English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
English Persian
class a pay reservation کسورات مربوط به پس اندازحقوق کسورات قرضه حقوقی
Other Matches
I have a reservation. من قبلا رزرو کردم.
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservation of a right اختصاص حقی به خود
reservation قطعه زمین اختصاصی
reservation احتیاط
reservation قید استثناء
reservation شرط
reservation تقیه
reservation ذخیره
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
central reservation مرکزرزروکردن
hotel reservation محل رزرو هتل
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
Where is the hotel reservation? رزرو هتل کجاست؟
power of reservation حق اعتراض
hotel reservation رزرو هتل
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
cancel [booking, reservation] باطل ساختن
cancel [booking, reservation] لغو کردن
cancel [booking, reservation] کنسل کردن
hotel reservation desk میزرزرودرهتل
cancel [booking, reservation] فسخ کردن
second-class درجه دوم
first-class درخورمردم طبقه یک بهترین
first class بهترین
first class درجه یک
first-class درجه اول
second class درجه دو
the th class p برنامه دانشپایه ششم
second class فرعی
second class درجه 2
second class دومین مرتبه
second class وسط
second class درجه دوم
second class دومین درجه
first class طبقه یک
first class ممتاز
first class درجه اول
first class فرست کلاس
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
third class درجه سوم بلیط درجه 3
class قشر
class هماموزگان
class رسته گروه
third class سومین دسته
class ردیف
class گروه وزنی ورزشکار ممتاز
class دانشپایه
class طبقه بندی کردن رده
class کلاس
class دسته
class طبقه
class زمره جور
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
class نوع
class رده
third-class سومین دسته
class محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
ruling class طبقه حاکم
sergeant first class گروهبان دوم
private first class سرباز یکم
second class lever اهرم نوع دوم
second class ticket بلیت درجه دوم
private first class سربازیکم
first class brick اجر ممتاز
first class brick اجر خوب پخته شده
first class brick اجر قرمز
first class brick اجر درجه یک
first class cricket مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
first class lever اهرم نوع اول
he stands first in his class او در کلاس خود
insulation class کلاس ایزولاسیون
insulation class کلاس عایق بندی
intellectual class طبقه روشنگر
laboring class طبقه کارگر
leisure class طبقه مرفه
non producing class طبقه نامولد
he stands first in his class اول است
sergeant first class استوار دوم
social class طبقه اجتماعی
top-class عالی بااستانداردبالا
word class ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
He is at the bottom of the class. اوشاگرد آخر کلاس است
class of suplies طبقه کالاها
economy class درجه توریستی
economy class اکونومی کلاس
capitalist class طبقه سرمایه دار
standard class درجه استاندارد
lower class طبقه پست وپایین اجتماع
lower class طبقه سوم [اجتماع]
lower class طبقه پایین جامعه
lower class طبقه اجتماعی کم درآمد
lower class طبقه محروم
lower class طبقه عوام
lower class بی کلاس [در جامعه]
reception class اولینکلاسیکهبچههامیروند
evening class مدرسهشبانه
soil class طبقه بندی خاک
spectral class گونه طیقی
spectral class طبقه بینابی
subordinate class طبقه وابسته
superordinate class طبقه فراگیر
third class lever اهرم نوع سوم
third class road جاده درجه سه
toiling class طبقه رنجبر
high-class بلندپایه
high-class از طبقات بالا
high-class والا مقام
high-class کهبد
high-class مرغوب
high-class درجه یک
class ring حلقهطبقهای
first-class cabin قسمتclass_first
lower class سطح پایین [اجتماع]
class of suplies گروه کالاها
working class مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
class consciousness شعور طبقهای
class consciousness اگاهی طبقهای
class c amplifier فزون ساز درجه سی
class book کتاب کلاسی
class barrier مانع طبقهای
class b amplifier فزون ساز درجه ب
class b allotment کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
class culture فرهنگ طبقهای
class d allotment کسورات بیمه
class i property کالای طبقه 1
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
class i installation انبار اماد طبقه 1
class i activity اجرای اماد طبقه 1
class i activity فعالیت امادی طبقه 1
class f allotment کسورات حق مسکن
class e allotment کسورات اقساط ماهیانه
class distinctions اختلاف طبقاتی
class ab amplifier فزون ساز درجه ا ب
class a amplifier فزون ساز درجه ا
middle class طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle class طبقه متوسط
upper class طبقه بالا
upper class طبقه مرفه
upper class وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
upper class وابسته به طبقات بالای اجتماع
working class طبقه کارگر
bourgeois class طبقه بورژوا
bourgeois class طبقه سوداگر
age class رده سالخور
age class رده سنی
world-class در سطح جهانی
world class در سطح جهانی
lower class طبقه پایین
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
class i property اموال طبقه 1
class i supplies اماد طبقه 1
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class system نظام طبقاتی
class struggle مبارزه طبقهای
class struggle مبارزه طبقاتی
class structure ساخت طبقاتی
class status پایگاه طبقهای
class q allotment کسورات حق مسکن درجه داران
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class v supplies اماد طبقه 5
exploited class طبقه استثمار شده
feudal class طبقه فئودال
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
feudal class طبقه زمیندار
exploiting class طبقه بهره کش
exploiting class طبقه استثمار کننده
exploited class طبقه بهره ده
class n allotment کسورات بیمه کارمندان غیرنظامی
class inclusion درون گنجی طبقهای
class ii property اموال طبقه 2
class interests منافع طبقاتی
class interval دامنه طبقه
class ii property کالای طبقه 2
class interval حدود طبقه
class ii installation تاسیسات اماد طبقه 2
class interval فاصله طبقه
class ii installation انبار اماد طبقه 2
class ii activity فعالیت امادی طبقه 2
class mobility تحرک طبقهای
class mobility تحرک طبقاتی
class ii activity اجرای اماد طبقه 2
class limits حدود طبقه
class iv supplies اماد طبقه 4
class ii supplies اماد طبقه 2
middle-class person عضو طبقه متوسط
class iii supplies اماد طبقه 3 بنزین و موادروغنی وسوختی
class improvement plan طرح توسعه ناو
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
class common behaviors رفتارهای نوعی طبقه
upper middle class طبقه متوسط بالا [در اجتماعی]
member of the middle class عضو طبقه متوسط
class improvement plan طرح بهبودناو
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
high class communication set دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
The working (middle,upper)class. طبقه کارگر (متوسط بالا )
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com