English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
Search result with all words
computer graphics metafile فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری
national computer graphics association انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
Other Matches
graphics چاپگری که قادر به چاپ تصاویر map-bit است
graphics شکل ابتدایی
graphics که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
graphics ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
graphics ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند
graphics تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات
graphics گرافیک
graphics UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
graphics وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
graphics نگاره سازی
graphics رسم
graphics فن استعمال نمودار
graphics قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
graphics پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
graphics وسیله الکترونیکی
graphics در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
graphics کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
graphics استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
graphics روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
graphics فایل که حاوی داده شرح تصویر است
graphics شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود
color graphics گرافیک رنگی
graphics terminal ترمینال گرافیکی
graphics digitizer دیجیتالی کننده گرافیکی
graphics display نمایش گرافیکی
graphics mode حالت نگاره سازی
graphics printer چاپگر گرافیکی
character graphics نگاره سازی دخشهای
calligraphic graphics گرافیک خطاطی
business graphics گرافیکهای تجاری
raster graphics روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
block graphics نگاره سازی بلوک
bar graphics دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar graphics وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند
turtle graphics گرافیک لاک پشتی
vector graphics نگاره سازی برداری
graphics program برنامه گرافیکی
graphics resolation وضوح گرافیکی
management graphics مدیریت گرافیک
hi res graphics graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
harvard graphics هاروارد گرافیکس
harvard graphics برنامه نگاره سازی هاروارد
graphics, business تجارت
graphics, business گرافیک
graphics tablet تخته نگاره سازی
passive graphics گرافیک منفعل
graphics tablet لوح گرافیکی
graphics spreadsheet صفحه گسترده نگارهای
graphics screen صفحه گرافیکی
presentation graphics گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
presentation graphics گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
graphics scanner پویشگر نگارهای
interactive graphics نگاره سازی فعل و انفعالی گرافیک فعل و انفعالی گرافیک محاورهای
analytical graphics نگاره سازی تحلیلی
analytical graphics گرافیک تحلیلی
apa graphics نگاره سازی APA
analysis graphics نمودارهای تحلیلی
all points addressable graphics نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
color graphics adapter وفق دهنده نگاره سازی رنگی
enhanced graphics adaptor وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته
stand alone graphics system سیستم گرافیکی خودکفا
enhanced graphics display صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته
multicolor graphics aray ارایه نگاره سازی چند رنگ
object oriented graphics نگاره سازی موضوعی
random scan graphics نگاره سازی با پوشش تصادفی
raster scan graphics نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
graphics file format فرمت فایل نگارهای
graphics input hardware سخت افزار ورودی گرافیکی
low res graphics گرافیک با وضوح پایین
interactive graphics system سیستم گرافیکی محاورهای
hercules graphics adapter وفق دهنده نگاره سازی هولوکس
hercules graphics adapter استاندارد برای آداپتور تک گرافیک با renolation بالا ساخت Hercules Carporation
bit mapped graphics گرافیک نگاشت ذره یی
low resolution graphics توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
vector graphics display بردار نمایش گرافیکی
video graphics array ارایه نگاره سازی بصری
computer اکامپیوتر
computer رایانه
computer ماشین الکترونیکی
computer حسابگر الکترونی
computer ماشین متفکر
computer ماشین حساب
computer کامپیوتر
My Computer نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
computer ماشین حساب کامپیوتر
computer شمارنده
computer vendor فروشنده کامپیوتر
computer word کلمه کامپیوتری
computer utility خدمات کامپیوتری
human computer امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
incremental computer دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
hybrid computer کامپیوتر دو رگه
infected computer کامپیوتری که یک برنامه ویروسی دارد
ibm computer کامپیوتر ای بی ام
independent computer manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
incremental computer کامپیوتری که متغیرها را به صورت اختلاف بین مقادیر فعلی و مقادیر اولیه مطلق ذخیره میکند
hybrid computer کامپیوترترکیبی
incremental computer وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
ibm computer ماشین حساب ای بی ام
computer utility سودمندی کامپیوتر
guest computer کامپیوتر مهمان
digital computer کامپیوتردیجیتال
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
digital computer کامپیوتر عددی
digital computer کامپیوتر دیجیتالی
duplex computer کامپیوتر مضاعف
electronic computer کامپیوتر الکترونیکی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
dedicated computer کامپیوتر اختصاصی
digital computer کامپیوتر رقمی
control computer کامپیوتر کنترل
desktop computer کامپیوتر رومیزی
four address computer کامپیوتر چهار نشانی
flight computer کامپیوتر پرواز
first generation computer کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است
digital computer کامپیوتر
laptop computer کامپیوتر دستی یا کیفی
three address computer کامپیوتر با سه نشانی کامپیوتر سه ادرسه
talking computer کامپیوتر سخنگو
synchronous computer کامپیوترهمزمان
synchronous computer کامپیوتر همگام
stand alone computer کامپیوتر مستقل
source computer کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
source computer کامپیوتر منبع
slave computer کامپیوتر برده
sequential computer کامپیوتر ترتیبی
serial computer کامپیوترنوبتی
serial computer کامپیوتر سری
transportable computer پس و پیش کردن
two address computer کامپیوتر دو ادرسه
computer memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
computer memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
a stand-alone computer یک رایانه مستقل
There's a jinx on this computer. این رایانه جادو شده.
