English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
control vane تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
Other Matches
vane پر گذاشتن به تیر
vane بادنما
vane پره
vane کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
vane پرده
vane علامت بادنما پرده جدا کننده
vane تیغه
vane پره توربین
vane بال
vane قاشقک
wind vane بادنما
arming vane پروانه مسلح کننده
arming vane پروانه مسلح کننده بمب
turbine vane تیغه توربین
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
vane of windmill پره اسیاب بادی
compressor vane تیغههای ثابت روی استاتور
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
guide vane تیغه هادی
guide vane تیغه راهنما
weather-vane الت بادنما
weather vane الت بادنما
stay vane blade تیغهثابتتوخالی
magnetic vane meter سنجه با پره مغناطیسی
nozzle guide vane تیغههای هادی یا راهنما
inlet guide vane تیغههای خنک کننده جریان ورودی
polarized vane meter سنجه پره قطبیده
soft vane meter سنجه پره مغناطیسی
measurement of wind direction: wind vane اندازهگیریمقداربارشبرف
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
self control خودداری
self control مسک نفس
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
self-control خودگردانی
self-control خودداری
self control قوه خودداری
self control کف نفس
self-control خویشتنداری
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control کنترل کردن
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control کنترل کردن مهار کردن
control مهار
control نظارت
control کنترل
control کاربری
control کنترل بازبینی
control بازرسی
control نظارت کردن تنظیم کردن
control فرمان
control اختیار
control بازرسی نظارت جلوگیری
control بازدید
control کنترل کردن فرمان
control بازرسی کردن
control واپاد
control نظارت کردن
control توپزن دقیق
control نظارت و ممیزی کردن
exchange control کنترل ارزی
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
experimental control کنترل ازمایشی
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control نظارت ارز
disaster control روش کنترل سوانح
external control کنترل خارجی
volume control پیچ صدا
exchange control کنترل ارز
electronic control فرمان الکترونیکی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
electronic control تنظیم الکترونیکی
electric control کنترل الکتریکی
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
erosion control جلوگیری از فرسایش
error control کنترل خطا
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
esi control control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
electronic control کنترل الکترونیکی
control towers برج کنترل
control towers برج مراقبت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
fly control قسمت کنترل پرواز
flight control کنترل پرواز
frequency control کنترل فرکانس
framing control پیچ تنظیم تصویر
wage control کنترل دستمزد
forms control کنترل فرم ها
focusing control تنظیم تمرکز
fly control برج کنترل
flight control سیستم کنترل هواپیماها
flow control کنترل جریان
fiscal control کنترل مالی
fiscal control نظارت مالی
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fire control اطفاء حریق
fire control جلوگیری از اتش سوزی
fire control سیستم کنترل اتش
volume control کنترل شدت صوت
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control کنترل اتش
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
fire control کنترل یا هدایت اتش
flood control سیل بندی
direct control کنترل مستقیم
control sheet برگ کنترل
control structure ساختار کنترلی
control structure ساختارکنترل
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
control surface سطح کنترل
control surface سطح فرمان
control knobs دکمهکنترل
control switch کلید فرمان
control system سیستم فرمان
control system سیستم کنترل
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control transmitter دستگاههای همگرد
control unit واحد کنترل
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
control structure ساخت کنترل
control store انباره کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control ship ناو کنترل کننده عملیات دریایی
control signal علامت کنترل
control signals سیگنالهای کنترلی
control signals علائم کنترلی
control slide کشوی کنترل
control slide غلتگاه کنترل
control statement جمله کنترلی
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control station ایستگاه کنترل
control status وضعیت کنترلی
control status وضعیت کنترل اتش
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
control variable متغیر کنترل شده
control keys کلیدهایکنترل
damage control کنترل خسارات
damage control کنترل کردن خسارات
damage control اسیب گیری
control deck کنترلعرشه
control box جعبهکنترل
control bar میلهکنترل
data control کنترل داده ها
colour control کنترلرنگ
climate control کنترلدما
centring control دکمهکنترلصفحه
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
control knob دکمههایکنترل
cursor control کنترل مکان نما
control vehicle تانک نافم حرکت
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control wheel صفحه کنترل
control wheel صفحه تنظیم کننده
control word کلمه کنترل
control words کلمات کنترلی
control zone منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
corrosion control جلوگیری و کنترل خوردگی
cortical control کنترل مغزی
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control تنظیم با بلور
digital control کنترل دیجیتالی
voltage control کنترل ولتاژ
statistical control کنترل اماری
monetary control نظارت پولی
motor control کنترل حرکتی
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
net control کنترل شبکه
net control ایستگاه کنترل شبکه
numerical control کنترل عددی
sequential control کنترل ترتیبی
organization control کنترل سازمانی
output control تنظیم انرژی خروجی
peaking control نافم اوج دهندگی
sequence control کنترل متوالی
monetary control کنترل پولی
mixture control کنترل مخلوط
start up control کنترل اغازی
speed control کنترل عده دور
manpower control کنترل نیروی انسانی
manual control کنترل دستی
speed control کنترل سرعت
spark control نافم جرقه
span of control حوزه نظارت
material control کنترل مواد
social control کنترل اجتماعی
size control کنترل اندازه
minor control کنترل ضعیف
minor control کنترل کم
sequence control کنترل ترتیبی
sequence control کنترل ترتیب
phase control تنظیم با تغییر فاز
salinity control نمکزدایی
rocket control کنترل موشک
riot control کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com