Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English
Persian
cluster sampling
نمونه گیری خوشهای
Other Matches
sampling
نمونه
sampling
نمونه گیری
sampling
نمونه برداری مزه کردن
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
sampling
نمونه برداری
fractional sampling
نمونه گیری مکانیکی
double sampling
نمونه گیری چندگانه
domal sampling
نمونه گیری خانواری
controlled sampling
نمونه گیری کنترل شده
behavior sampling
نمونه گیری از رفتار
biased sampling
نمونه برداری غیرتصادفی
area sampling
نمونه گیری منطقهای
area sampling
نمونه گیری منطقه یی
activity sampling
نمونه گیری از فعالیت
accumulative sampling
نمونه گیری پیاپی
acceptance sampling
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sampling test
ازمون نمونهای
quota sampling
نمونه گیری سهمیهای
random sampling
نمونه گیری تصادفی
sampling servo
دستگاه نمونه گیری خودکار
sampling tests
ازمایشهای نمونهای
sampling theory
نظریه نمونه گیری
sampling unit
واحد نمونه گیری
sampling variability
تغییر پذیری نمونه گیری
stratified sampling
نمونه گیری لایهای
time sampling
نمونه گیری زمانی
two stage sampling
نمونه گیری دو مرحلهای
sampling population
جامعه نمونه گیری
sampling offer
عرضه ازمایشی
sampling in motion
نمونه برداری در حال انتقال
sampling bias
سوداری نمونه گیری
sampling distribution
توزیع نمونه گیری
sampling equipment
دستگاه نمونه گیر
sampling rate
نرخ نمونه برداری
sampling error
اشتباه نمونه گیری
sampling error
خطای نمونه گیری
bed load sampling
نمونه برداری از بار کف
systematic random sampling
نمونه گیری تصادفی منظم
multi stage sampling
نمونه گیری چند مرحلهای
stratified random sampling
نمونه گیری لایهای تصادفی
simple randon sampling
نمونه گیری تصادفی ساده
cluster
دسته کردن
cluster
انبوه
cluster
دسته شدن
cluster
مین خوشهای
cluster
لوستر چندشاخه شمش
cluster
قالب
cluster
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster
تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster
کلاستر
cluster
خوشه مین خوشهای
cluster
خوشه
cluster
دسته
cluster
گروه
cluster
سنبله دسته کردن
cluster
جمع کردن خوشه کردن
cluster
اویز چند شاخه
lost cluster
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
cluster bomb
اویز چند شاخه
primary cluster
تشکیل ورودیهای یک جدول در اطراف یک خانه منفردجدول
gear cluster
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
open cluster
خوشه باز
globular cluster
خوشه کروی
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
cluster bomb
جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb
سنبله دسته کردن
staller cluster
خوشه ستارهای
cluster bombs
مین خوشهای
super cluster
ابر خوشه
instrument cluster
ابزارچندشاخه
cluster-block
چندین طبقه آپارتمان
cluster bomb
خوشه
cluster bomb
دسته
cluster bomb
گروه
galactic cluster
خوشه کهکشانی
cluster bombs
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs
اویز چند شاخه
cluster bombs
جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs
سنبله دسته کردن
cluster bombs
گروه
cluster bombs
دسته
cluster bombs
خوشه
cluster bombs
خوشه مین خوشهای
cluster bombs
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs
تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bombs
کلاستر
cluster bombs
قالب
cluster bombs
لوستر چندشاخه شمش
cluster piles
مهاربند
cluster bomb
لوستر چندشاخه شمش
cluster weld
جوش خوشهای
device cluster
گروه دستگاه
cluster bomb
مین خوشهای
cluster bomb
خوشه مین خوشهای
cluster of galaxies
مجموعه کهکشانی
cluster mill
فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
cluster joint
اتصال خوشهای
cluster bomb
کلاستر
cluster bomb
تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bomb
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb
قالب
cluster analysis
تحلیل خوشهای
cluster compound
ترکیب خوشهای
cluster controller
کنترل کننده گروهی
open star cluster
خوشه باز ستارهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com