بلند مدت
short run planning برنامه ریزی کوتاه مدت
inter sectoral planning برنامه ریزی بین بخشی
central planning team تیم طرح ریزی مرکزی
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
family planning programs برنامههای تنظیم خانواده
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
production planning and control برنامه ریزی و کنترل تولید
medium term planning برنامه ریزی میان مدت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com