English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (10 milliseconds)
English Persian
crystal button ریسهکریستالی
Other Matches
button دکمه
button هرچیزی شبیه دکمه
on-off button دکمهروشن
on the button <idiom> درست سر موقع
button کلید هایی که اعمالی انجام می دهند
button شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
button گل میخ گرد
button تکمه زدن باتکمه محکم کردن
button تکمه
on-off button خاموش
button غنچه
button میخ
measuring button دکمهاندازهگیری
shank button دکمهپایدار
rewind button دکمهعقببرنده
listen button دکمهمخصوصگوشکردن
reset button دکمه
regulating button دکمهتنظیمکننده
record button دکمهضبط
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
power-on button دکمهروشنشدندستگاه
memory button دکمهحافظ
power button دکمهروشن
play button دکمهشروع
pause button دکمهایستکوتاه
on/play button کلیدشروعبهکار
locking button دکمهقفل
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
start button دگمهای که معمولاگ گوشه سمت چپ در پایین صفحه نمایش ویندوز است و یک مسیر مناسب به برنامه ها و فایلهای کامپیوتر ایجاد میکند
start button تکمه راه اندازی
start button تکمه استارت
radio button دکمه رادیو
mouse button دکمه ماوس
kissing button برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
microphone button کپسول میکروفون
button facing دکمهسربندشلوار
button loop دکمهرکاب
button strap دکمهروپوشزنانه
farcy button دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
function button دکمهردیاب
finger button دکمهانگشتی
erase button دکمهپاککننده
end button انتهایکلاهک
eject button دکمهخروج
capstan button دکمهچرخطناب
button-through smock دکمهسریقه
microphone button تکمه میکروفن
belly button ناف
bachelors button گل دگمه
bachelors button گل اشرفی
TV/video button دکمهتلوزیون
push button کلید فشاری
push button شستی
push button دکمه فشاری
The button on my coat off. تکمه کتم افتاد
TV/video button ویدئو
TV power button دکمهروشنکنندهتلوزیون
button head سر عدسی در پیچ ها
spray button دکمهآبپاش
starter button دکماستارت
ceiling button مقره سقفی
button hook قلاب
button hole جا دکمه
stop button دکمهایست
crystal ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystal کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystal صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal بلور
crystal بلور کوارتز
crystal شفاف
crystal زلال بلوری کردن
crystal کریستال
push button control کنترل دکمهای
push button dialing شماره گیری دکمهای
push button switch کلیدپوش باتون
push button switch تکمه فشاری
push button tuner میزانساز دگمهای
emergency push button تکمه اضطراری
preset tuning button دکمهتنظیمچرخش
auto reverse button دکمهمعکوساتوماتیک
cassette eject button دکمهخروجفیلماز
key finger button دکمهیابندهکلید
language display button دکمهنمایشگر
lens release button دکمهآزادکردنبیرونآوردنلنز
macro set button دکمهتنظیمصدا
shutter release button دکمه
power zoom button دکمهفعالکنندهزوم
record announcement button دکمهاعلام کنندهضبط
record muting button دکمهضبطبدونصدا
reverse stitch button دکمهوارونهکنندهدوخت
VCR power button دکمهفعالکنندهVCR
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
fast-forward button دکمهجلوبر
counter reset button دگمههایتحدیدشمارشگر
push the panic button <idiom> از ترس قلبش فرو ریخت
push-button telephone تلفندکمهفشاری
monovalent crystal بلور تک والانسی
crystal clear واضح-مبرهن
molecular crystal بلور مولکولی
mixed crystal کریستال امیخته
x cut crystal کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
pizoelectric crystal کریستال پیزوالکتریک
as clear as crystal <idiom> مثل اشک چشم [زلال]
crystal drop اشککریستالی
I cant do any crystal – gazing . علم غیب که ندارم
quasi crystal شبه بلور
single crystal تک بلور
rock crystal سنگ بلور
mixed crystal کریستال مخلوط
crystal ball انتن رادار
crystal gazer ساحر یا جادوگر
crystal gazing بلور بینی
crystal glass بلور
crystal grain دانه بلوری
crystal growth رشد بلور
crystal lattic شبکه کریستالی
crystal lattice شبکه بلورین
crystal lattice شبکه بلوری
crystal lattice شبکه کریستالی
crystal lattice شبکه بلور
crystal microphone میکروفون بلوری
crystal mixer ترکیب کننده دیودی
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
crystal pendant اویز
crystal pickup پیکاپ بلورین
crystal pickup پیک اپ کریستالی
crystal filter صافی بلورین
crystal energy انرژی بلور
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal balls انتن رادار
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
liquid crystal کریستال مایع
atomic crystal بلور اتمی
cast crystal بلور ریخته
colored crystal بلور سنگین
covalent crystal بلور کووالانسی
valence crystal بلور کووالانسی
crystal allotropy چند شکلی بلور
crystal axis محور کریستال
crystal control تنظیم با بلور
crystal defect نقص بلور
crystal detector اشکارساز بلورین
crystal diode دیود بلوری
crystal diode دیود
crystal plane سطح کریستالی
crystal plane سطح بلوری
metal crystal بلور فلز
crystal water اب تبلور
detecting crystal بلور اشکارساز
distorted crystal بلور واپیچیده
host crystal بلور زمینه
filter crystal کریستال صافی
quartz crystal بلور کوارتز
host crystal بلور میزبان
iceland crystal بلور ایسلند
ideal crystal کریستال ایده ال
ionic crystal بلور یونی
crystal transducer کریستالی
crystal transducer مبدل
crystal system دستگاه بلور
crystal rectifier دیود
crystal rectifier دو قطبی بلورین
crystal set رادیوی ترانزیستوری
crystal set اشکارساز کریستالی
crystal pulling بلور پردازی
crystal set گیرنده اشکارساز
crystal structure ساختار بلور
crystal plane صفحه بلور
depth-of-field preview button زمینهدکمهعقببر
data display illumination button دکمهنمایشگراطلاعات
single button carbon microphone میکروفون تک زغالی
double button carbon microphone میکروفون دو زغالی
alarm threshold display button دکمهنمایشسرحدهشدار
interior door lock button دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
burnout of a crystal rectifier سوختن یکسوکننده دیودی
inert gas crystal بلور گازهای بی اثر
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
noble gas crystal بلور گازهای بی اثر
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal displays کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal display کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
hexagonal crystal system سیستم کریستال شش گوش
crystal growth affinity رشد خواهی بلور
crystal video rectifier یکسوکننده بلورین ویدئو
liquid-crystal display نمایشکریستالمایع
crystal field theory نظریه میدان بلور
frequency changer crystal بلور تغییر دهنده بسامد
crystal ball stopper گلوله بلوری شیشه لیموناد
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
electrostatic crystal field theory نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball. مگر کف دستم را بو کرده بودم.
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
crystal frequency changer efficiency بازده بلور تغییر دهنده بسامد
liquid crystal display colour pigmented صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
It stickd out a mile. It is crystal clear . It is as clear as daylight. مثل روز روشن است ( پرواضح است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com