computer table میزکامپیوتر
micro-computer ریزکامپیوتر
micro-computer ریزرایانه
micro-computer خرد کامپیوتر
virtual computer کامپیوتر مجازی
two address computer کامپیوتربا دو نشانی
serial computer کامپیوتر نوبتی
self adapting computer کامپیوتر خود وفق
on board computer کامپیوتری که در یک وسیله نقلیه جا گرفته است
office computer کامپیوتر اداری
object computer OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT
object computer کامپیوتر مقصود
notebook computer یک کامپیوتر کوچک به اندازه یک چمدان که از یک نمایش کریستال مایع و مسطح استفاده میکند
notebook computer که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
notebook computer کامپیوتر کوچک قابل حمل
nonesequential computer کامپیوتر غیر ترتیبی
network computer نوع جدید کامپیوتر که برای اجرای برنامههای java و اطلاعات دستیابی به کمک جستجوگر web طراحی شده است
multiaccess computer کامپیوتر با دسترسی چند گانه
microprogrammable computer کامپیوتر ریزبرنامه پذیر
mainframe computer مانند تعداد عملوند همزمان
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
one address computer دستور ساخته شده از اپراتور و آدرس
one address computer ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
second generation computer کامپیوتر نسل دوم
satellite computer کامپیوتر ماهوارهای
ruggedized computer کامپیوتر بادوام
target computer کامپیوتر هدف
programmed computer کامپیوتر برنامه ریزی شده
portable computer کامپیوتر قابل حمل
pocket computer کامپیوتر جیبی
parallel computer کامپیوتر موازی
one chip computer کامپیوتر یک تراشهای
one address computer کامپیوتریک ادرسه
one address computer کامپیوتر یک نشانی
mainframe computer استفاده از ریز کامپیوترها برای دستیابی به کامپیوتر mainframe
computer literacy دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
automatic computer کامپیوتر خودکار
computer graphicist گرافیست کامپیوتری
computer generations نسلهای کامپیوتر
computer generations روش معرفی پیشرفتها در محاسبه
computer game بازی کامپیوتری
board computer یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
briefcase computer کامپیوتر چمدانی
computer flicks فیلمهایی که توسط کامپیوترساخته میشود
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
computer industry صنعت کامپیوتر
asynchronous computer نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
asynchronous computer کامپیوتر ناهنگام
computer letter حرف کامپیوتری
computer language زبان کامپیوتر
analogue computer کامپیوتر انالوگ
computer language زبان کامپیوتری
computer jargon لغات فنی مربوط به رشته کامپیوتر
asynchronous computer کامپیوتر غیرهمزمان
appliance computer سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
computer instruction دستورالعمل کامپیوتر
computer design طراحی کامپیوتری
computer family خانواده کامپیوتر
computer camp اردوی کامپیوتر
computer aided بکمک کامپیوتر
computer assisted بکمک کامپیوتر
computer based بر مبنای کامپیوتر
computer awarness دانش کامپیوتر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com