English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English Persian
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
Search result with all words
crest clearing graph نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
Other Matches
crest تاج سد
crest مانع
crest ستیغ
crest به بالاترین درجه رسیدن
crest بالاترین درجه
crest یال
crest نوک
crest خط الراس
crest کاکل
crest نوک تیزی راس خاکریز
crest قله
crest کلاله
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
crest value جریان بیشینه
crest تاج
crest fallen خوار
crest clearance بازی نوک پیچ
crest elevation فرازای ستیغ تراز ستیغ
crest of spillway سرآبسطحسد
military crest خط الراس نظامی
hill crest نوک تپه
hill crest خط الراس
crest fallen سرافگنده
crest level یال
crest fallen افتاده
hill crest قله تپه
crest fallen تاج
crest elevation فرازای تاج
clearing تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearing تسویه
clearing تهاتر بانکی
clearing بوته کنی
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing سترده
clearing پاک کردن
clearing جمع کردن
clearing مکان مسطح
clearing تسویه تسطیح
clearing تبرئه
clearing نقل وانتقال بانکی
clearing تسطیح
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
included angle of crest فرجه ستیغ
centre of crest circle مرکز انحنای ستیغ
centre of crest circle مرکز خمیدگی
central angle at crest فرجه ستیغ
arch center for crest مرکز قوس ستیغ
arch center for crest مرکزانحنای ستیغ
arch center for crest مرکز خمیدگی ستیغ
clearing houses قسمت تهاتر دربانکها
clearing house اطاق پایاپای
clearing banks بانک پس انداز
clearing banks بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing bank بانک پس انداز
clearing bank بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
clearing out [of a place] اخراج [از مکانی]
clearing house دفتر تسویه حساب
clearing house شرکتی که چکها را نقد می نماید
clearing station پست تخلیه بیماران
clearing house اتاق تهاتر
clearing house شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing houses اتاق تهاتر
clearing houses شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing houses شرکتی که چکها را نقد می نماید
clearing houses دفتر تسویه حساب
clearing houses اطاق پایاپای
clearing house قسمت تهاتر دربانکها
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
clearing agreement موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
clearing station ایستگاه تخلیه بیماران
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
clearing operations عملیات پاک کردن مین
clearing operations عملیات مین روبی
clearing of jungle پاکسازی جنگل
clearing iron سنگ پس زن
clearing iron جاده پاک کن
clearing block قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
clearing block قطعه بازدارنده
paying off [clearing off] [repayment] بازپرداخت [پرداخت کامل اقساط]
market clearing price قیمت تعادل در بازار
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com