English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English Persian
cash crops محصولات نقدی مانند
cash crops گندم جو
cash crops برنج
cash crops ذرت
cash crops پنبه وتنباکو
Other Matches
crops محصول
crops چیدن
crops گیسو را زدن سرشاخه زدن
crops حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops حاصل دادن چینه دان
crops سرقیچی کردن
crops چیدن سرشاخه زدن
crops کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
basic crops پنبه تنباکو و برنج
basic crops ذرت
basic crops جو
root crops محصولات دارای ریشههای خوراکی
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
cash نقدی
available cash موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
cash حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cash چک
cash پول رایج
cash صندوق
cash in <idiom> تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
cash in on <idiom> شانسی سود بردن
cash پول نقد
cash وصول کردن نقدکردن
She had the never to ask for cash . اینها همه هیچ تازه پول نقد هم می خواست
cash دریافت کردن صندوق پول
cash پول خرد
cash نقد کردن
cash نقد
cash اسکناس
cash نقدکردن
cash security وجه الضمان نقدی
cash with order پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
net cash نقدی خالص
contribution not in cash سهم الشرکه غیر نقدی
for prompt cash نقدا`
for prompt cash فی المجلس
idle cash پول بلااستفاده
net cash قیمت مقطوع
idle cash پول بیکار
cash security وثیقه نقدی
cash sale بیع نقد
cash plans طرح پرداختهای نقدی
cash price قیمت نقدی
cash price بهای نقدی
cash prompt نقد فوری
cash spot نقد فوری
cash ratio نسبت نقدینگی
cash rent اجاره نقدی
cash sale فروش نقدی
non cash share سهم غیر نقدی
non cash shares سهام غیر نقدی
cash card کارتمخصوصگرفتنپول
spot cash پرداخت نقدی
spot cash پول نقد
to cash a cheque چک را نقد کردن
cash crop محصولی که برای فروش فرآوری میشود
cash crop فرآورد نقدینهساز
cash crop فرآورد فروشی
cash crop محصول فروشی
cash readout وسیلهنمایشمقدارپول
cash desk صندوقپرداختپولدر یکمغازه
cash cow <idiom> منبع خوبی از پول
on cash basis نقدا"
sell for cash نقد فروختن
cash-wage دستمزد نقدی
cash register صندوق [محل پرداخت پول]
strapped for cash <idiom> هیچ پولی دربساط نداشتن
cash on the barrelhead <idiom> پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
share in cash سهم نقدی
to buy for cash نقد کردن
To turn into cash. به پول نزدیک کردن
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
cash dispenser پرداخت کننده پول
cash book دفتر نقدی
cash books دفتر نقدی
cash register صندوق پول شمار
cash register ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash register ماشین صندوقداری
cash registers صندوق پول شمار
cash registers ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash registers ماشین صندوقداری
cash flow گردش وجوه
capital in cash سرمایه نقدی
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
hard cash پول نقد
cash dispenser تحویل دارخودکار
cash dispenser ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispenser پرداخت مینماید
cash dispensers پرداخت کننده پول
cash dispensers تحویل دارخودکار
cash dispensers ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispensers پرداخت مینماید
cash and carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carries نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash account حساب نقدی
cash against documents پول در مقابل اسناد
cash assets داراییهای نقدی
cash discount تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
cash dividened سود نقدی
cash flows وجوه در گردش
cash flows نقدینه
cash items اسناد تنخواه گردان
cash nexus رابطه نقدی
cash office دایره صندوق
cash office صندوق
cash on delivery پرداخت هنگام تحویل
cash discount تخفیف نقدی
cash deficit کسر صندوق
cash balance مانده نقدی
cash balance تراز نقدی
cash box صندوق پول
cash budget بودجه نقدی
cash capital سرمایه نقدی
cash on delivery فروش نقدی
A cash ( credit ) transaction . معامله نقدی ( اعتباری )
to save bot cash نقد فروختن
Cash . Ready money . وجه نقد
discounted cash flow ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
discounted cash flow مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
cash collection voucher سندپرداخت غرامت نقدی
paid in cash share سهام نقدا" پرداخت شده
cash collection voucher سند پرداخت نقدی
Cash is in short supply these days . از حقوق ماهانه ام کم کنید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com