Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (10 milliseconds)
English
Persian
core dump
روگرفت حافظه
Other Matches
dump
چاپ محل هایی که محتوای آنها در حین اجرای برنامه تغییر کرده است
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
dump
نشان دادن متن یا گرافیک روی صفحه نمایش بر روی چاپگر
dump
نقط های در برنامه که برنامه و داده اش در محل ذخیره سازی حفظ شده اند تا از اثرات خطاها جلوگیری شود
dump
بخشی از حافظه که ریو رسانه دیگر تط بیق شود یا به حالت دودویی چاپ شود
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
dump
جابه جایی داده از یک وسیله یافضای ذخیره سازی به چاپگر
dump
روگرفت
dump
روبرداری کردن روبرداری
dump
رونوشت انباشتن
dump
ریختن
dump
انباشت نسخه برداری
dump
انبار موقتی اشغالدان
dump
با صدا افتادن
dump
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
dump
اشغال
dump
موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
dump
تفکر
dump
خیال
dump
جنس را
dump
بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
dump
رو گرفت روبرداری کردن
dump
انبار کوچک
dump
رها کردن گوی بولینگ از انگشت و شست باهم بطوریکه گوی پیچ نخورد کشیدن طناب یا سیم بازکننده چتر
dump
زباله
dump
باخت عمدی
dump
از کار انداختن ناگهانی کل سیستم
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
dump
مخزن انبار کردن
binary dump
روگرفت دودوئی
beach dump
نقطه اماد در سر پل دریایی
beach dump
انباراسکله
beach dump
انبار موقت ساحلی
memory dump
رونوشت ازحافظه
ammunition dump
انبار مهمات
memory dump
روگرفت حافظه
ammunition dump
زاغه مهمات
postmortem dump
روگرفت پس از واقعه
static dump
روبرداری ایستا
screen dump
رونوشت صفحه نمایش
selective dump
روگرفت گزیده
screen dump
روبرداری صفحه
rescue dump
دادهای که به طورخودکاردراثربروزخطای کامپیوتری ذخیره شود.
snapshot dump
روگرفت لحظهای
snapshot dump
روبرداری لحظهای
static dump
روگرفت ایستا
dump check
مقابله حین روبرداری
disaster dump
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
disaster dump
رونوشت از حافظه کامپیوترکه نتیجه اشتباه غیر قابل پوشش در برنامه است
dump tape
نوار روبرداری
dump truck
کامیون کمپرسی
dump truck
کامیون زباله بر شهرداری
dump valve
شیر کاهنده
dump valve
شیر خروج
dynamic dump
رو گرفت پویا
dynamic dump
روبرداری پویا
dynamic dump
نسخه برداری پویا
gasoline dump
باک بنزین
dump slag
سرباره دورریز
dump slag
هالدن شلاکه
dump car
ماشین شهرداری
dump barrow
حرخ دستی
storage dump
روبرداری حافظه
dump barrow
زنبه
dump barrow
خاک کش
dump box
فرف مخصوص زباله
dump box
زباله دان اشغالدان
dump bucket
سطل زباله
dump bucket
سطل اشغال
gasoline dump
مخزن موقتی بنزین
post mortem dump
روگرفت پس از واقعه
post mortem dump
رونوشت پس از واقعه روگرفت پس از واقعه
core
چنبره
core
مغز
core
درون
core
مرکزی
core
مغزه
core
رشته سیم هسته وسط سیم
core
برنامه کامپیوتری ذخیره شده در حافظه اصلی
core
بخش هدایت مرکز یک کابل
core
هسته یا دیوارهستهای
core
هسته سنگ
core
هسته
core
مغز ودرون هرچیزی
core
نمونه مواد حفاری
core
مغزی
core
هسته مرکزی مفتول
core
وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
core
ماهیچه
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
iron core
هسته اهن
clay core
مرکزخاکرس
wire core
مغزی سیمی
hard core
مصالح تخریب
watertight core
هسته اب بندی
three core cable
کابل سه رشتهای
transformer core
هسته ترانسفورماتور
solenoid core
هسته سولنئید
hard core
پی جاده
hard core
زیرسازی جاده
single core
هادی تک رشتهای
single core
کابل یک رشتهای
reactor core
هستهرآکتور
impervious core
هسته نفوذناپذیر
impervious core
هسته ناتراوا
hollow core
هسته مجوف
hard core
مصالح اوار
it is rotten at the core
ازدرون خراب است
laminated core
هسته متورق
magnet core
هسته مغناطیسی
magnet core
هسته اهنربا
magnet core
هسته
radiator core
هستهرادیاتور
magnetic core
چنبره مغناطیسی
magnetic core
هسته مغناطیسی
four core cable
کابل چهاررشتهای
air core
بی هسته
core drilling
نمونه برداری با مته
core gap
چاک هسته
core hole
سوراخ هسته
core iron
اهن هسته
core loss
اتلاف هسته
core loss
اتلاف اهن
core matrix
ماتریس چنبرهای
core memory
حافظه چنبرهای
core drill
مته نمونه بردار
core box
قالب ماهیچه
apple core
تخمدان سیب
armature core
هسته ارمیچر
cable core
سیم کابل
coil core
هسته سیم پیچ
coil core
هسته بوبین
concrete core
نمونه استوانهای بتن
bobbin core
هسته سیم پیچ
core barrel
لوله نمونه بردار
core binder
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
core memory
حافظه هستهای
core storage
انبار چنبرهای
core transformer
مبدل هسته دار
extendeo core
حافظه چنبرهای توسعه یافته
core storage
انباره چنبرهای
ferrite core
جمبره فریتی
core sand
ماسه ریخته گری
ferrite core
ماده مغناطیسی کوچک که بار الکترومغناطیسی را نگه می دارد در هسته حافظه
ferrite core
به کار می رفت
core sample
نمونه استوانهای
core storage
انباره هستهای
core nail
سوزن هسته
four core cable
کابل چهار سیمه
core of the earth
هسته زمین
core oven
کوره هسته
core pin
خار هسته
core plane
صفحه چنبره ها
core print
تکیه گاه ماهیچه
concrete core wall
دیوار با هسته بتنی
toroid magnetic core
هسته مغناطیسی چنبرهای
air core chuke
پیچک با هسته هوایی
closed magnetic core
هسته مغناطیسی بسته
core baking oven
کوره خشک کننده
air core transformer
ترانسفورماتور با هسته هوایی
smooth core armature
ارمیچر با هسته صاف
magnet core aerial
آنتن با هسته آهنربایی
magnetic core memory
حافظه چنبرهای مغناطیسی
iron core transformer
مبدل با هسته اهنی
rosin core solder
لحیم با مغز کولوفان
rubble hard core
مصالح تخریب
rubble hard core
مصالح اوار
iron core choke
پیچک با هسته اهنی
core blowing equipment
تجهیزات دمیدن هسته
core molding machine
دستگاه ریخته گری هسته
single core cable
کابل یک سیمه
single core cable
کابل یک رشتهای
iron core coil
پیچک با هسته اهنی
spilt core type transformer
ترانسفورماتور انبری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com